عظيم بر بلدهء طيبه « 1 » سبزوار « 2 » من جميع الجهات وارد شد .
در اين منزل دو « 3 » روز توقف كرده نواب قورچىباشى سبزوار را به مردم خود مثل ابراهيم بيك ايرلو سپرده ، ولد اسكندر خان افشار را حاكم فرمود و امراى خراسان مثل يكان بيك افشار حاكم فراه و سليمان « 4 » خليفه حاكم تون « 5 » و طبس و ولى سلطان حاكم كرمان مرخص گشته به الكاى خود معاودت فرمودند و مهمات خراسان را علت به طبيعت گذاشته ، از آنجا به مزينان آمدند و معاملات مزينان و حكومت آنجا به حسين خان « 6 » سلطان دهدهلو - كه سابقا در ملازمت نواب غفرانپناه سلطان ابراهيم ميرزا بود - تفويض كرده از آنجا كوچ بر كوچ متوجه عراق شدند و در روز دوشنبه چهارم « 7 » شهر ذى حجهء سنهء مذكوره نزول اجلال در دار السلطنهء قزوين واقع شد و آن قشلاق را در آنجا فرمودند . چون بعضى اخبار ناملايم از ممر غلبه و استيلاى روميه « 9 » به درگاه عرش اشتباه آمده بود « 8 » ، امراى عراق مثل ولى سلطان حاكم همدان و سيد بيك كمونه حاكم سمنان و شاهقلى سلطان « 10 » تبت اغلى حاكم خوار « 11 » و ادهم سلطان حاكم فراهان و گرمرود و امت خان بيگلربيگى فارس « 12 » و اكثر امرا مرخص گشته به الكاى خود رفتند كه ترتيب قشون و لشگر داده هنگام توجه به جانب آذربايجان حاضر گردند .
و هم در اين ايام يعنى « 13 » در عشر اول ذى حجهء سنهء مذكوره ، مرحومى خواجه افضل تركهء اصفهانى كه به مزيد فضل از اقران ممتاز بود و از دار السلطنهء هرات همراه اردوى معلى بود ، « 14 » در آستانهء امامزادهء واجب التعظيم و التكريم - امامزاده « 15 » عبد العظيم عليه و آبابهء التحية و التسليم - بيمار شده ، در موضع اندرمان بر بستر بيمارى افتاده فوت شد و در آستانه متصله « 16 » به حرم امامزاده مدفون گشت . ( تاريخ « از جهان رفته بوعلى سينا » يافتهاند حال « افضل ماهر » تاريخ است ) « 17 » . از اجداد وى خواجه صدر الدين تركهء اصفهانى كه معاصر زمان سلطان غازان و سلطان محمد خدابنده بوده فضيلت بىنهايت داشته و از او دو پسر مانده : خواجه صاين الدين « 18 » تركه و خواجه افضل الدين محمد . و ايشان نيز بسيار فاضل بودهاند و تصانيف دارند . خواجه صاين « 19 » الدين محمد در ذى حجهء خمس و ثمانين و ثمانمائه « 20 » در هرات فوت شد و خواجه افضل الدين
هامش
( 1 ) - ن : « طيبه » ندارد
( 2 ) - ب ، م : در سبزوار را به مردم خود
( 3 ) - ب ، م : « دو » ندارد
( 4 ) - ن : سلمان
( 5 ) - م ، ن : طون
( 6 ) - م : حسين خان دوهلو
( 7 ) - ن : دوشنبه 4
( 8 ) - مز : « چون » ندارد
( 9 ) - م : اروميه
( 10 ) - م : « سلطان » ندارد
( 11 ) - م ، ب ، ن : خار
( 12 ) - م ، ن : « فارس » ندارد
( 13 ) - م : « يعنى » ندارد
( 14 ) - ب ، ن : بود و
( 15 ) - ب : امزاده
( 16 ) - ن : متصل
( 17 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 18 ) - ب ، م ، ن ضياء الدين تركه اضفهانى
( 19 ) - ب ، م ، ن : ضياء الدين
( 20 ) - ب ، م : به حكم ميرزا شاهرخ در يكى از دروازههاى ساوه به حلق كشيدند و نعش او را از ساوه به اصفهان و در درب آستان مدفون ساختند و از خواجه ضياء الدين