آمده ، از آنجا ، به حوالى مشهد مقدس آمده در طرق « 1 » نزول اجلال واقع شد . روز سهشنبه « 2 » چهارم شهر رمضان المبارك ، شاهزادهء صادق الولا ، سلطان حمزه « 3 » ميرزا چون منذور بود - كه از « 4 » محلى كه چشمش بر گنبد مبارك حضرت امام ثامن سلام اللّه عليه افتد از آن محل تا به درون روضه پياده رود - « 5 » صباح اين « 6 » روز احرام آن حرم بسته ، جميع امرا و اعيان در ملازمتش در آن روز گرم كه « 7 » آفتاب در برج سنبله بود ، از طرق تا به آستانهء مقدسه آمده ، شب چهارشنبه پنجم رخ نياز بدان كعبهء آمال « 8 » رسانيده مضمون اين ابيات ادا نمود « 9 » . شعر : « 10 »
بر آستان تو سودم رخ نياز شبى * كه سيل اشك چو خاشاك در ربود مرا
غرض وصال تو بود آمدن ز چندين راه * و گرنه هيچ مراد دگر نبود مرا
صباح روز پنجشنبه پنجم ، شاهزاده بعد از نماز و لوازم زيارت ، از آستانهء مقدسه سوار شده « 11 » با امرا و وزرا به اردوى همايون كه در طرق بود رفته ، در ركاب پادشاه مالك رقاب سوار شده سادات و نقبا و خدام گرام آن آستان « 12 » عرش مقام علمها برداشته استقبال « 13 » نمودند .
نواب كامياب به شهر داخل شده ، خود را به زيارت سرافراز ساخت و دولتخانهء مباركه در حوالى منازل « 14 » مرحومى ميرزا ابو طالب رضوى كه از اعاظم نقباى آن ولايت است قرار گرفت و اكثر امرا به شهر درآمده بعضى در بيرون شهر قرار گرفتند .
مشهد مقدسه درين چند سال بواسطهء مخالفت امرا و آمد و شد « 15 » عساكر ظفر لوا خراب و بيات « 16 » شده بود چنانچه از سقف بازارها و آبادانى [ 563 ] دكاكين و كاروانسراها اثرى نمانده « 17 » ، باغاتى كه در بلده و خارج آن رشك گلستان ارم بود خلال وارى چوب در آنها يافت نمىشد . مردم بلوكات و كوهستان از ظلم غازيان ياغى شده ، تردد شهر نمىكردند . آستانهء از زينت و قناديل و اسباب عريان شده تمامى « 18 » را به تاراج برده بودند . مردم آن ولايت از وضيع و شريف زبان شكايت از دست ظلم و ستم حكام گشوده ، از زمين و زمان فرياد الامان الامان « 19 » برخاست . امرا با وجود تسلط و استيلا نتوانستند كه حمايت مرتضى قلى خان نمايند چرا كه تعدى و ظلم او از آن « 20 » گذشته بود كه احدى جرأت بر آن تواند نمود . شاه كامياب محمد خان تركمان مصاحب را تعيين نمود كه به حقيقت عرض سركار فيض آثار باز رسيده ، سواى قناديل از بيوتات
هامش
( 1 ) - م : طرف
( 2 ) - ن : چهارشنبه
( 3 ) - ن : شاهزاده حمزه ميرزا
( 4 ) - ن : « كه از » ندارد
( 5 ) - م ، ن ، ب : و لهذا
( 6 ) - م : « اين » ندارد
( 7 ) - ب ، م : « كه » ندارد
( 8 ) - ن : آمان
( 9 ) - ن : نموده
( 10 ) - م : « شعر » ندارد
( 11 ) - ب ، ن : شد
( 12 ) - ب ، م ، ن : آستانه
( 13 ) - ب ، م : استيفا
( 14 ) - م ، ن : منزل
( 15 ) - مز : آمد شد
( 16 ) - ن : خراب » و بيات » ندارد
( 17 ) - م ، ن : نماند
( 18 ) - ب ، م : و تمامى
( 19 ) - ب ، م : « الامان » ندارد
( 20 ) - ب ، ن : آنجا