اشكفشانى « 1 » خامهء عنبرفشان در قتل ميرزا سلمان و ذكر بعضى از حوادث واقعه در خراسان
سابقا مذكور شد كه چون در ايام محاصرهء تربت « 2 » ميانهء امرا و ميرزا سلمان صحبت به قتل و غزا انجاميد « 3 » و در راه دار السلطنهء هرات هم يكدو روز يوزباشيان و مقربان به جهت مدعيات خود بروز درآورده به نزاع و بىحرمتى رسانيدند و صحبت به جايى رسيد كه وى « 4 » يكدو روز از منزل « 5 » بيرون نرفت و « 6 » امرا باز تنزل كرده به تدارك درآمدند اما از آن روز در فكر و انديشهء قتل او بودند . مقصود بيك وزير قورچىباشى محرك اين اراده بود . تمامى اويماقات با يكديگر در قتل ميرزا سلمان اتفاق نموده ، شاهرخ خان كه از جانب ميرزا سلمان بود او را برگردانيده تاجيكان نيز در اين قضيه شريك شدند « 7 » و از هر اويماقى « 8 » چند نفر جلف « 9 » و اوباش جدا كرده با يكديگر به يوسف بيك ولد قورچىباشى متوسل شده او را بانى و باعث اين امر نمودند و قرار بدين دادند كه او را هرجا كه بهبينند به شمشير گيرند . اين اراده در خاطرها « 10 » جا گرفته در عزى ( ؟ ) اين بودند كه كجا اتفاق افتد . اتفاقا صباح روز پنجشنبه نوزدهم شهر ربيع - الثانى سنهء « 11 » مذكوره ، اعتماد الدوله را به خاطر رسيد كه به زيارت مقرب بارى ، خواجه عبد اللّه انصارى رود كه در موضع گازرگاه هرات مدفون است و به خوبى آن مقام فيض ارتسام از ساير مزارات ممتاز « 12 » است و وى نسب خود را به خواجه منتهى مىساخت . جمعى از مردم هرات كه شب و روز با او [ 558 ] مىبودند ( و مشاور او گشته بودند ) « 13 » مدار بر اقوال ايشان نهاده از ديگران كناره مىفرمود « 14 » قرار دادند كه به گازرگاه رفته به حمام آنجا روند و شب جمعهء آنجا بسر برده روزش به صحبت مشغول « 15 » گردند . يراق و اسباب و اثاث « 16 » خسروانهء اعتماد الدوله را ايشيك « 17 » آقاسيان به گازرگاه برده ، وى چاشتى روانهء آن صوب شد . چون جماعت خبيه و اوباش اويماقات اين معنى را دريافته بودند ، با جمعى كثير از قورچيان و مقربان پيشتر به تخت صفر كه در سر راه واقع است رفته ، انتظار داشتند كه چون مشار اليه از آنجا بگذرد او را به قتل آورند « 18 » .
بعضى از مردم آگاه كه واقف شدند ، در حوالى تحت صفر اين خبر را به اعتماد الدوله رسانيدند .
مشار اليه به اضطراب تمام رو به شهر نهاده ، اين جماعت در تخت صفر در بسو بودند ، جلوريز
هامش
( 1 ) - ب : افشانى
( 2 ) - م : بربت
( 3 ) - ن : انجاميده
( 4 ) - ن : « وى » ندارد
( 5 ) - ن : منزل خود بيرون رفت
( 6 ) - ب : « و » ندارد
( 7 ) - ن : بودند . م : ندارد
( 8 ) - ن : اويماق
( 9 ) - م : خلف
( 10 ) - ن : خاطر جا گرفته
( 11 ) - م : « سنه » ندارد
( 12 ) - ن : مختار
( 13 ) - ن : داخل پرانتز را ندارد
( 14 ) - ب ، ن : مىفرمود و
( 15 ) - ن : مشغولى
( 16 ) - ن : اساس
( 17 ) - مز ، ب ، م ، ن :
ايشك
( 18 ) - ب ، م : آوردهاند . ن : آورده