تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
موروثى و مخلصان صاحب حقوق خدمت و آنكه « 1 » در مقام نقض « 2 » عهود و كسر « 3 » ايمان پدران جنت بارگاه و پادشاهان فردوس خرگاه گردند . شعر « 4 » :
من امروز شرح المهاى خويش * بگفتم تو دانى و فرداى خويش »
رايات عظمت و جلال بعد از فرستادن ايلچى « 5 » متوجه قشلاق « 6 » [ و مقر ] سلطنت گشت . شعر « 7 » :
تا جهان باد در جهان باشى * و ز بد خلق در امان باشى
در ظلال عواطف شاهى * امر فرما و كامران باشى
ابراهيم « 8 » از زكم ، از اردوى معلى جدا شده از راه قراباغ و ارسبار به دار السلطنهء تبريز آمده ، بعد از ملاقات امير خان از راه وان متوجه گشت . سابقا ذكر رفت كه محمد خان تركمان و شاملو و تكلو كه به مدد مرتضى قلى خان به مشهد مقدس معلى رفته بودند ، بعد از وصول بدان كعبهء مامول - چون يك مدت در مشهد مقدس توقف ايشان واقع شد - بيشتر باعث خرابى و ويرانى آن ولايت گرديدند و اثر آبادانى « 9 » درياغات آنجا نگذاشتند و چون شاه عباس در دار السلطنهء هرات متمكن بود ، بعضى از امراى شاملو به رفاقت اردوغدى « 10 » خليفه تا « 11 » حوالى جام رفته كارى نتوانستند ساخت . از آنجا مراجعت كرده باز به مشهد مقدس آمدند و از مشهد مقدس با جمعهم روانهء عراق گرديدند « 12 » . و هم در اين ايام ، مرتضى قلى خان قناديل آن سركار فيض آثار بر سبيل مساعدت به مبلغ دو هزار و « 13 » هشتصد تومان برداشته « 14 » تمسك سپرد « 15 » و خيلى از نقود و ظروف و چينى آلات و جواهر آن سر كار را سادات مشهد مقدس و تحويلداران و ميرنظام كلانتر و ساير خدمه و فعله بردند و از محصولات نيز چيزى بدان سرگار موهبت آثار عايد نشد . چون امراى عظام و اعتماد الدوله ميرزا سلمان از گرجستان به زكم آمدند ، روز ديگر كوچ بر كوچ متوجه دار السلطنهء قزوين شدند ، چون به گنجه رسيدند ، چند روز در آنجا توقف كرده مهمات آنجا را با امراى آذربايجان و شروان ساخته به جانب دار الارشاد اردبيل « 16 » فرمودند . يك هفته در آن آستان عرش منزلت توقف كرده ، در اينجا خبر فوت شاهزاده فاطمه سلطان خانم كه در منزل امير خان بود و به مرض دق گرفتار شده بود رسيد - پرسش اميرخان نوشته كس به تبريز فرستادند . در هنگام برف و شدت سرما كه قمر در برج جدى بود از آنجا بيرون آمده [ 540 ] از راه طارم و خلخال تا حوالى
هامش
( 1 ) - مز : آنك ( 2 ) - م ، ن : « نقص » ندارد ( 3 ) - م ، ن : كثير ( 4 ) - ن : بيت ( 5 ) - ن : ايلچى و ( 6 ) - مز : قشلاق و سلطنت ( 7 ) - ن : بيت . ب ، م : ندارد ( 8 ) - ن : ابراهيم خان ( 9 ) - ب ، م : اثر بادان ( 10 ) - ب : اروغدى ( 11 ) - م ، ن : با ( 12 ) - ن : شدند ( 13 ) - ب : « و » ندارد ( 14 ) - ن : برداشته و ( 15 ) - ب ، ن : سپرده ( 16 ) - م ، ن : نزول فرمودند