اعتماد الدوله ميرزا سلمان چون استقلال تمام در مهام ممالك و انام يافت ، به خاطرش گذشت كه صبيهء خود صفيه خانم را كه در سن ده سالگى بود به حبالهء نكاح شاهزادهء خورشيد منظر ، سلطان حمزه ميرزا درآورده ، در مقام پيش آوردن آن شاهزاده بوده « 1 » ، فارغ البال باشد . چون ميانهء او و قلى - سلطان قورچىباشى يگانگى به مثابهاى بود كه ، شعر « 2 » :
ما دو روحيم آمده در يك بدن [ 542 ] * من كيم ليلى و ليلى كيست من
اين اراده را با او در ميان « 3 » نهاده همگى امرا تحسين كرده . در شهر ربيع الاول سنهء مذكوره در خانهء اعتماد الدوله مجلس نكاح به تقطيع و قاعده و آداب تمام انعقاد پذيرفت . بعد از اين اراده ، منازل پريخان خانمى كه در جنب دولتخانهء مباركه بود و شاه اسمعيل منازل عالى و حمام در آنجا ساخته بود ، اعتماد الدوله شروع در تعمير آن كرده آن « 4 » منازل را ترتيب داده ، به ساعت خوب بدانجا نقل فرمود و در تهيهء اسباب و يراق دختر كوشيده ، تحويل بيشترى به گركيراقان « 5 » داد « 6 » . و هم در اين اثنا ، ميرزا عبد اللّه ولد بزرگ مشار اليه كه دو سال وزارت يزد كرده بود ، او را به درگاه معلى طلب نموده آمد و استقبالى « 7 » او را نمود كه نواب شاهزادگى « 8 » نيز استقبال فرمودند او را وزير « 9 » شاهزاده نمود اما مهر وكالت كه بر ظهر پروانجات شاهى مىزد همچنان « 10 » خود مىزد . و مقارن اين ايام يوسف بيك مشهور به آقا بيك ولد قلى « 11 » سلطان قورچى « 12 » باشى از بوانات آمده او را قورچىباشى نواب شاهزادگى « 13 » نمودند . و هم در روز جمعه « 14 » 18 شهر ربيع الثانى سنهء مذكوره ، مرحومى مير علاء « 15 » الملك مرعشى « 16 » كه از افاضل سادات مرعش قزوين بود به عالم بقا رحلت كرد « 17 » . مشار اليه بعد از « 18 » قضاى عسكر و سر « 19 » صدارت گيلان ، چند مدت در مشهد مقدسه بسر برد و در ايام سلطنت شاه اسمعيل به قزوين آمده بواسطهء تقربى كه با سلطان حيدر ميرزا داشت رعايت نيافت و در ايام دولت و سلطنت شاه كامياب ، به مبلغ بيست تومان نقد و جنس سيورغال سرافراز شد اما بواسطهء كثرت قرض و اخراجات آن وفا به معاش او نمىكرد و چون فلونيايى بود ، قدرت بر ساختن فلونيا نداشت قرار بر خوردن ترياك به حب « 20 » داده بود آن « 21 » منشاء بيمارى او شده « 22 » فوت شد و به اعزاز و احترام تمام در تحت قبهء « 23 » ساميه امامزاده حسين عليه و ابيه السلام و التحيه مدفون شد . و هم در اوايل اين سال ، اعتماد الدوله ميرزا سلمان ، خواجه محمد باقر مستوفى الممالك را كه به سلامت و كدخدايى و بردبارى موصوف بود عزل كرده ، بالضروره منصب او را به ميرزا هدايت اللّه كه ناظر
هامش
( 1 ) - م ، ن : بود
( 2 ) - ن : بيت . ب ، م : ندارد
( 3 ) - ب : ميانه
( 4 ) - ب ، ن : « آن » ندارد
( 5 ) - م ، ن : كبير آقايان
( 6 ) - ن : داده
( 7 ) - ب ، م ، ن : استقبال
( 8 ) - م : شاهزادهگى ن : شاهزادگى را
( 9 ) - م : در بر شاهزاده
( 10 ) - م : همچنانكه
( 11 ) - ب ، م ، ن :
« قلى » ندارد
( 12 ) - ن : قورچى از
( 13 ) - م : شاهزادهگى
( 14 ) - ن : « جمعه » ندارد
( 15 ) - ب ، ن ، م : ميرعلى المك
( 16 ) - ن : فرعشى
( 17 ) - م ، ن : فرمود
( 18 ) - ب : « از » ندارد
( 19 ) - ن : « سر » ندارد
( 20 ) - ب ، م ، ن : و حب
( 21 ) - م : و آن
( 22 ) - م : شده است
( 23 ) - ن : فيه