تعالى بعد از مطالعه و ملاحظهء آن ، ملاطفات و مزاحمات درياى رحم و شفقت آن صاحب سعادت و مروت به جوش آمده ، تجويز نقص عهد پدران عليين مكان و پادشاهان فردوس آشيان ننموده به چند قلعهء خراب بىنان و آب كه خود به دولت معلوم دارند كه درين دو سه « 1 » سال مرسوم و معيشت و باروط و ضروريات آن از خزانه پادشاهى دادهاند و يك دينار نفع و فايده به پادشاه اسلام و خداوندگار جميع انام نرسيده به اين خاندان جليل الشان - كه صاحب خدمت وانكند « 2 » مضايقه نفرمايند و مملكت موروثى « 3 » نواب كامياب سپهر جناب ، مالك رقب اشرف اعلى را با طايفهء جليل القدر قزلباش داخل ممالك محروسه و عساكر منصورهء خود شمارند كه به مال و لشگر و خدمت بعد از اطمينان خاطر به عنايت شاهانه اصلا مضايقه ندارند كافهء عباد و ساير سكنهء امصار و « 4 » بلاد جانبين « 5 » به بركت آن مروت و « 6 » مرحمت چنانچه پيش از اين روى نياز بر زمين دست دعا بر آسمان داشته ، دعاى بقاى دولت و سلطنت پادشاهان اسلام و حاميان شريعت خير الانام عليه و آله و احبائه افضل الصلاة و السلام از ملك متعال و قادر ذو الجلال مىخواستند از پيش بيش خواهندهء اين دعا از درگاه جل و علا باشند و چنانچه مكررا از جانب آن دستور اعظم و كفيل مصالح عالم اعمال ناصواب اسمعيل ميرزا - عفى عن « 7 » سيآته - كه روكش « 8 » ما نمودهاند ، باعث نقص عهد و انتقام از ديگران نسازند كه كاتبى « 9 » كه از ديوان آلهى نشان اعمال بندگان به توقيع رقم
« وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى »
« 10 » مزين باشند گناه ديگرى از ديگرى نتوان طلبيد و انتقام برادر را « 11 » از برادر نتوان خواست « 12 » و از آنجا كه غايت عقل و دانايى آن سلطان اعاظم الوزرا و مخدوم اماجد الامراست كه زياده از اين چراغ حيله و دروغ ايالتماب صدارت قباب « 13 » عثمان پاشا در مجلس پادشاهى و محفل نامتناهى نور دهد چه خدا آگاه و گواهست كه بعد از « 14 » وزر و و بال « 15 » و اسير شدن پنجاه هزار مسلمان بالغ و غير بالغ و احراق مصاحف « 16 » مجيد و كتب حديث و انوار و مختار « 17 » و امثله [ 539 ] چيزى ديگر « 18 » براى ولىنعمت خود حاصل ننموده ، از ترس غضب پادشاهى ، چهار ديوار در بند را به الور قاضى ليغ جاومقام و قتل « 19 » چندين هزار قزلباش باز نموده و مىنمايد و تا ديگر چه دروغها عرض كند و اين بنده پير عاجز « 20 » ناتوان را كه سنين عمر از ستين گذرانيده و منازل زندگانى را « 21 » به سرحد دار الفنا رسانيده ، بجرأت اين گستاخيها « 22 » از جملهء بىادبان و گستاخان نشمرند كه نمىخواهد كه به سبب نفع قليل ، خير « 23 » كثير به آخرت پادشاهان اهل اسلام برسد و خداوند تمام عالم و پادشاه كافهء « 24 » بنى آدم به جهت اين خرابيها كه ديده و شنيدهاند با دوستان
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : سه سال
( 2 ) - ن : و افكندگىاند
( 3 ) - م : مورثى
( 4 ) - ب ، م ، ن : « و » ندارد
( 5 ) - ن : از جانبين
( 6 ) - ب ، م : « و » ندارد
( 7 ) - ب ، ن : عنه
( 8 ) - ب ، ن : دو كس
( 9 ) - م : گاهى از . ن : كاتبى از
( 10 ) - سوره 6 آيه 146
( 11 ) - ب : « را » ندارد
( 12 ) - م : خاست
( 13 ) - ن : جناب
( 14 ) - ن : به غير از و بال
( 15 ) - م : « و » ندارد
( 16 ) - م ، ن : مصاحيف
( 17 ) - ب ، م ، ن : « مختار » ندارد
( 18 ) - م ، ن : ديگرى
( 19 ) - ن : فعل
( 20 ) - ن : « عاجز » ندارد
( 21 ) - ن : « را » ندارد
( 22 ) - ب ، م : گستاخى
( 23 ) - ن : خيرى
( 24 ) - م ، ن : « كافه » ندارد