تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
ايشك آقاسىباشى گردانيدند و جاى مهديقلى بيك ولد حسين قلى سلطان « 1 » كه ايشك آقاسىباشى شاهزاده سلطان حمزه ميرزا بود به طهماسب قلى بيك « 2 » ولد قورخمس سلطان دادند و مناصب شاملو را به اويماق « 3 » ديگر ندادند . و هم در اين ايام ، معاملهء كار خير امير خان تركمان با شاهزاده « 4 » فاطمه سلطان خانم كه سابقا مذكور شده بود اتمام يافت . چه « 5 » بعضى از امراى شاملو و استاجلو مانع بودند ، تركمانان و تكلويان اتفاق « 6 » و جمعيت تمام كرده پيره « 7 » محمد خان استاجلو را كه در آن اوان « 8 » بزرگ و ريش‌سفيد طايفهء استاجلو بود ، به جانب خود آورده ، منصب للگى شاهزاده « 9 » سلطان حمزه به او نامزد فرمودند و او دل به همان سمت خوش داشت و [ 529 ] پيره محمد خان و مسيب خان هر دو ساقدوش مجلس عروسى « 10 » شدند و قرب يكهفته در منازل امير خان كه در تبريز ترتيب و اتمام داده ، طوى و جشن « 11 » عظيمى شد و گمان فتنه و نزاعى « 12 » كه متصور بود به خير مبدل شد و بىمانع و مزاحمى شاهزاده فاطمه سلطان خانم را در روز شنبه 14 شهر ربيع الثانى سنهء مذكوره به خانهء ايالت‌پناه امير خان برده شب يكشنبه زفاف واقع شد و خان « 13 » به مطلب و مدعا فايز « 14 » گشت . بعد « 15 » از اين طوى ، محمد خان تركمان را نيز اراده دامادى به خاطر آمده ، دختر عيسى خان ولد لوند خان پادشاه گرجى كه در نهايت حسن و جمال بود و مرتضى قلى خان پرناك تركمان ارادهء خواستگارى او داشت و واسطه محمد خان مشار اليه بود ، به جهت خود خواستگارى نموده « 16 » به عقد نكاح « 17 » و تصرف خود درآورد . چون بعضى مهمات طوى و تغير و تبديل در الكاى جمعى به اتمام رسيد ، راى ملك آراى امرا و وزرا به اين قرار يافت كه چون اوايل تابستان است ، به ييلاق اشكنبر كه از آنجا تا دار السلطنهء تبريز ده دوازده فرسخ است بيرون رفته در آنجا قرار گيرند و مصلحت وقت و جانقى در آنجا بهرچه قرار گيرد به عمل آورند . و هم در اين ايام « 18 » اخبار مخالفت و ياغيگرى امراى شاملو و استاجلو و قاجار از خراسان رسيد و الكاى سبزوار كه به اردوغدى « 19 » خليفهء تكلو « 20 » بعد از فرار شروان به مشار اليهء « 21 » عنايت شده بود ، قباد سلطان قاجار ولد بوداق خان كه قبل از آن حاكم آنجا بود به تحريك امراى شاملو بدانجا آمده سبزوار را تصرف نموده « 22 » و ملازمان اردوغدى « 23 » خليفه از آنجا گريخته بيرون آمدند . در عوض سبزوار ، قصبهء ورامين « 24 » رى كه عبارت از بلوك بهنام و سيور فرح رى است به دو عنايت نموده احمد سلطان يازر را عزل فرمودند و سبزوار را « 25 » نامزد او
هامش
( 1 ) - ن : « سلطان » ندارد ( 2 ) - ب ، م ، ن : « بيك » ندارد ( 3 ) - ب : ايماق ( 4 ) - ب : شزاده ( 5 ) - ب ، م ، ن : « چه » ندارد ( 6 ) - ب : اتفاقا ( 7 ) - ب ، ن : پره ( 8 ) - مز : « اوان » ندارد ( 9 ) - م ، ن : شاهزاده‌گى ( 10 ) - ب : مجلسى عروس ( 11 ) - ب ، م ، ن : جشنى ( 12 ) - م ، ن : « و نزاعى » ندارد ( 13 ) - ن : خايص ( 14 ) - ب ، م : فايض ( 15 ) - ب : و بعد ( 16 ) - م : نمود . ن : بوند ( 17 ) - ب ، ن : به نكاح و به تصرف ( 18 ) - ب ، ن : سال ( 19 ) - ب : اردوغدى ( 20 ) - ن : تكلو نسبت داشت ( 21 ) - ن : به دو ( 22 ) - ب : نمود ( 23 ) - ب : اردغدى ( 24 ) - ب : وارمين ( 25 ) - ب ، م ، ن : « را » ندارد
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 709 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى