تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
با او در ميان نهاده « 1 » ، مشار اليه در اين امر با او موافقت و مصادقت مسلوك داشته ، اين راى را پسنديد « 2 » و خود اين امر « 3 » را پيش گرفته حلقهء يكرنگى و جانسپارى در گوش هوش كشيد و شاهزاده عباس ميرزا « 4 » را در همان ولايت بر تخت سلطنت نشانده مير سيد على جبلعاملى كه از سادات صلحا و فضلاى زمان بود و از مشهد مقدسه بيرون آمده متوجه عراق بود به اتفاق بعضى از صلحا قاليچهء سلطنت و پادشاهى آن شاه عالميان را بدست خود انداخته « 5 » ، شاه عباس بر آنجا نشست « 6 » و خطبه و « 7 » سكه به نام نامى « 8 » او خوانده صلحا و اتقيا در همان موضع به دعا اقدام نموده مضمون اين ابيات ادا نمودند . نظم « 9 » :
خدايا به شاه ولايت پناه * كه اين شاه را دار از بدنگاه
هر كار توفيق بادش دليل * بود مصلحت بين او جبرئيل
فزون مدت عمرش از هر چه هست * كليد در فتح بادش بدست
بكامش فلك باد گردون مدام * زمانش بدام « 10 » و جهانش بكام
زمان باد يار و زمينش رهين * زهى چون من او را زمان و زمين
در روز سعيد « 11 » از شهور منتصف سنهء مذكوره « 12 » بر جلوس سلطنت قرار گرفت و احكام و مناشير « 13 » به ولايات خراسان نوشته از آنجا به سعادت و اقبال به جانب مشهد مقدسهء منوره در حركت آمدند . بعد از وصول بدان ولايت عرش مكان ، احكام و رسل و رسايل نزد مرتضى قليخان فرستاده او را دلالت « 14 » نمودند « 15 » كه اطاعت امر پادشاه نموده « 16 » به دستور در سلك خانان و امراى عاليشان منخرط باشد . مرتضى قليخان از اطاعت ايشان ابا نموده در مقام مقاتله « 17 » و مجادله درآمده ابواب جنگ و جدال را مفتوح [ 532 ] گردانيد و « 18 » مدت « 19 » سه چهار ماه تمام نواب شاه عباس با امر او لشگر بىحد و قياس در حوالى طرق و حوض تونى « 20 » كه از باغات و مرزوعات توابع بلده است نشسته ، جنگ و جدل و يورش بسيار واقع شد نتوانستند ظفرى بر شهر بند نمود « 21 » . بالاخره از فتح آن مأيوس گشته به حوالى نشابور « 22 » آمدند . مدتى به « 23 » تسخير نشابور « 24 » اقدام نموده جماعتى از روملويان « 25 » به سردارى درويش محمد خان ولد ارس خان روملو كه حاكم آنجا بود مقاومت نموده قلعه نيشابور را نديدند . چون مقارن محاصرهء مشهد مقدسه « 26 » قباد سلطان قاجار در ميانهء لشگر تركمان به جنگ امراى شاملوى « 27 » شاه جوان بيرون آمده بود ، از معسكر ايشان گريخته به لشگر شاملويان پيوست و در ركاب ظفر انتساب شاهى به حوالى سبزوار
هامش
( 1 ) - م ، ن : نهاد ( 2 ) - ب ، م : پسنديده خود ن : پسنديده اين امر ( 3 ) - م : امرا ( 4 ) - ب ، ن : ميرزا را بر تخت . م : ميرزا بر تخت ( 5 ) - ب : انداخت ( 6 ) - ن : نظم شاه عباس چون به تخت نشست نقش ايران نشست و سخت نشست ( 7 ) - م : « و » ندارد ( 8 ) - م : و نامى ( 9 ) - ن : بيت ( 10 ) - ن : مدام ( 11 ) - م : سعد ( 12 ) - مز ، م : مذكور ( 13 ) - ن : مباشير ( 14 ) - ن : و اطاعت امر ( 15 ) - م : « نمودند » ندارد ( 16 ) - ن : نموده كه ( 17 ) - م : مقابله ( 18 ) - م ، ن : « و » ندارد ( 19 ) - ب ، م ، ن : « مدت » ندارد ( 20 ) - ب : تونى و تحميدم : تونى و تحميد ( 21 ) - م : نموده ( 22 ) - م ، ن : نيشابور ( 23 ) - مز : « به » ندارد ( 24 ) - م ، ن : نيشابور ( 25 ) - ب : رمويان ( 26 ) - ن : مقدس ( 27 ) - مز : « شاملو » ندارد