در آن وقت « 1 » به دست عفو ، آن « 2 » پا افتاده را از خاك برداشته به جان امان داد كه « 3 » مقدر چنان است كه چند « 4 » روزى ديگر او در معركهء پرآشوب دنيا مركب نفس را در ميدان طلب مقاصد براند . « 5 » بنابر آن در پناه سپر عفو مصون مانده « 6 » و مقرر آنكه درين مصاف فارس روح من از ستور « 7 » بدن جدا گشته تردد مضمار جهان ناپايدار را ترك نمايد « 8 » . آنگاه كرت ديگر بر صف دشمنان حمله كرده بسيارى از آن « 9 » قوم بىباك را بر خاك هلاك انداخت و نزديك به آن رسيد كه از برق جهان تيغ افشان « 10 » آن نير « 11 » امن و امان خرمن جمعيت شروانشاه و سليمان تركمان احتراق يابد ، ناگاه تيرى از شست « 12 » تقدير بيرون آمده به آب پيكان جان ستان نايرهء شجاعتش « 13 » را فرو نشاند و آن حضرت به منزهات « 14 » خلدبرين و غرفات « 15 »
« ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ
« 16 »
»
* در شعبان سنهء ثلاث و تسعين و ثمانمائة روى نمود . آن حضرت در صفوف شهدا راه يافته « 17 » [ از اين ] مصيبت « 18 » زمانه در « 19 » واقعهاش اشك خونين از ديده فشاند . صوفيان صافى طويت و غازيان پاك نيت را از وقوع اين قضيهء پر غصه پاى ثبات از جاى رفته وادى فرار اختيار نمودند .
شروانشاه و سليمان بيجن از پى ايصال اين خبر قاصدى به تبريز نزد « 20 » يعقوب پادشاه « 21 » ارسال داشتند و جسد مطهر آن حضرت را بعد از تجهيز « 22 » و تكفين و رعايت سنن سيد المرسلين در موضع تبرسران « 23 » [ 27 ] مدفون ساخته رايت مراجعت برافراشتند . مدت عمرش بيست سال و يك ماه بود « 24 »
ابو الهدايه « 25 » سلطان على پادشاه
بعد از شهادت سلطان حيدر منتسبان سلسلهء صفويه از صوفيه و غيرهم ، در دار الارشاد اردبيل جمع آمده دست بيعت بدان « 26 » حضرت دادند و او را به جاى پدر عالى گهرش بر سجادهء هدايت نشاندند ابواب خير بر روى اهل سلوك و سير گشاده و اين خبر مسرت اثر در اقطار امصار « 27 » انتشار يافته وابستگان « 28 » سلسلهء مذكوره آن كس كه او را توفيق گشت از مقرو مسكن خويش به درگاه سلطان على پادشاه آمده پس از سودن جبين نيازمندى به خاك آستان حيدرى به زبان حال مضمون اين مقال ادا مىنمودند « 29 » :
هامش
( 1 ) - ن : « در آن وقت » ندارد
( 2 ) - ن : آن در
( 3 ) - ن : « كه » ندارد
( 4 ) - ب ، م ، ن : چند روز ديگر
( 5 ) - ن : برانگيخته
( 6 ) - ب ، م ، ن : مانده
( 7 ) - ن : سو . مز : سور
( 8 ) - ب ، م ، ن : نمايند
( 9 ) - م : ازين
( 10 ) - م : تيغ آتش خون
( 11 ) - ن : نبرد امن . مز ، ب ، م : نير امن و امان
( 12 ) - ن : شصت
( 13 ) - ن : شجاعت
( 14 ) - ن : به منزهاى
( 15 ) - ن : شهادت يافتن سلطان حيدر در شعبان
( 16 ) - سوره 15 آيه 46
( 17 ) - ن : راه يافته زمانه از واقعهاش اشك خونين
( 18 ) - م : مصيبت زدگان زمانه
( 19 ) - ن : از واقعه اين مصيبت
( 20 ) - ن : به نزد . ب : تبريز نزد
( 21 ) - م : بيگ
( 22 ) - ن : تلقين و تجهيز
( 23 ) - ن : نيرستان . ب ، م : نبرستان
( 24 ) - مز : « بود » ندارد
( 25 ) - ن : بر مسند هدايت نشستن سلطانعلى پادشاه
( 26 ) - ب ، م ، ن : به آن
( 27 ) - مز : امطار
( 28 ) - ب : ازوبسكان
( 29 ) - ن : بيت . م : نظم