نقبچيان « 1 » به كار خويش پرداختند و به قوت پنجهء فولاد صفت كه خاصيت سنگ آهن ربا داشت ، يك برج از بروج دمورقاپى « 2 » را منهدم ساختند . مقارن اين حال يكى از سالكان طريق ارادت از عقب آمده به عرض رسانيد كه سليمان « 3 » بيجن اوغلى به فرمودهء يعقوب سلطان « 4 » ، با بسيارى از لشكر آذربايجان به شروانشاه پيوسته « 5 » به نيت كارزار ، آن دو سردار متوجه اين « 6 » ديارند .
سلطان حيدر چون اين خبر استماع « 7 » فرمود ، از ظاهر قلعه كوچ كرده به استقبال مخالفان در حركت آمده در نواحى [ 26 ] تبرسران به شروانشاه و سليمان تركمان رسيده « 8 » مانند ايشان به ترتيب صفوف مشغولى نمود « 9 » و پس از تقديم مقدمات حرب و جدال آن فارس ميدان جلال سمند دلدل رفتار در مضمار پيكار به جولان در آورد « 10 » و رو سوى آسمان كرد در حين طلب « 11 » صبر نزد ضرب دشمن و استدعاى ثبات قدم هنگام حملهء مبارزان مرد افكن به اداى فحواى كريمهء
« رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا »
« 12 » اقدام نمود « 13 » و رغبت صوفيان كثير الاخلاص را در مصاف به مواعيد اجور و دخول دار السرور ازدياد داده به شروع در جنگ امر فرمود و ايشان به فرمودهء آن حضرت عمل نموده رايت مريخ شعاع « 14 » برافراشته و مجاهدان « 15 » روشن ضمير شمشير را در زاويهء بدن « 16 » دشمن به كاوش « 17 » مشغول داشتند . « 18 » و از آن جانب نيز اهل خلاف تيغ كين از غلاف بيرون آورده ستوران در ميدان نبرد برانگيختند « 19 » و رشتهء زندگانى جمعى از سلسلهء مقبولان « 20 » درگاه سبحانى را از هم گسيختند و در آن روز هلاك « 21 » اندوز ، آن مقتبس انوار شجاعت حيدر صفدر ، با نفس گرامى مباشر امر قتال گشته با زمرهاى از مجاهدين « 22 » بر صف اعدا حمله نمود و از جدار اجسام آن قوم ناتمام ابواب از پى خروج ارواح محبوسهء ايشان فتح نمود « 23 » و بين الفريقين چون مصاف « 24 »
« فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ »
« 25 » به طول انجاميد و نزديك بدان « 26 » رسيد كه حزب شيطان منهزم شوند . « 27 » در آن حال سليمان تركمان خود با آن « 28 » سلطان حيدر توان در مقام محاربه درآمده به ضرب نيزهء پرستيزه و قوت دست ايزد پرستش از پشت زين بر روى زمين افتاد ، و آن حضرت چون بر جنود « 29 » سعادت « 30 » ورود
« وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ »
از زمرهء سرداران بود ،
هامش
( 1 ) - ب : نقبچيان به حال و كار خويش
( 2 ) - ن : هورفانى
( 3 ) - ن : سليمان بيگ
( 4 ) - ب : « سلطان » ندارد . ن : خان
( 5 ) - ن : پيوست
( 6 ) - ن : اين ديار شدند
( 7 ) - ن : شنيد
( 8 ) - ن : رسيدند
( 9 ) - ن : نموده
( 10 ) - ن : در آمده و
( 11 ) - ن : طلب ضمير بر حرب دشمن
( 12 ) - سوره 2 آيه 250 . ن : « اقدامنا » ندارد
( 13 ) - ن : نموده
( 14 ) - ب ، م ، ن : سعادت
( 15 ) - م : محامدان
( 16 ) - ن : به دشمن
( 17 ) - ن : نگارش . ب : بكارش
( 18 ) - ن : داشته
( 19 ) - ن : برانگيخته و ريشه
( 20 ) - مز ، ب ، م ، ن : مقتولان
( 21 ) - ن : هلاك انداخته در آن مقتبس
( 22 ) - ن : مجاهدان
( 23 ) - ن : نموده
( 24 ) - ن : فريق به طول انجاميد
( 25 ) - سوره 42 آيه 7
( 26 ) - ن : بر آن
( 27 ) - ن : شود
( 28 ) - ب ، م ، ن : به آن
( 29 ) - ن : بر خود
( 30 ) - ن : سعادت و الغيظ و العافين