سلطان جنيد به استظهار آن سپاه رزمخواه از ديار بكر به عزم غزو كفار به طرف طرابزون و چركس رفتند و با كفار آنجا غزا كردند و از آنجا مراجعت نموده به طرف شروان روان شد . امير خليل اللّه بن شيخ ابراهيم كه در آن زمان شروانشاه بود چون از توجه آن حضرت واقف گشت ، در مقام « 1 » منع آمده با لشكر جلادت اثر عنان « 2 » به ميدان محاربه تافت « 3 » و آن دو گروه پرشكوه بهم رسيده تيغ آبدار از پى كارزار انداختند و مضمار حرب از خون سر سرداران « 4 » به آب روى گل ساختند . از اين جانب فئهء صوفيه « 5 » مانند « 6 » شتران « 7 » مست كفانداز وصيحه زنان در مقاتله در آمده فارس روح اعدا را از مركب « 8 » بدن پياده مىگردانيدند و از آن طرف دليران شروان به سان شير ژيان اظفار « 9 » مهلكه در اجسام مبارزان فرو برده ايشان را از مسند زندگانى بر خاك هلاك مىنشاندند . و چون استاد ازل [ 24 ] خلعت جهانبانى و كشور ستانى را بر قامت با استقامت اعليحضرت خاقان جمجاه سكندرشان « 10 » صاحبقران ابو المظفر سلطان شاه اسمعيل بهادرخان دوخته و در صندوق « الامور مرهونه با وقاتها » نهاده بود و آن خلعت گرانمايه بر قد هيچيك از منتسبان خاندان صفويه چست « 11 » نمىنمود ، در اثناى داروگير ، سلطان جنيد دستگير شده به حكم شروانشاه شربت شهادت چشيد « 12 » * عليه و على ساير الشهداء رحمة من اللّه المجيد . و اين واقعه « 13 » در سنين متجاوز از ستين و ثمانمائة روى نموده جسد اقدس آن حضرت را در موضع قوديال * مدفون ساختند و اين اول لشكركشى است كه در راه دين در اين خاندان اقبال مكين واقع شده « 14 » .
ابو الولايه سلطان حيدر
به جاى پدر والاگهر « 15 » بر قاليچهء ارشاد نشسته درگاه سعادت آستانش مجمع صافى ضميران پاك اعتقاد گرديده « 16 » آن حضرت ارشد اولاد سلطان جنيد بود و خواهر - زادهء حسن پادشاه « 17 » و از اين دو جهت انوار سلطنت و هدايت از ناصيهء همايونش ظهور داشت و سلطان حيدر همگى همت بر غزو « 18 » و جهاد مصروف داشته به وقت تهيهء اسباب توفيق مفتح « 19 » ابواب به معاضدت « 20 » طالبان رضاى آلهى و معاونت « 21 » مستدعيان رواج ملت حضرت رسالت پناهى به اطراف مساكن و اماكن كفار نهضت نموده اعلام مقاتله « 22 » و مجادله مىافراخت و
هامش
( 1 ) - ن : مقام غدر آمده . ب : مقام مدافعه آمده . م : مقام مدافعه آمد
( 2 ) - ن : اغيان
( 3 ) - ن : تاخت
( 4 ) - ب : سوران
( 5 ) - ن : صفويه
( 6 ) - ن : چون
( 7 ) - م : شيران
( 8 ) - ب : مرگ
( 9 ) - ن : اطفاء
( 10 ) - ن : نشان
( 11 ) - ن : حسب
( 12 ) - ن : چشيد و اين واقعه
( 13 ) - ن : در ستين و ثمانا روى نمود
( 14 ) - ن : ذكر جلوس سلطان حيدر
( 15 ) - م : والاگتر
( 16 ) - ب ، م ، ن : گرديد . حاشيه متن « شهادت شيخ جنيد در هشتصد و شصت بوده دو هزار مريد داشته »
( 17 ) - مز ، ب : حسن شاه
( 18 ) - مز : غز و جهاد . ب : غزا و جهاد
( 19 ) - ب ، م ، ن : مفتح - الابواب
( 20 ) - ب : به مقاصدت . ن : به مقاصد
( 21 ) - ب ، م ، ن : به معاونت
( 22 ) - ب ، م : مقابله