تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
سلطان سليمان مستولى شده بود . پاشاى « 1 » مذكور با عساكر منصور بدان ديار رفته بعد از محاربه قلعهء كوكيان را به تصرف در آورده قرب چهل هزار حصار « 2 » چه را تسخير كرد . و هم درين سال دولت گراى خان تاتار والى نواحى كفه حسب الامر سلطان سليم « 3 » عزيمت به جانب اروس « 4 » نمود . والى آن ولايت الغ بيگ چون از توجه جنود وى خبردار گرديد ايوان « 5 » به مكه را كه امير الامرايش « 6 » بود با فوجى از كفار فجار به استقبال ارسال « 7 » نمود . ايشان كنار آب تلوخوله « 8 » را گرفته مانع عبور لشكر تاتار گشتند « 9 » و قرب نوزده روز جنگ و جدال و حرب و قتال ميان ايشان گذران بود . روز بيستم دولت « 10 » گراى خان « 11 » مانند برق و باد در حركت آمده كوششهاى مردانه نمود . امير الامراى مذكور بعد از جدال و قتال راه فرار پيش گرفت . چون غلبهء لشگر تاتار به الغ بيگ نابكار رسيد ، خيمه و خرگاه را انداخته همعنان يأس و حرمان از بيم جان فرار نمود . سپاه تاتار به يك بار به شهر مسكاو ريختند و اهل آن خطه را از پير و جوان و قوى و ناتوان و شيوخ و اطفال و نسا و رجال به اسيرى گرفتند و كفار آن ديار آنچه در سالها اندوخته « 12 » بودند از در « 13 » و جواهر و زيور به باد فنا داده لشكر تاتار آتش در شهر زدند . چون خانهاى « 14 » آن بدكيشان از چوب بود تمام بسوخت و ايوان به مكه « 15 » با قرب « 16 » دويست هزار نفر از كفار بد اختر قبل از آتش دوزخ به عقوبت بسيار [ 419 ] به آتش دنيا سوختند « 17 » . دولت‌گراى خان بعد از فتح چنان ، مظفر و منصور « 18 » با غنايم نامحصور كه از آن جمله نود هزار اسير بود « 19 » به ديار خود مراجعت نمود « 20 » . و التائيد من الملك المعبود .

سال « 21 » پنجاهم از سلطنت و پادشاهى آن خسرو روى زمين ، نوروز تخاقوى ئيل روز چهارشنبه ششم شهر ذى قعدة الحرام بعضها عام ثمانين و تسعمائة

درين سال فرخ فال شاه خجسته اقبال از روى فراغت و شادمانى در مقر سلطنت و جهانبانى متمكن گشته خاطر از حدود و جوانب ممالك محروسه مطمئن ساخته بودند ؛ چه سلاطين روم و هند و توران كمر اطاعت و فرمان‌بردارى آن پادشاه بر ميان جان بسته در هر باب كه حكم مطاع لازم الاتباع شرف صدور مىيافت « 23 » امراى سرحد مطاوعت مىفرمودند . چون بعد از رحلت
هامش
( 1 ) - م ، ن : پادشاه . ب : پادشاء ( 2 ) - ن : حصار و حصارچه ( 3 ) - م : علم ( 4 ) - ن : اروس مور والى آن ولايت نموده ( 5 ) - م : ايوان يكه ( 6 ) - ن : امير الامراى ( 7 ) - ن : روى نمود ( 8 ) - ن : تلوله ( 9 ) - ب : گشته ( 10 ) - ن : دون ( 11 ) - ن : جان حاشيه متن اصلى : گرفتن مسكاو . ( 12 ) - ن : انداخته ( 13 ) - ب : زر ( 14 ) - ب ، م : خونهاى ( 15 ) - ن : يمكه ( 16 ) - ن : تا قرب ( 17 ) - ن : بسوختند ( 18 ) - م : منصور ( 19 ) - ب ، م ، ن : بودند ( 20 ) - ن : نمود به تاييد ملك المعبود ( 21 ) - ن : وقايع تخاقوى ئيل سنهء ثمانين و تسعمائة سال پنجاهم از جلوس سلطنت پادشاه جهان به توفيق ملك منان ( 23 ) - ب ، م ، ن : صدور يافت