سلطان سليمان مستولى شده بود . پاشاى « 1 » مذكور با عساكر منصور بدان ديار رفته بعد از محاربه قلعهء كوكيان را به تصرف در آورده قرب چهل هزار حصار « 2 » چه را تسخير كرد .
و هم درين سال دولت گراى خان تاتار والى نواحى كفه حسب الامر سلطان سليم « 3 » عزيمت به جانب اروس « 4 » نمود . والى آن ولايت الغ بيگ چون از توجه جنود وى خبردار گرديد ايوان « 5 » به مكه را كه امير الامرايش « 6 » بود با فوجى از كفار فجار به استقبال ارسال « 7 » نمود . ايشان كنار آب تلوخوله « 8 » را گرفته مانع عبور لشكر تاتار گشتند « 9 » و قرب نوزده روز جنگ و جدال و حرب و قتال ميان ايشان گذران بود .
روز بيستم دولت « 10 » گراى خان « 11 » مانند برق و باد در حركت آمده كوششهاى مردانه نمود .
امير الامراى مذكور بعد از جدال و قتال راه فرار پيش گرفت . چون غلبهء لشگر تاتار به الغ بيگ نابكار رسيد ، خيمه و خرگاه را انداخته همعنان يأس و حرمان از بيم جان فرار نمود . سپاه تاتار به يك بار به شهر مسكاو ريختند و اهل آن خطه را از پير و جوان و قوى و ناتوان و شيوخ و اطفال و نسا و رجال به اسيرى گرفتند و كفار آن ديار آنچه در سالها اندوخته « 12 » بودند از در « 13 » و جواهر و زيور به باد فنا داده لشكر تاتار آتش در شهر زدند . چون خانهاى « 14 » آن بدكيشان از چوب بود تمام بسوخت و ايوان به مكه « 15 » با قرب « 16 » دويست هزار نفر از كفار بد اختر قبل از آتش دوزخ به عقوبت بسيار [ 419 ] به آتش دنيا سوختند « 17 » . دولتگراى خان بعد از فتح چنان ، مظفر و منصور « 18 » با غنايم نامحصور كه از آن جمله نود هزار اسير بود « 19 » به ديار خود مراجعت نمود « 20 » . و التائيد من الملك المعبود .
سال « 21 » پنجاهم از سلطنت و پادشاهى آن خسرو روى زمين ، نوروز تخاقوى ئيل روز چهارشنبه ششم شهر ذى قعدة الحرام بعضها عام ثمانين و تسعمائة
درين سال فرخ فال شاه خجسته اقبال از روى فراغت و شادمانى در مقر سلطنت و جهانبانى متمكن گشته خاطر از حدود و جوانب ممالك محروسه مطمئن ساخته بودند ؛ چه سلاطين روم و هند و توران كمر اطاعت و فرمانبردارى آن پادشاه بر ميان جان بسته در هر باب كه حكم مطاع لازم الاتباع شرف صدور مىيافت « 23 » امراى سرحد مطاوعت مىفرمودند . چون بعد از رحلت
هامش
( 1 ) - م ، ن : پادشاه . ب : پادشاء
( 2 ) - ن : حصار و حصارچه
( 3 ) - م : علم
( 4 ) - ن : اروس مور والى آن ولايت نموده
( 5 ) - م : ايوان يكه
( 6 ) - ن : امير الامراى
( 7 ) - ن : روى نمود
( 8 ) - ن : تلوله
( 9 ) - ب : گشته
( 10 ) - ن : دون
( 11 ) - ن : جان
حاشيه متن اصلى : گرفتن مسكاو .
( 12 ) - ن : انداخته
( 13 ) - ب : زر
( 14 ) - ب ، م : خونهاى
( 15 ) - ن : يمكه
( 16 ) - ن : تا قرب
( 17 ) - ن : بسوختند
( 18 ) - م : منصور
( 19 ) - ب ، م ، ن : بودند
( 20 ) - ن : نمود به تاييد ملك المعبود
( 21 ) - ن : وقايع تخاقوى ئيل سنهء ثمانين و تسعمائة سال پنجاهم از جلوس سلطنت پادشاه جهان به توفيق ملك منان
( 23 ) - ب ، م ، ن : صدور يافت