تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
صوابنماى بر آن قرار گرفت كه جمعى از امرا را به دفع ايشان فرستند . آنگاه حكم اشرف عزاصدار يافت كه محمد قلى خليفهء ذو القدر مهردار و امير غييب بيگ « 1 » استاجلو با ديگر سرداران بر سر مخالفان روند و قورچيان استاجلو و غريبلر نيز رفاقت نمايند . امراى مذكوره با قورچيان متوجه گيلان شدند و « 2 » درين اثنا ميانهء قورچيان سخن از شجاعت و بهادرى واقع شد . صد و سى نفر از آن جماعت بىرخصت امرا پيشتر « 3 » متوجه گيلان گشتند . چون گيلكان از توجهء قورچيان واقف شدند با يكديگر گفتند كه فرصت غنيمت بايد شمرد و كار از پيش بايد برد . [ 418 ] هر چند مبادرت نمائيم و خود را زودتر به ايشان رسانيم اكثر قورچيان را دستگير خواهيم « 4 » كرد و « 5 » آثار شجاعت و جلادت به « 6 » صفحهء روزگار خواهد ماند . به اين انديشه باطل به جانب غازيان متوجه شدند قورچيان زره توكل پوشيده دست اعتصام در دامن كرم ملك « 7 » ذو الجلال و الاكرام زدند و « 8 » با وجود بسيارى لشكر گيلكان و كمى خود انديشه ننموده مضمون
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
« 9 » به خاطر گذرانيدند و مانند بحر جوشان و خروشان در حركت آمده رو به دشمنان نهادند . جماعت گيل « 10 » فوج فوج از عقب هم رسيده « 11 » حمله‌ها كردند « 12 » و قورچيان « 13 » پاى ثبات قايم كرده جنگ مردانه نمودند و در آن كارزار جوى خون از گيلكان روان شد و سرهاى ايشان چون گوى در ميدان غلطان گشت و قورچيان به يمن دولت و اقبال شاه عالميان « 14 » دشمنان « 15 » را زبون گردانيده قرب هزار نفر از آن قوم كريه منظر را به قتل آوردند و آن حشر كه زياده از بيست هزار نفر بودند از پيش آن جماعت كه اندك نفرى بودند « 16 » قرار را بر فرار دادند . غازيان مظفر و منصور با غنايم نامحصور در خطهء لاهيجان « 17 » نزول فرمودند « 18 » و سرهاى ايشان را به درگاه گيتى پناه فرستادند و امرا نيز معاودت نمودند . و هم درين سال سلطان سليم پادشاه روم سنان پاشا را با لشگر مصر و ينكچريان « 19 » غالى و امراى عالى به تسخير بلاد يمن مقرر فرمود . منشاء آنكه مستظهر لنگ بر آن بلاد بعد از رحلت
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن بيگ و غريب لر نيز رفاقت نمايند ( 2 ) - ن : « و » ندارد ( 3 ) - ن : « پيشتر » ندارد ( 4 ) - ب : خواهيم . م ، ن : كرده ( 5 ) - ن : « و » ندارد ( 6 ) - ب ، ن : بر ( 7 ) - ب ، م : ملك منان و ملك ذو الجلال . ن : ملك المنان و ذو الجلال و الاكرام ( 8 ) - ن : « و » ندارد ( 9 ) - سوره 2 آيه 249 ( 10 ) - ب ، م ، ن : گيلگان ( 11 ) - ب ، م ، ن : رسيدند ( 12 ) - ب ، م ، ن : كرده ( 13 ) - ب : قورچيان به يمن دولت و اقبال شاه ( 14 ) - ن : عالم پناه ( 15 ) - م : « دشمنان را » ندارد ( 16 ) - ب ، ن : بودند بر فرار قرار دادند ( 17 ) - ب : لاهجان ( 18 ) - ب : فرموده . ن : فرمود ( 19 ) - ب ، م : ينكچريان و امراى