مىنمودند . قرب دو سال كفار بد روزگار حصار را نگاه داشتند و مبارزان روزگار متوجهء كارزار شدند افواج و امواج مصاف به تلاطم آمد « 1 » و سپاه روم به ضرب توپ و تفنگ و ضربزن بروج « 2 » حصار را از هم متلاشى گردانيدند و به يك بار بالاى « 3 » برج حصار بر آمدند و سپاه كفار از بيم تيغ آبدار راه فرار پيش گرفتند . روميان اهل و عيال ايشان را اسير كرده « 4 » غنايم بىشمار « 5 » به دست آن سپاه خونخوار در آمد . پاشا بعد از نهب آن بلاد از روى خشم و كين با توپهاى سنگين متوجه قلعهء ماغوسه شدند و آن حصاريست سر بر فلك كشيده و در ارتفاع مثل او چشم روزگار « 6 » نديده و دست تصرف غير از سرادقات آن كوتاه و « 7 » حبوب ذخاير سكانش از خوشه پروين و ماه . حاكم آن حصار پاى ثبات فشرده بنابر اعتقادى كه به قوت و شوكت خويش داشت ابواب حصار را به « 8 » مردمان هشيار سپرده به انداختن توپ و تفنگ شروع نمودند . از سهم « 9 » تفنگ برق افروز و قارورهاى نفط عالمسوز و ضربزنهاى پرآشوب و توپهاى دشمنكوب هيچكس را مجال نمىدادند كه پيرامون بروج آن قلعه گردد . سپاه روم آن قلعه را مركزوار در ميان گرفتند . « 10 »
در آن اوان والى و نديك « 11 » هيجده كشتى پر از باروت و بسيارى از قوت براى اهل آن قلعه ارسال نمود « 12 » . قليچ على كشتيها را گرفته فرنگيان را به قتل آورد و به ضرب قزقانهاى « 13 » سنگين « 14 » بروج آن حصن حصين را فرود آوردند اما فايدهاى بر آن مترتب نشد . كفار لعين نقب عظيم در زير خيام جنود آنادولى زدند و اندرون آن پر از باروت كرده آتش زدند و بدان جمعى روميان بر خاك هلاك افتادند . ع « 15 » :
ز هر طرف كه شود كشته سود اسلام است
چون ايام محاصره به قرب يكسال تمام كشيد ، باروط « 16 » كافران كم شده علامات عجز « 17 » و انكسار به احوال خود مشاهده كردند « 18 » يقين دانستند كه مقاومت با جنود روم نمىتوانند كرد . بعد از عهد و پيمان و سوگند به « 19 » قرآن قلعه را تسليم كرده نزد پاشاها آمده چنان قرار دادند كه اموال و اثقال خود را در كشتيها گذاشته [ 417 ] متوجه ونديك گردند .
در آن اثنا شخصى از اسيران روميان فرار كرده آمد معروض گردانيد كه كفار لعين از
هامش
( 1 ) - م ، ن : آمده
( 2 ) - ن : و بروج
( 3 ) - ن : بر بالاى
( 4 ) - ب ، م ، ن : كرده
( 5 ) - ب ، م ، ن : « بىشمار » ندارد
( 6 ) - ن : فلك
( 7 ) - م ، ن : و ساير سكانش
( 8 ) - ب ، م : بر
( 9 ) - ب ، م : بيم
( 10 ) - ن : و در
( 11 ) - م : وندك
( 12 ) - ب ، م ، ن : نمودند
( 13 ) - ب : قرافانهاى . م ، ن : قراقانهاى
( 14 ) - ب ، م ، ن : سنگين و اسباب تسخير با توپ و تفنگ بروج آن حصن
( 15 ) - ن : مصرع . م : ندارد
( 16 ) - م ، ن : باروت
( 17 ) - م : عجزه
( 18 ) - ب : كره . ن : كرده
( 19 ) - ن : و به