تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
غايت خشم و كين قرب سيصد نفر از روميان را به قتل آورده « 1 » بنابر آن آتش غضب مصطفى پاشا اشتعال يافته حاكم آن قلعه را پوست كنده باقى كفار را به قتل آورده و بعد از فتح آن ديار سلطان سليم پرتو پاشا و على پاشا را با لشكر آراسته و حشرى پيراسته به تسخير كرفوس « 2 » ارسال نمود . ايشان امتثالا لامره العالى متوجه شده جزيرهء كرفوس و « 3 » كفاله و اكفه و كريت « 4 » را تاخته چهار قادرغه « 5 » و سه پارچه از فرنگيان گرفته مظفر و منصور با غنايم نامحصور به استنبول مراجعت نمودند . و هم درين سال در دار السلطنه قزوين در شهر جمادى الاول سنهء مذكوره زينب سلطان خانم همشيره عماد الدين شروانى والدهء نواب جهانبانى ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا كه بعد از فوت بهرام ميرزا در حبالهء شاه جم جاه بود فوت شد . شاه عالم پناه نعش او را مصحوب سلطانقلى بيگ برادرزادهء عماد الدين بيگ « 6 » به مشهد مقدس معلى فرستاده در آن روضهء * خلدآسا مدفون شد .

سال « 7 » چهل و نهم از سلطنت آن اعليحضرت « 8 » سپهر رفعت ، نوروز پيچين « 9 » ئيل روز سه شنبه بيست و پنجم شهر شوال سنهء تسع و سبعين و تسعمائة

چون قبل از اين شاه با تمكين حكومت گيلان را به اللّه قلى « 10 » سلطان استاجلو مرحمت كرده بودند ، وى درين سال معدودى چند را در لاهيجان گذاشته متوجه ييلاق گرديد . سپاهيان گيلان آغاز مخالفت كرده سيد حسين « 11 » نامى را بر خود حاكم ساخته « 12 » ، او جمعى كثير را بر سر خود جمع ساخته بدان مغرور گشته در مقام غدر و مكر در آمده و منتظر وقت مىبود . آنگاه با آن لشكر بر سر صوفيان كه در قلعه لاهيجان « 13 » بودند ريخته جنگ در پيوست . بعد از مجادله و مقابلهء بسيار گيلكان غالب شده آن جماعت را با زنان و طفلان به قتل در آوردند و از آنجا بر سر بيگتش « 14 » بيگ ولد اللّه قلى سلطان مذكور آمده وى جنگ ناكرده گريخت « 15 » . در آن اوان اميره « 16 » ساسان * را به قتل آورده وى به مشقت بسيار از تلاطم درياى زخار « 17 » به ساحل نجات رسيد « 18 » . چون اين خبر به مسامع عز و جلال رسيد « 19 » ، شاه دين پناه درين باب با امراى « 20 » عظام قرعهء مشاوره « 21 » در ميان انداخت « 22 » آراى « 23 »
هامش
( 1 ) - ن : آورده بعد از فتح آن ديار ( 2 ) - ن : كرقوس ( 3 ) - م ، ن : « و » ندارد . ( 4 ) - ن : كربت ( 5 ) - ن : قادرعه ( 6 ) - ب ، ن : « بيگ » ندارد ( 7 ) - ن : گفتار در بيان عصيان و طغيان گيلگان بىايمان با اللّه قلى سلطان و شكست يافتن ايشان ( 8 ) - ب : عليحضرت ( 9 ) - ب : پيچى ( 10 ) - ن : به اللّه قلى گذاشته متوجه ييلاق گرديد ( 11 ) - ب ، م ، ن : حسين نام شخصى را ( 12 ) - م : ساخته‌اند ( 13 ) - ب : لاهجان ( 14 ) - مز : تبكيش ( 15 ) - ن : گريخت و ( 16 ) - ن : امير ( 17 ) - م ، ن : بخار ( 18 ) - ن : نجاة رسيده ( 19 ) - ب ، م ، ن : شاه دين پناه رسيد ( 20 ) - ن : به امرا ( 21 ) - ب ، م ، ن : مشاورت ( 22 ) - ن : انداخته ( 23 ) - ب ، م ، ن : راى