تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠

عطر « 1 » فشانى قلم خجسته رقم در ذكر اندكى « 2 » از حالات با بركات و ميراث و خيرات آن شمسهء آسمان « 3 » عصمت و ملكهء دوران عفت

شاهزاده سلطانم اسم شريفش مهين بانو كوچكترين دختران شاه و الامكان فردوس آشيان است . چون آثار قيد و زهد و طهارت و صلاح و خدارت از وجنات احوالش ظاهر و هويدا بود ، شاه سكندر سپاه كه برادر اعيانى وى بود در مقام اطاعت « 4 » او در آمده آن حضرت را نذر حضرت امام الهمام صاحب العصر و الزمان و خليفة الرحمن نمود « 5 » . چون فاضلهء عاقله « 6 » بود ، جميع امور « 7 » ملكى و مالى را به راى صوابديد ايشان منوط فرمودى و بىمشورت و صلاح و « 8 » آگاهى او عمل نمىفرمود او را ملكهء زمان و بانوى دوران ساخته اوقات با بركاتش هميشه به مطالعه و مباحثهء علوم گذشتى . در اوايل حال مقدمات صرف و نحو ديده ، حكيم نور الدين « 9 » كاشى كافيه را فارسى جهت ايشان نموده چون از آنها فايده آخرتى « 10 » گمان نمىبردند ، مدار به خواندن « 11 » * مصحف مجيد نهاده شروع در خواندن علم قرائت كردند و در آن اوان مولانا عماد الدين على قارى كه در مشهد مقدس بود از عقب او فرستاده او را آوردند و علم قرائت نزد وى گذرانيده مدار بر گذرانيدن كلام ملك علام و تلاوت آن داشتند . اوقات با بركات بعد از مدد مسلمانان و رعايت شيعيان و مؤمنان صرف طاعات و عبادات و اداى فرايض و منسوبات فرمودى ، احرام زيارت مقدسهء منوره عرش منزلت بسته بدان سعادات فايز گشتند و پنجرهء طلا و قپه‌هاى مرصع را « 12 » سامان داده بار ديگر اسباب و قناديل همراه بردند و جميع سادات و علما « 13 » و فضلاى آنجا را رعايتها فرمودند . آنگاه همگى اوقات خجسته ساعات « 14 » به رعايت مساوات علما و فضلا و عجزه و رعايا مصروف داشته [ 320 ] هيچكس از تاجيك و ترك و خرد و بزرگ و ادانى و اقاصى و مطيع و عاصى « 15 » نبود كه از مراحم بىغايات و رعايتهاى بلا نهايات آن خيرهء زمان محروم باشد . هر ساله مبلغ‌هاى كلى كه حساب آن را نگاه داشتن قدرت هيچ محاسبى نبود ، به وسيلهء مولانا عماد الدين به اهل كربلا و نجف و سادات مدينهء مشرفه و ساير عتبات عالى « 16 » و اعراب و جبلعامل « 17 » و جزاير « 18 » شفقت مىكردند و مبلغ‌هاى ديگر نقد و اسباب و يراق به آستانهاى مقدسات و اماكن متبركات كه در ممالك محروسه واقع بود مىفرستادند و املاك نفيس كه در شروان و ارسبار « 19 » و تبريز و قزوين و ساوخ بلاغ و شهريار و رى و اصفهان و گرمرود استراباد
هامش
( 1 ) - ن : ذكر احوال خديجة الزمانى شاهزاده سلطان بيگم مسمى به مهين بانو و خيرات و مبرات آن بانوى دوران ( 2 ) - ب : اندك ( 3 ) - م : « آسمان عصمت و ملكه دوران عفت » ندارد ( 4 ) - ب ، ن : اطاعت و انقياد در آمده ( 5 ) - ب : نموده ( 6 ) - ن : عاقله تو به جميع ( 7 ) - ب : امورى ( 8 ) - مز : « و » ندارد ( 9 ) - ن : نور الدين محمد كاشى ( 10 ) - م : اخروى ( 11 ) - م : به خواندان ( 12 ) - م : « را » ندارد ( 13 ) - م : علماى ( 14 ) - م : ساعات . ب : سعادات را ( 15 ) - م : معاصى ( 16 ) - م ، ن : عافى ( 17 ) - م ، ن : جبلعاملى ( 18 ) - م ، ن : جزايرى ( 19 ) - م : « ارسبار » ندارد