تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
سلطان امتثالا لامره الاعلى ، در روز سه شنبه ششم ربيع الثانى اواخر سنهء « 1 » توشقان ئيل كه قمر در حوت « 2 » بود در ملازمت شاهزاده بدان صوب روان شد . و هم درين روز شاهزاده سلطان حسين ميرزا ولد بزرگ بهرام ميرزا به ايالت سيستان مقرر شده ، اللّه قلى سلطان ايجك اغلى استاجلو را لله فرمود « 3 » . نواب شاهزادگى به رفاقت ايجك اغلى در همين روزها به جانب ولايت سجستان روان شدند . پس از آن به خاطر شاه عالميان رسيد كه اين همه تأييدات و توفيقات كه روز به روز ظاهر و هويدا مىشود از باطن قدسى مواطن حضرات مقدسات مطهرات ايمهء هدى « 4 » عليهم التحيه و الثنا است . خلوص عقيدت و ولاى آن شاه مؤمنان پناه اقتضا نمود كه ساحت مشاهد مقدسات بل حواشى عتبات عاليات سدره مرتبات كه مطرح انوار فتوحات عالم بالا و قبله‌گاه كروبيان ملا اعلى است . خصوصا روضهء منوره و مشهد معطر حضرت امام مفترض الطاعه واجب العصمه سلطان الاولياء « 5 » و برهان الاتقيا اقضى من قضى بعد جده المصطفى و ابيه على المرتضى صاحب « 6 » الصبر و التسليم و الرضا امام الجن و الانس سلطان على بن [ موسى الرضا ] « 7 » عليهما التحية و الثنا از غبار منهيات و آلايش مكروهات منزه و مصفا باشد . چون در اين ايام خجسته فرجام به توفيق اللّه - الملك المعين و به يمن امداد و اسعادهم عليه الطيبين و الطاهرين و ميامن دعوات اجابت آيات معتكفان و خاك‌نشينان آن روضهء خلد آيين خاطر انور شاهى ظل آلهى از تردد حوالى و حواشى ممالك محروسه جمع فرموده و از روى فراغ بال و اطمينان احوال در مقر سلطنت قرار گرفته « 8 » اند و مكررا به مسامع عز و جلال رسيده بود كه به واسطهء تهاون و مساهلات حكام مشهد مقدس بعضى از قواعد و ضوابط كليه كه جهت انتظام سركاران آستان قدس آشيان احكام و پروانجات مطاعه به خصوص آن صادر شده بود تا غايت منتظم نگشته و همچنين فرامين مطاعهء واجب الاطاعه كه در بعضى امور مذكوره و منع و « 9 » نهى آن در آن مكان فردوس قرين عز اصدار يافته بود و معمول نشده « 10 » ، اين معنى به انواع موجب دغدغهء خاطر عاطر « 11 » نواب شده بود ، حسن سلطان روملو كه حاكم آن خطهء طيبه بود عزل فرموده در باب تعيين ديگرى كه مرضى طبع و قاد بوده باشد متفكر بودند . چنانچه در عظايم امور داب و قاعدهء شاه عالميان بود ، در تدبير اين امر عالى و تفويض اين منصب متعالى رتبه به كسى كه عارف به معارف آن حضرت و عالم به قدر و منزلت اين سعادت باشد توسل « 12 » به ارواح مقدسهء حضرات نموده در رفع اين غايله استمداد همت از
هامش
( 1 ) - م : « سته » ندارد ( 2 ) - : ب ، م : برج حوت ( 3 ) - م : فرموده ( 4 ) - ن : هدى باخلوص ( 5 ) - : سلطان اولياء ( 6 ) - ب ، م : صاحب الصبر و التسليم . . . و الثناء » ندارد ( 7 ) - م : ظل از تردد ( 8 ) - م ، ن : گرفته و ( 9 ) - م مز : « و » ندارد ( 10 ) - : م نشده و ( 11 ) - ب ، م ، ن : عاطر دريا مقاطر ( 12 ) - ب ، م : توصل