تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
تاخت « 1 » ولايت پاشاه روم روانه گردانيد و نواب شاهزادگى سلطان حسين ميرزا ولد بهرام ميرزا با شاهوردى وسطان زياد اغلى قاجار به تاخت كردستان ارسال نمود . نواب اسمعيل ميرزا « 2 » الكاى وان « 3 » و وسلطان و ارجيش و عادلجواز را غارت كرده ، سالما غانما به اردو مراجعت نمود . سلطان حسين ميرزا و شاهوردى سلطان زياد اغلى نيز « 4 » گور را تاخته و سوخته ، مظفر و منصور با غنايم نامحصور در نخجوان به اردوى ظفر نشان ملحق شدند .

ذكر « 5 » آمدن سلطان سليمان به جانب آذربايجان و برگشتن از ولايت نخجوان به صوب ارض روم و ارزنجان

در ايام بهار كه جهان آرايش سبزه‌زار نمود و اطراف باغ « 6 » به‌سان غبرا از رياحين درخشنده چون قبهء خضرا بود ، فراش صبا بسيط زمين را به فرشهاى رنگارنگ آراسته باغبان صنع چمن جهان را به گلهاى گوناگون پيراسته : شعر « 7 » :
چمن از نسيم صبا مشكبار * سمن از لطافت چو رخسار يار
ز باد سحر گل دهن كرده باز * چو معشوق خندان عاشق نواز
سلطان سليمان « 8 » پادشاه روم با سپاه آن مرز و بوم با عرابه و قاعده مقرره « 9 » از « 10 » حلب بيرون آمده كوچ بر كوچ متوجه آذربايجان شد . چون شاه عالميان برين حال اطلاع يافت ، در روز پنجشنبه ششم شهر رجب المرجب سنهء مذكوره از نخجوان بيرون آمده به ييلاق بازار چايى [ 270 ] تشريف برده آن محال را مضرب سرادقات جاه و جلال ساختند . آنگاه الغ بيگ سعدلو را به قراولى روانه ساختند . مشار اليه در شب به غازان بيگ كه قراول لشگر خوندگار بود رسيده « 11 » حمله نمود و به يمن دولت و اقبال بىزوال بر آن جماعت غالب آمده بيست نفر از ايشان را گرفته به قتل رسانيده « 12 » و سرهاى ايشان را به درگاه عالم پناه فرستاد . در عشر ثالث شهر شعبان سنهء مذكوره خوندگار به حوالى نخجوان آمده عساكر او از ريگ روان و مور بيابان افزون بودند . در آن اثنا حسن بيگ يوزباشى استاجلو كه به زبان‌گيرى رفته بود به قراولان خوندگار برخورده سى نفر از ايشان را به قتل آورده سى نفر ديگر را دستگير نموده
هامش
( 1 ) - ب : به تاخت كرداستان ( 2 ) - ب : اسمعيل ميرزا ولد بهرام ميرزا با شاهوردى سلطان زياد اغلى قاجار به تاخت كرداستان ارسال نموده بود . م : اسمعيل ميرزا ولد بهرام ميرزا . . . به تاخت كردستان ارسال نمود و نواب اسمعيل ميرزا ( 3 ) - م : « وان و » ندارد ( 4 ) - م : تبركور ( 5 ) - ن : ذكر آمدن خوندگار روم با عساكر بىحد و مر ولايت آذربايجان و واقعاتى كه در آن سال روى نمود ( 6 ) - ب ، م : باغ و ( 7 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 8 ) - مز : سليم ( 9 ) - م : مقررا ( 10 ) - ن : از جانب روم بيرون آمده ( 11 ) - ب ، م : رسيد ( 12 ) - م : رسانيدند