تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
راه يافت كه اگر قاضى جهان بر جاى وكالت خود به دستور نشسته استدعاى خدمت قديم خود نموده بود « 1 » منع او چون توان نمود . بنابراين در روزى كه روز ديگرش « 2 » غفران پناهى قاضى جهان الحسنى « 3 » به سجدهء و پاىبوس اشرف سرافراز مىشد ، معصوم بيگ « 4 » را پاىبوس وكالت فرمودند « 5 » كه قاضى قطع‌نظر از آن مهم نمايد . « 6 » و درين سال معصوم بيگ وكيل گشته مهر برجاى وكلاى ديوان زد . و هم درين سال ، غواص بحر افكار مولانا عشقى كاشى فوت شد . مولانا از شاگردان مير مقبول قمى بود در خدمت وى به سر مىبرد درويشى [ 269 ] و نامرادى او غالب بود از اشعار او اين ابيات به خاطر بود ثبت افتاد . شعر « 7 » :
كدام خانه سيه كرد اين دعا يا رب * كه كعبهء دل ما از بتان خراب شود
ز شيشه عشقى لب تشنه كى شود سيراب * مگر قرابهء گردون پر از شراب شود
فضايل پناه افصح المتأخرين مولانا محتشم كاشى در تاريخ فوت مولانا عشقى در سلك نظم در آورده . تاريخ « 8 » :
عشقى آن نخل خردپرور بستان سخن * چون به سيل اجل از دهر بر آمد سخنش
مىشنيدم ز چپ و راست كه « عشقى عشقى » * متوجه چو شدم بود همين تاريخش

سال « 9 » سى و يكم از سلطنت آن خسرو اقليم چهارم نوروز پارس ئيل يكشنبه هفتم ربيع الآخر احدى و ستين و تسعمائة

درين سال عثمان پاشا به فرمان سلطان سليمان به شهر زور آمده سرخاب كرد كه از جانب « 10 » برادر خود بگه اردلان حاكم آن ديار شده بود به قلعه رفته متحصن شد و كس به درگاه عالم پناه فرستاده استمداد نمود . شاه دين پناه شاهزادهء قمر لقا ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا را با بدر خان و امير غيب بيگ را با جمعى از بهادران به مدد سرخاب اردلان فرستاد . قراولان عساكر ظفر نشان چند نفر از معتبران سپاه روم دستگير كرده نزد امرا آوردند . بنابر آن خوف تمام در جوف عثمان پاشا استيلا يافته از بالاى قلعه كوچ كرده روانهء ديار خود شدند . چون درين سال خبر آمدن سلطان سليمان از حلب به جانب آذربايجان محقق شد ، نواب كامياب مالك رقاب در تهيهء « 11 » اجتماع عساكر نصرت مآثر شده ، شاهزادهء عالميان اسمعيل - ميرزا با معصوم بيگ ديوان بيگى و شاهقلى خليفهء مهردار و جمعى ديگر از غازيان « 12 » جرار به
هامش
( 1 ) - ب ، م : « بود » ندارد ( 2 ) - ن : ديگرش قاضى جهان الحسينى ( 3 ) - ب ، م : الحسن ( 4 ) - ب ، م : بيگ را پابوس ( 5 ) - ب ، م ، ن : كردند ( 6 ) - ب ، م : نمايند ( 7 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 8 ) - م : « تاريخ » ندارد ( 9 ) - ن : ذكر آمدن عثمان پاشا بر سر سرخاب كرد و آمدن سلطان ابراهيم ميرزا به مدد سرخاب ( 10 ) - مز ، ب ، ن : « جانب » ندارد ( 11 ) - ب م : تهيه اسباب ( 12 ) - م : « غازيان جرار به تاحت ولايات . . . نواب اسمعيل ميرزا » ندارد