تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
بيرون از حد به دست ملازمان ميرزا و خان جلادت انتما افتاده « 1 » ، دست پادشاه خطابخش ابواب جمعيت بر روى شاهزاده و سپاه بگشاد * و پس از اين فتوحات و بيشتر عطيات شاهزادهء عالى شان به اشارت حسين خان از آن حدود مراجعت كرده به صوب فارس و عراق در حركت آمد . « 2 » اما « 3 » مجملى از باقى احوال عبيد خان آنكه بعد از بيرون رفتن نواب سامى از دار السلطنه هرات ، عبيد خان با لشكر فراوان داخل شهر شده بر مسند سلطنت متمكن گرديد و اشرار ازبكيه و خبايث سمرقنديه دست « 4 » ظلم و ستم به جانب ترك و تاجيك و دور و نزديك دراز كرده فغان مظلومان دردمند از سپهر بلند درگذشت . از امورى كه منافى ديانت و مسلمانى « 5 » و مباين نصفت و جهانبانى است در آن ايام از آن قوم ناتمام به وقوع انجاميد آن بود كه كسى از فقراء هرات كه اندك جهاتى به دو گمان مىبردند دست در دامن وى زده و او را نزد قاضى برده بر وى دعوى مىكردند كه در اوقات حكومت قزل‌باش توسب « 6 » ابو بكر و عمر « 7 » - عليهما اللعنه « 8 » و السقر الى يوم المحشر كرده و بر اثبات اين دعوى « 9 » دو جاهل باطل از خبايث سمرقند اداى شهادت مىنمودند و آنگاه آن قاضى خاين مداهن « 10 » بىآنكه تحقيق عدالت گواهان [ 138 ] نمايد ، به مجرد شنيدن صيغهء شهادت از آن دو كذاب بى « 11 » سعادت ، حكم به « 12 » قتلش مىكرد و محتسبان ناحق او را كشان كشان به چهار سوق هرات برده به‌سان دزدان به قتلش مىآوردند . بسا مردم سنى مذهب كه به سبب گمان مال او را شيعه گفته ، در آن ايام كشته گشتند و بسيارى از شيعيان محتاج و مواليان بىباج كه بنا بر عدم تمول سالم مانده به مراتب عفو رسيدند . از جمله مقتولان مظلوم و كشتگان معلوم ، مولانا هلالى است كه نظم بلندش بر السنه و افواه مردم آگاه جارى . اصل مولانا از تركمان « 13 » جغتاى است و باعث بر قتل وى زمره‌اى از ارباب حسد ،
الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ *
« 14 » ، به عبيد خان رسانيدند كه * مولانا دو رباعى در جواب رباعيهاى شما به طريق هجو گفته يكى كه سابقا ذكر رفت و ديگرى كه مذكور مىشود « 15 » .
هامش
( 1 ) - ن : افتاد و ( 2 ) - ن : « اما مجملى از باقى احول عبيد خان » ندارد ( 3 ) - ن : گرفتن عبيد خان اوزبك هرات را و دست ظالم بروزگار رعابا دراز كردن ( 4 ) - ن : در دست ( 5 ) - ب ، م : مسلمانان ( 6 ) - ن : نوبت ( 7 ) - م : عمر و عثمان تعليم ميدهى يوم المحشر كرده ( 8 ) - ن : « و السقر الى يوم المحشر » ندارد ( 9 ) - ب ، م ، ن : دعوى دو جاهل باطل از خبائث ( 10 ) - م ، ن : بد آئين ( 11 ) - ب : « بى » ندارد ( 12 ) - ب : به قتل اين ( 13 ) - م : تركمانان ( 14 ) - سوره 5 آيه 52 ( 15 ) - ن : بيت