مراسم شكر حضرت بارى عز و علا از محبس « 1 » شهر بيرون آمده در فسحت استراحت آسودند .
حسين خان به تهيهء اسباب لشكر و خدمت حشر آن شاه ظفر اثر پرداخته اهالى هرات منتظر وصول رايات فتح آيات مىبودند .
سال « 2 » پنجم از سلطنت آن خلاصه امتزاج عناصر و مردم و خسرو اقليم چهارم
نوروز اودئيل روز پنجشنبه سلخ جمادى الآخر ، بعض شهورها موافق سنه خمس و ثلثين و تسعمائة * ، بهار اين سال پادشاه جم جاه در ييلاق خرقان به سر برده همواره قاصدان از طرف خراسان مىرسيدند و خبر مخالفت و بيداد عبيد خان را به مسامع عز و جلال مىرسانيدند .
[ 128 ] شاه ستاره سپاه ظل آله را راى همايون چنان اقتضا نمود كه لشكر منصور به خراسان كشيده عبيد و عبيديان را گوشمالى دهند . فرمان همايون شرف صدور يافت كه تواجيان بر اقصاى ممالك و نهايت ولايات محروسه كس فرستاده قدغن نمايند كه عساكر « 3 » گردون مآثر در اردوى حاضر گردند ، لشكر بسيار و حشر بىشمار در ملازمت ركاب ظفر انتساب جمع آمده پادشاه جم جاه از قزوين به جانب خراسان نهضت نمود « 4 » و تا جلو بيگم با اهل حرم و خانه كوچ به دار المؤمنين قم روانه نمودند . در اوائل رمضان سنهء اربع و ثلثين و تسعمائة در چمن مخور ساوخ بلاغ نزول اجلال فرموده « 5 » عيد را در ساروقمش نمودند . چون ظاهر سلطان ميدانى مضرب « 6 » خيام سرادقات گرديد ، خبر رسيد كه زينش « 7 » با جميع بهادران به قلعهء دامغان متحصن شدهاند . حكم جهان مطاع عز اصدار يافت كه جوهه سلطان و اولامه « 8 » سلطان و محمد خان - ذو القدر اغلى به جانب دامغان رفته دفع زينش نمايند امراى مذكوره امتثالا لامره المطاع بدانجا رفته القصه قلعه را گرفتند و زينش به قتل آمد . امراى نامدار بعد از فتح آن حصار در خبوشان به موكب همايون ملحق گشتند تا آنكه خسرو فريدون فر طى منازل نموده به مشهد مقدس معلى مزكى خود را رسانيده احرام زيارت و طواف مرقد منور امام مفترض الطاعة واجب العصمة ، صاحب التسليم و الصبر و الرضاء امام الجن و الانس ابو الحسن على بن موسى الرضا صلوات اللّه « 9 » و سلامه عليهما ، « 10 »
هامش
( 1 ) - مز ، ب ، م : مجلس
( 2 ) - ن : توجه نمودن عساكر نصرت ماثر به جانب خراسان جهة تاديب تنبيه ازبكان بىسر و سامان
( 3 ) - ب : عصاكر
( 4 ) - م ، ن : فرمود
( 5 ) - م : فرموده
( 6 ) - ن : به ضرب
( 7 ) - خان با جمع
( 8 ) - ن : اولا به
( 9 ) - ن : « اللّه » ندارد
( 10 ) - ن : « عليهما » ندارد . ن : بيت