تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
پس از « 1 » وصول به مقصد ، با لشكرى بىحد مانند « 2 » ديوودد ، به مرافعت سلاطين ازبكيه مثل كوجم خان پادشاه ماوراء النهر و كاشغر و تركستان و اندجان و طراز و سران « 3 » و قامل و طرفان « 4 » و غلماق و قازاق ، با هشتاد پادشاه « 5 » ممالك توران « 6 » و « 7 » خطاى « 8 » و ختن و قلماق و مسكاب و خوارزم و كاشغر و دشت قبچاق كه دويست و پنجاه هزار سوار بودند چنانچه « 9 » از خروج چنگيزخان تا آن زمان لشكر بدين كثرت از آب آمويه عبور ننموده بود . القصه آن جماعت از آب آمويه به عزم رزم منتسب خاندان مرتضويه عبور فرموده و چون اين خبر به مسامع مجامع ساحت خلافت و به گوش هوش تيغ بندان آستان مصون از نقص و آفت رسيد ، مجموع اظهار بهجت و سرور كرده در حركت به جانب دشمن بد نهاد از برق و باد سرعت عاريت فرمودند و مترصد وقت و فرصت بوده طالب ملاقات مىبودند تا آنكه « 10 » در موضع ساروقميش از ولايت جام ، تلاقى فريقين اتفاق افتاد و هر دو گروه كوه شكوه مستعد قتال گشته دست « 11 » تقدير مالك الملك بىشبه « 12 » و نظير ، الذى بيده الملك و هو على كل شيئ - قدير ، در محاربه و شين بر روى طرفين بگشاد . لاجرم ، صبحى كه شاه عرصه اين طارم اخضر بر ابلق كوه پيكر سپهر انور « 13 » سوار شده تيغ خون‌آشام از نيام شام بيرون و فسحت مملكت انجم را از عساكر گردون مراتب به كواكب پاك ساخته فضاى ارض و سماء را فروغ بخشيد ، يعنى روز جمعه يازدهم محرم سنهء مذكوره ، پادشاه شجاعت نهاد و خسرو پاك اعتقاد پس از سودن جبين اخلاص بر خاك نياز و عرض مسئلت به درگاه كريم چاره ساز ، زره توكل پوشيده جرعه‌اى از جام عنايت روحانيت ساقى كوثر نوشيده ، پاى مبارك در ركاب ظفر آيات آورد و « 14 » بر شبديز دلدل شعار و سمند تير رفتار سوار گشته ، ميمنهء عساكر ظفر مآثر را به سردارى جوهه - سلطان تكلو و حسين خان شاملو و احمد سلطان استاجلو و تبرك « 15 » خان شاملو ترتيب داده ، در ميسره حمزه سلطان ذو القدر حاكم شيراز با شليغ محمد خان ذو القدر اغلى و پير « 16 » قلى سلطان شاملو و يعقوب سلطان قاجار ساخت و سر « 17 » خيل غلامان على ولى محمد خان شرف الدين اغلى با بسيارى از فارسان ميدان پردلى مثل « 18 » اولامه تكلو و قدوز « 19 » سلطان تواجى و كبه خليفه مهردار
هامش
( 1 ) - م ، ن : « پس از » ندارد ( 2 ) - م : تا ( 3 ) - م ، ن : سان ( 4 ) - م ، ن : نر و علماق فاراق ( 5 ) - م ، ن : امراى ( 6 ) - ب ، م : طوران ( 7 ) - ن : « و » ندارد ( 8 ) - ب ، م ، ن : خطا ( 9 ) - ب ، م ، ن : « چنانچه ندارد ( 10 ) - ب ، م : آنگاه ( 11 ) - ب ، م ، ن : « دست » ندارد ( 12 ) - م ، ن : شبهه ( 13 ) - م : انور شده . ن : انور رسيده تيغ خون‌آشام ( 14 ) - م ، ن : « آورده و » ندارد ( 15 ) - م ، ن : پرك جان ( 16 ) - ب : پرقلى ( 17 ) - ب ، م ، ن : خليل و سر خيل على ولى ( 18 ) - م ، ن : « مثل » ندارد ( 19 ) - ب ، م ، ن : قدور
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 180 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى