تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
آن جماعت انديشه ننموده به استقبال رفته ، ابواب مجادله بر روى ايشان گشائيم . كپك سلطان اين سخن را رد كرده گفت ما هر دو غلامان پادشاهيم و از محبان درگاهيم با يكديگر نزاع نمىكنيم . بعد از آن ديو سلطان تا تركمان كندى استقبال امرا نموده به اتفاق متوجه درگاه عالم پناه گشته در جزيره آب به شرف پاىبوس پادشاه جم جاه سرافراز شدند . در همين روز ديو - سلطان ، قارنجه سلطان و نارين بيك قاجار را « 1 » كه باعث فتنه و فساد بودند به قتل آورده مرحوم قاضى « 2 » جهان را گرفته به قلعه لورى « 3 » فرستاد و جاى او را « 4 » به مير جعفر ساوجى كه از سادات صحيح - النسب آوه « 5 » بود و به وزارت زين الدين السلطان اشتغال داشت دادند آقا ملاء ساوجى « 6 » وزير ديو سلطان شد و ارخ « 7 » وزير ساوجى را وزير جوهه « 8 » سلطان نمودند و مقرر شد كه هر سه وزير به اتفاق يكديگر مهمات كلى و جزوى باز رسيده ، به عرض سلاطين « 9 » مذكوره رسانند و مدار مهمات بر * پروانجه سلطان مزبور « 10 » شد . ديو سلطان كپك سلطان را با جميع امراى استاجلو به غزاى گرجستان روانه گردانيد و قطع الكاى متعلقه به امراى استاجلو نمود و جوهه « 11 » سلطان به جاى كپك سلطان مهر زد . و درين سال قشلاق همايون در تبريز واقع شد و درين ايام روز پنجشنبه دهم شهر ربيع الاول سنهء مذكوره غفران پناه امير جمال الدين محمد صدر « 12 » استر آبادى به جوار رحمت ايزدى پيوست و جسد او را به حاير « 13 » مبارك نقل نموده در تحت اقدام شهداء رضوان اللّه عليهم اجمعين دفن نمودند . بعضى از علما تاريخ فوت ميرزا
« ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ
« 14 »
»
* يافته‌اند . ميرزا از جملهء تلامذه « 15 » مولانا جلال الدين محمد دوانى بود . بعد از آن در هرات در خدمت مولانا شيخ حسين محتسب شرح طوالع « 16 » مطالعه فرموده ، [ 114 ] آخر به منصب سامى صدارت رسيدند چنانچه سابقا ذكر رفت و ميرزا شاه حسين با وى در مقام كدورت سلوك مى « 17 » نمودند بنابر آن ، امير غياث الدين منصور را به پايهء سرير اعلى طلبيدند كه او را با وى شريك گردانند « 18 » ، اما آن اراده از قوت به فعل نيامد « 19 » . از جملهء تصانيفش شرح بر تهذيب اصول [ است ] و هم
هامش
( 1 ) - م : « را » ندارد ( 2 ) - ب ، م ، ن : قاضى سلطان ( 3 ) - ب : لوردى ( 4 ) - ب ، م : « را » ندارد ( 5 ) - ن : آورده ( 6 ) - ب ، م ، مز : ساوه ( 7 ) - ن ازج ( 8 ) - ن : جوهر ( 9 ) - ن : سلطان ( 10 ) - ن : مذبور ( 11 ) - ن : جوهر ( 12 ) - م : « صدر » ندارد ( 13 ) - ب ، م ، ن : جاى ( 14 ) - سوره 15 آيه 46 ( 15 ) - م ، ن : تلامذه ( 16 ) - ن : طوابع ( 17 ) - ن : « مى » ندارد ( 18 ) - ن : گردانند و ( 19 ) - ن : نيامده