محاصره مانند تعمير برج و باره و جمع كردن ذخيره و احداث كوچه بند بيرون بلده و غيرها سرانجام يافت . القصه حصاربست آن بلدهء فاخره را ازبكان ستمكار مركزوار در ميان گرفته خان نيز با اتباع و اقوام به حراست بلده مشغولى نموده ازبكان قريب به كوچهبند آمده طرح جنگ انداختند و به كرات آن جماعت بىغيرت شكست يافته خايفا خاسرا به جانب لشكر خويش مراجعت نمودند . و چون معلوم اهل خلاف شد كه انتزاع بلدهء هرات از تصرف غازيان به وسيلهء محاربه و محاصره متعذرست ، [ 112 ] كوجونجى « 1 » خان كه مقدم سلاطين چنگيزى بود ، از راه ملايمت و استمالت پيش آمده ، نشانى به دورمش خان نوشته فرستاد مضمون آنكه ، ترك نزاع « 2 » و عناد داده از شهر بيرون آى و مقاليد « 3 » بلده را تسليم نماى « 4 » تا در سلك امرا و سرداران اين جانب اندراج يافته از جوف خوف بيرون آيى و الا از صدمت تيغ عالمگير ما به تو رسد آنچه « 5 » ديگران عبرت گيرند « 6 » . بعد از اطلاع ، دورمش « 7 » خان بر مضمون اين هذيان « 8 » ، اشارت فرمود « 9 » تا در جواب ، منشيان آستان سلطنت آيات از زبان شاهزاده سام ميرزا به كوجونجى خان در قلم آورند برين وجه كه مسطور مىگردد :
« و قدوة الخواقين كوجونجى خان به عنايت خسروانه مستظهر بوده بداند كه نشانى كه به للهام دورميش خان فرستاده بودى ، به نظر مراحم اثر ما درآمد « 10 » . از توبه غايت عجب است كه با وجود ديدن معارك و طى مسالك و تجربه در امور و اختلاط با نزديك و دور آرزوى امئال اين امور نمايى .
بايد كه در روز ، طبل كوچ كوفته به جانب مملكت خود مراجعت نمايى و از غضب قيامت نهيب تيغ - بندان شاهى انديشيده « 11 » در حفظ ناموس خود باشى » .
به اشارهء دورميش خان ، نشان مذكور را نوشته به كوجونجى « 12 » خان ارسال نمودند « 13 » .
پس از اطلاع مشار اليه بر مضمون منشور مسطور ، طوايف اوزبكيه ابواب مراسله مسدود ساخته در مقاتله « 14 » مفتوح نمودند . اما بجز شكست و خسران « 15 » چيزى حاصل نفرمودند . آخر الامر ، زمرهاى از ازبكان سراسيمه و مضطرب نزد عبيد خان و سونجك سلطان كه با يكديگر صحبت ميداشتند آمده گفتند كه برخيزيد كه لشكر قزلباش زور آورده به باغ درآمدند . سونجك سلطان كه اين سخن شنيد از مجلس برخاسته از غايت بيم و هراس در جوى آب « 16 » افتاده « 17 » و عبيد خان خود را به اسب
هامش
( 1 ) - ب ، م : كوچونچى خان . ن : كه خونجى خان
( 2 ) - م : نزاع داده
( 3 ) - م : مقاليده
( 4 ) - ن : نمايد
( 5 ) - ن : آنچه كه
( 6 ) - ن : گيرنده و
( 7 ) - ن : دورميش
( 8 ) - م : هدايان
( 9 ) - ن : فرمودند
( 10 ) - ن : آمده
( 11 ) - ن : انديشهنمايى
( 12 ) - م ، ن : كونجى
( 13 ) - م : نمود
( 14 ) - ن : مقابله
( 15 ) - ن : خسروان
( 16 ) - ن : « آب » ندارد
( 17 ) - ب ، م : افتاد