تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
الارادهء خاقان صاحب‌قران پرداخته « 1 » شد « 2 » [ 88 ] از بابا خاكى علم مراجعت به صوب اصفهان افراخته در آن بلدهء طيبه طرح قشلاق انداخت و در اثناى راه به مسامع عز و جلال رسيد كه جمعى از اهل فساد ، سلطان محمد ميرزا بن ابو الحسن ميرزا بن ميرزا « 3 » سلطان حسين « 4 » بايقرا را « 5 » به سلطنت برداشته در ولايت ابيورد و نسا داعيهء فتنه و فساد دارند . خاقان صاحب‌قران امير عبد الباقى و چايان « 6 » سلطان را بر سر او فرستاده ايشان بدانجا رفته مهم او را ساخته در اصفهان به درگاه همايون ملحق شدند .

ذكر « 7 » ولادت مقترن به سعادت پادشاه عالم پناه سلطان شاه طهماسب

از حكم « 8 » خالق « 9 » بىابتدا « الذى لم يتخذ صاحبة و لا ولدا » آنكه « 10 » پادشاه جم‌جاه در بهترين ساعتى از ساعات فرخنده سمات ، يعنى روز چهارشنبه بيست و ششم شهر ذى الحجة « 11 » الحرام سنهء مذكوره در قريهء شهاباد « 12 » اصفهان در فضاى جهان منزل گزيد و صداى فحواى
« هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ »
« 13 » از شيفتگان جمال يوسف مثالش بىاختيار صادر گرديد . سبحان كريمى كه از افق شاهى « 14 » نيرى « 15 » در لمعان آورد كه متحركان ربع مسكون ذره‌سان در پرتو رأفت و عاطفتش پرورش يافته ارباب استعداد به امداد اقبالش اعلام جلال برافراختند و از معادن مواهب نامتناهى جوهرى به وجود آورد كه زيور افسر سلطنت به او تكميل پذيرفته خسروان عالى نژاد « 16 » خاك اقدام خدامش را توتياى ديده دولت « 17 » خويش ساختند ، نظم « 18 » :
ز برج خلافت مهى رخ نمود * كه كردند او را خلايق سجود
ز بحر كرم گشت درى « 19 » عيان * كه شد زيور افسر خسروان
القصه بعد از افدام به لوازم ولادت ، و استماع اين خبر مقترن به « 20 » سعادت ، خاقان صاحب‌قران زبان به شكر بىپايان گشوده ، نظم : « 21 »
پى شكر اين نعمت پايدار * كه بودى وجودش جهان را قرار
امراى نامد « 22 » ار و وزراى عالى مقدار « 23 » زر و گوهر بسيار ايثار « 24 » نموده چند روز اوقات صرف عيش و سرور نمودند « 25 » چون بعضى از متفرسان از چهرهء مباركش كالشمس الطالع « 26 » من افق السماء
هامش
( 1 ) - م : « پرداخته شد » ندارد ( 2 ) - ن : « شد » ندارد ( 3 ) - م ، ن : « ميرزا » ندارد ( 4 ) - ب ، م : حسين ميرزاى ( 5 ) - م : « را » ندارد ( 6 ) - م : جان ( 7 ) - م : گفتار در بيان ولادت با سعادت شاهزاده كامگار ابو الفتح طهماسب ميرزا . ن : ذكر تولد عاقبت محمود شاه جمجاه طهماسب ميرزا خلد اللّه ملكه و سلطانه ( 8 ) - ن : حكيم ( 9 ) - ب ، ن : خالقى ( 10 ) - ب ، م ، ن : آنگاه ( 11 ) - ن : ذى حجه ( 12 ) - ب ، م : شه آباد ( 13 ) - سوره 12 آيه 31 ( 14 ) - ن : سياهى ( 15 ) - م : پسرى ( 16 ) - مز : نجاد ( 17 ) - م : « دولت » ندارد ( 18 ) - ن : بيت ( 19 ) - ب : در ( 20 ) - ن : « به » ندارد ( 21 ) - ن : بيت ( 22 ) - ن : « امراى نامدار » ندارد ( 23 ) - م : عالى مقدار از ( 24 ) - ب : ايسار . م : نسار ( 25 ) - ب ، م : نموده ( 26 ) - ب ، م ، ن : و الطالع
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 127 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى