و سنان پاشا با هزار و پانصد كس در آن معركه به قتل آمد « 1 » و از بخت برگشتگى آن جماعت روميه آنكه بقية السيفى كه رو به وادى فرار نهاده بودند « 2 » ، در اثناى شب به خشك رودى رسيده ، در حال يك پشتهء عظيمى بر سر ايشان فرود آمد چنانچه هزار و پانصد نفر ديگر در زير آن ماندند . خليفه بعد از آن فتح سر روميان را با غنايم فراوان مصحوب صوفيان به درگاه خاقان صاحبقران فرستاد و خود در بعضى از محال آذربايجان كه به تيول او مقرر بود توقف نمود .
گفتار « 3 » در توجه خاقان صاحبقران به جانب خراسان از پى دفع مخالفان بىايمان
چون نوروز تخاقوىئيل كه در سوم ماه محرم سنهء تسع عشر و تسعمائة واقع شد ، خاقان صاحبقران خوشدل و كامران در بلدهء اصفهان گذرانيده با سپاه فراوان به دفع مخالفان به طرف خراسان روان گشتند و در بهار ييلاق كلاهپوش « 4 » * محل نزول سرادقات آن خسرو با فر و هوش گشت . قبل از وصول موكب همايون به آن حدود به مسامع عز و جلال رسيد كه ميان عبيد خان و جانى بيك « 5 » سلطان در ظاهر هرات نزاع واقع شده ، از آنجا متوجه الكاى خود شدند . جانى بيك سلطان از جيحون عبور نموده به كرمينيه « 6 » رفت . اما در آن « 7 » ايام تيمور سلطان بدين جانب آمده در حدود مرغاب « 8 » به عبيد خان پيوست و او را از رفتن بخارا منع نموده به اتفاق به مشهد مقدس معلى مزكى آمدند « 9 » تا « 10 » بلدهء مرو و اسفراين به تصرف خود در آوردند « 11 » . و چون اين خبر به هرات « 12 » رسيد و آذوقه در آنجا « 13 » كمياب بود ، حسين بيك لله و احمد بيك صوفى اغلى صلاح در اقامت نديده هرات « 14 » را انداخته از راه طبس به عراق آمدند و اين خبر را متعصبان هرات « 15 » مثل خواجه ابو الوفا و غيره به تيمور سلطان رسانيده او را بدانجا دعوت كردند . تيمور سلطان ايلغاركنان به هرات آمده در باغ جهانآرا نزول نمود . خوارج « 16 » هرات « 17 » دست برآورده جمعى كثير را به علت تشيع به قتل آوردند و بالاخره به تدبير امير محمد مير يوسف [ 87 ] آن فتنه تسكين يافت . خاقان صاحبقران بعد از استماع اين داستان از آنجا توجه نموده چون به رى رسيدند در موضع ساروقمش منصب عالى امير الامرايى را به مير عبد الباقى يزدى كه به مهم « 18 » صدارت اشتغال داشت شفقت « 19 » فرمودند و مير سيد شريف كه از زيارت عتبات عاليات سدره مرتبات معاودت نموده بود ، به دستور به منصب جليل القدر صدارت
هامش
( 1 ) - ن : آمدند
( 2 ) - م : بودند شب
( 3 ) - ن : ذكر توجه خاقان صاحبقران دفعه ثانى به جانب خراسان و آنچه در آن سفر خير اثر روى داده . م : گفتار در بيان نهضت نمودن موكب همايون به جانب خراسان جهت دفع شر جانى بيك و عبيد خان
( 4 ) - ييلاق كالپوش كه در حوالى استر آباد واقع بوده
( 5 ) - م : جانى بيگ در ظاهر
( 6 ) - ب ، م : كرميه . ن : گرمسير
( 7 ) - ن : درين
( 8 ) - ب ، م : مرغ آب
( 9 ) - ب ، م : آمدند و
( 10 ) - مز ، ب ، م : تا از
( 11 ) - م : در آوردهاند
( 12 ) - مز ، ب ، ن : هراة
( 13 ) - ن : آن جا آذوقه
( 14 ) - مز ، ب ، ن : هراة
( 15 ) - مز ، ب : هراة
( 16 ) - م : جوارح
( 17 ) - مز ، ب : هراة
( 18 ) - ب : بهم
( 19 ) - ن : سرافراز گردانيدند