تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
شيخ‌زاده چون به مجلس خان رسيد ، اول حكايتى كه خان مذكور ساخت حكايت مذهب بود كه چرا مذهبى احداث كرده سب صحابه مىنمايند . شيخ در برابر گفت كه عجب از شما كه مذهب طاهرهء شيعه و ملت فرقهء ناجيه را محدث فرا گرفته‌ايد « 1 » . غالبا اين مضامين خاطرنشين خان نشده كه قريب سيصد و چهارصد نفر از مجتهدين و علماى متبحرين در اين مذهب هستند و چندين كتب و مجلدات در آثار اين مذهب احق مذاهب تصنيف و تأليف شده ، از جملهء آن علما يكى محقق طوسى « 2 » خواجه نصير الدين محمد است كه از فحول علماى شيعه است و هلاكو خان جد شما تابع او بوده مذهب شيعه را اختيار كرده و سلطان محمد الجايتو به مجرد يك ملاقات كه با شيخ الطايفه شيخ جمال الدين مطهر حلى كه از اعاظم مجتهدين اين مذهب حق است نموده مذهب شيعه را اختيار كرده « 3 » از روى كتب اهل سنت و جماعت نيز حقيقت اين مذهب ثابت مىشود و به دلايل نقلى و عقلى خاطر نشان نمايم . شيبك خان چون ملاحظه كرد كه اگر سخن تطويل « 4 » مىيابد و مباحثه مىشود صرفه نمىبرد صرف « 5 » حكايت از آن « 6 » مقوله نموده سخن از جنگ به ميان « 7 » آورد . شيخ‌زاده در برابر گفت كه پادشاه ما از نسل حضرت محمد رسول اللّه و على ولى اللّه است به موجبى كه ايشان با اعادى عمل ميكرده مىنمايد . در هر مرتبه كس مىفرستد كه اول ابلاغ حجت نمايند تا شرعا چيزى برو لازم نيايد و اين حقير به موجب
« ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ » *
« 8 » ، سمع خان « 9 » مىنمايم كه به مملكت ماوراء النهر رفته خراسان را واگذارد . از اين سخن خان برآشفته اعراض نمود و گفت مگر من كافرم كه موعظه بر من ميخوانى * عذر شيخ‌زاده گفته از مجلس بيرون آمد و كتابتى كه از جانب خاقان سكندرشان منشيان معجز بيان در قلم تحرير آورده شيخ‌زاده برده بود ، ثبت افتاد :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » *
« الحمد للّه رب العالمين و الصلاة و السلام على رسوله « 10 » المختار و آله اجمعين و العاقبة « 11 » للمتقين
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ
هامش
( 1 ) - ن : گرفته‌اند ( 2 ) - ن : طوسى و ( 3 ) - م : نموده ( 4 ) - ن : به تطويل مىانجامد ( 5 ) - ب ، م : « صرف » ندارد ( 6 ) - ب ، م : ازين ( 7 ) - م : در ميان او و شيخ ( 8 ) - سوره 5 آيه 99 ( 9 ) - ب : جان ( 10 ) - ب ، ن : رسول ( 11 ) - مز : لا عاقبه