محمد بن « 1 » زيداند كه والى مازندران بوده از آن تاريخ تا حالا صدارت اين دودمان خلافت مكان به غير از سادات عالى درجات به ديگرى تفويض نشده و هم درين اوقات مبرزا بيك علايى « 2 » قزوينى كه اعتبار كل در ديوان اعلى داشت به اهتمام نجم ثانى به قتل آمد .
گفتار « 3 » در توجه خاقان صاحبقران به جانب ممالك خراسان و شكست شيبك خان به توفيق ملك منان
چون خاقان سكندرشأن در روز چهارشنبه دوازدهم شهر ذى حجه سنهء ست عشر و تسعمائة نوروز قوىئيل را به شادكامى و اقبال گذرانيدند « 4 » ، فصل بهار متوجه ييلاق خرقان گشته به مسامع عز و جلال رسيد كه شيبك خان اوزبك استيلاى تمام بر ممالك خراسان يافته متعرض مملكت كرمان و ديگر بلادست ، پيوسته نقش مقاتله او را بر لوح خاطر و صحيفهء ضمير مىنگاشت ، اما جهت حوادث متنوعه آن عزيمت از حيز قوت به فعل نمىآمد . تا درين سال كه خاطر دريا مقاطر از ممر ولايات عراق عرب و عجم و فارس و كرمان « 5 » * و شروان و ديار بكر فارغ و مطمئن گشت . باعث ديگر آنكه شيبك خان آيين عدل و داد كه شيوهء سلاطين نيكو نهاد است ، به ظلم و بيداد بدل نموده در فتنه و فساد بر روى عجزه و مساكين خراسان و بدخشان و ماوراء النهر و تاشكند و تركستان گشوده و از منهج قويم « 6 » و صراط مستقيم
« أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ »
« 7 » ، كه كنايت از مذهب حق اماميه و مسلك مستحسن فرقهء « 8 » ناجيه است عدول نموده ، خيال شهريارى و آرزوى جهانبانى دارد . هر روز سلسله آمد و شد را به - حكايات وحشتانگيز و رسل و رسايل كدورتآميز تحريك مىنمود .
بنابراين خاقان سكندرشان در ضمير منيرش سفر خراسان مصمم گشته بواسطهء ابلاغ حجت به سنت « 9 » سنيهء حضرت رسالت « 10 » صلى اللّه عليه و آله عمل نموده قاضى نور اللّه اندلسى برادرزادهء قاضى « 11 » عيسى يعقوبى « 12 » را يكبار و نوبتى ديگر شيخ محيى الدين احمد شيرازى مشهور به شيخزادهء لاهجى كه هر دو دانشمند بودند به رسالت نزد شيبك خان فرستادند كه او را از آن حركات شنيع منع نموده ، خراسان را كه حقيقتا داخل ممالك محروسه است [ 70 ] و سلاطين ايران داشتهاند گذاشته به بلاد ماوراء النهر قناعت نمايد كه ملك قديمى ايشان است .
هامش
( 1 ) - ب ، م : ابن
( 2 ) - ن : غلاى قرى . ب : علايى قرينى
( 3 ) - ن : ذكر ايلچى فرستادن شاه جمجاه و نامه نوشتن به شاهى بيگ خان والى توران
( 4 ) - م : گذرانيد
( 5 ) - ن : و شروان
( 6 ) - ن : قديم
( 7 ) - سوره 6 آيه 153
( 8 ) - ن : مملكت مستحص
( 9 ) - ن : قرر
( 10 ) - م : سبب . ن : نسبت
( 11 ) - ب : رسالت پناه . م : رسالت پناهى
( 12 ) - م : قاضى نور اللّه عيسى