تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩

ذكر رفتن خسرو فريدون‌فر بر سر علاء الدوله ذو القدر و گريختن آن بىهنر از صولت لشكر ظفر اثر

چون نوروز لوىئيل روز شنبه نهم ذى قعدة الحرام موافق ثلث و عشر و تسعمائة اتفاق افتاد ، درين سال به مسامع عز و جلال رسيد كه علاء الدوله « 1 » ولد ناصر الدين سردار اويملق ذو القدر ، نسبت [ 60 ] به اولياى دولت قاهره از جاده متابعت و شاهراه « 2 » مطاوعت انحراف ورزيده ، در عصيان گشوده و راه طغيان پيموده و با سلطان مراد وصلت كرده داعيه آن دارد كه به ممالك محروسه تعرض رساند . چون اين خبر محقق شد آن اعليحضرت به احضار عساكر منصوره فرمان داد . در اندك زمانى بسيارى از آذربايجان و شروان و قراباغ و عراق ، در اردوى همايون جمع گشتند « 3 » . خاقان سكندرشان در اوايل تابستان علم عزيمت به جانب البستان « 4 » برافراخت ، و منازل و مراحل پيموده از قيصريه كه الكاى سلطان بايزيد پادشاه روم بود ، عبور نمود اصلا از عساكر نصرت مآثر تعرضى به ساكنان آن ولايت نرسيد . قبل از آن اغلان - امت چاوشلو والد بابا سليمان استاجلو را به طريق رسالت نزد علاء الدوله فرستاده « 5 » كه او را به ايلى دعوت نمايد . علاء الدوله در درياچه كاوزگل « 6 » نام او را محبوس نموده شبى در واقعه خاقان سكندرشان بشارت استخلاص او از آن بليه داده از « 7 » اتفاقات در مدت يك شبانروز بعد از مشقت بسيار از آن درياچه نجات و خلاص يافته به عز عتبه بوسى سرافراز شده به انعام بىكران و سيورغال موضع يزد كان « 8 » من اعمال خوى سرافراز گشته و از آن تاريخ همچنان تا زمان رحلت خاقان جنت مكان عليين آشيان ابو البقا سلطان شاه طهماسب انار اللّه برهانه به سيورغال اولاد او مقرر بود . چون علاء الدوله دانست كه تاب مقاومت با خاقان سكندرشان ندارد ، از البستان « 9 » فرار نموده متوجه كوه و زنا « 10 » گشته و آن كوهى است در غايت « 11 » رفعت كه قله او سر بر اوج قلك مىسايد « 12 » و كره زمين از فراز او كمتر از ذره مىنمايد « 13 » .
هامش
( 1 ) - م : على الدوله ( 2 ) - ب : شاهراه ره ( 3 ) - ن : گشته ( 4 ) - مز : البتان ن : التبان ( 5 ) - م : فرستاد ( 6 ) - م : كاوركل . ( 7 ) - ن : از آن آفات در مدت ( 8 ) - ب : تروكان ( 9 ) - ن : اسپان ( 10 ) - ن : درفا ( 11 ) - ن : نهايت ( 12 ) - ن : رسانيده ( 13 ) - ب : نظم . ن : بيت