تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
گذاشته با كوچ و متعلقان به جانب هرات گريخت و يزد را به « 1 » وزير خواجه سلطان احمد سارويى « 2 » سپرد « 3 » . خاقان صاحب‌قران بعد از شكست نامراد يزد را به تيول حسين بيك لله شفقت فرمود و از قبل خود شعيب آقا * را به داروغگى آنجا تعيين نموده به يزد فرستاد و حكم قضا نفاذ عز اصدار يافت كه شاه تقى الدين محمد كه از اعاظم نقباى دار السلطنه اصفهان بود به يزد رفته سلطان احمد سارويى را از مقام خلاف بگذرند « 4 » قواعد مصالحه بين الجانبين به مساعى جميله نقيب مذكور استحكام يافت . سلطان احمد قسم ياد نمود كه در مدت - العمر از جاده عبوديت خاقان صاحب قران در نگذشته با شعيب آقا « 5 » در مقام انقياد و اطاعت باشد . شعيب آقا به يزد آمده « 6 » روزى چند حكومت نمود . سلطان احمد نقص عهد نموده او را در حمام به قتل آورد و « 7 » ملازمان او را كشته از روى استقلال * به حكومت آن محال نشست اما در آن وقت محمد كره از ابرقوه ايلغار كرده نيم شبى خود را به شهر يزد داخل گردانيد « 8 » سلطان احمد را به قتل رسانيد و شهر را مضبوط ساخته رايت استقلال و سردارى برافراشت . لاجرم به واسطه ايصال اين خبر ، خاقان حميده « 9 » سير از ييلاق سورلغ « 10 » در ماه رجب سنه مذكوره با سپاه بسيار در موسم تموز كه مرغ در هوا مىسوخت متوجه تسخير آنجا شد . چون خاقان سكندرشان بدان مكان رسيد ، محمد كره حصار يزد را محكم كرده شروع در قلعه‌دارى نمود « 11 » . غازيان جان ستان بسيارى از ملازمان او را در اثناى مقاتله و محاربه به قتل آورده « 12 » محمد كره با قليلى به نارين قلعه گريخته آغاز جدال نمود و قريب به يك ماه محاصره و مجادله امتداد يافت . بالاخره آن قلعه را مفتوح گردانيدند « 13 » . محمد كره به برج [ 58 ] بلندى كه آن را نقاره‌خانه مىگفتند « 14 » پناه برده « 15 » از مضمون كريمه
« أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ - الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ
« 16 »
»
غافل شد ، تا آنكه حكم قضا نفاذ عز اصدار يافت كه در پاى آن برج هيمه بسيار جمع نموده آتش زنند . غازيان به موجب فرموده عمل نموده ، اثر حرارت آن « 17 » آتش چون به او رسيد ، به روزنه‌اى از آن برج منزل گزيد . غازيان به نردبان « 18 » او را
هامش
( 1 ) - م ، ن : با ( 2 ) - ب ، م : ساروى . ن : ساورى ( 3 ) - ن : سپرده ( 4 ) - م : نگذارند ن : بگذراند ( 5 ) - ن : « آقا . . . شعيب » ندارد ( 6 ) - ن : به يزد آمد و روزى ( 7 ) - ن : « و » ندارد ( 8 ) - م : رسانيد . ن : گردانيده ( 9 ) - ن : جمشيد ( 10 ) - م : سوزلغ ( 11 ) - ن : كرده ( 12 ) - ب ، م : در آورده ( 13 ) - ن : گردانيده ( 14 ) - ن : گويند ( 15 ) - ن : برده و ( 16 ) - سوره 4 آيه 78 ( 17 ) - ن : « آن » ندارد ( 18 ) - م : نردبان گذاشته او را بدست آوردند . ن : او را به زير آوردند