تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
و هم درين اوقات شاهزاده محمد حسين ميرزا ولد پادشاه مرحوم سلطان حسين ميرزا ، از پدر رنجشى كرده التجا به درگاه جهان پناه آورد و خاقان جنت مكان او را اعزاز و احترام بيشترى نموده ، همراه خود داشت . و كاركيا سلطان حسين « 1 » برادر كاركيا ميرزا على والى گيلان كه حقوق بسيار بر خاقان گردون وقار داشت ، با پيشكش فراوان * در آن حدود به ملازمت رسيده مقضى المرام [ 57 ] به الكاى موروثى خود معاودت نمود و در ثالث ذى حجه سنه مذكوره اردوى همايون از ظاهر آن قلعه كوچ كرده متوجه رى و ساوخ بلاغ شدند « 2 » و در ساوخ « 3 » بلاغ امير سهراب چلاوى به درگاه عالم پناه آمده منظور عنايات بىغايات گرديده مراجعت نمود و از آنجا خاقان سكندرشان متوجه ييلاق خرقان شد « 4 » و از آنجا به ييلاق سورلغ « 5 » رفته در آن منزل خبر طغيان محمد كره به مسامع عز و جلال رسيد . و هم درين سال منصب صدارت به قاضى محمد كاشى مفوض شد و با قاضى شمس الدين * در امر صدارت شريك شد و قاضى « 6 » حسين ميبدى « 7 » روز سه شنبه بيست و نهم شهر شعبان سنه مذكوره به غضب صاحبقرانى « 8 » گرفتار شده دفتر حيات « 9 » را به باد فنا داد . از جمله تصانيفش حاشيه شمسيه ، شرح حكمة العين ، شرح هداية « 10 » ، حاشيه طوالع « 11 » ، شرح ديوان حضرت امير ، شرح بر كافيه ، رساله در معما ، رساله در منشات .

گفتار در توجه خاقان « 12 » نامدار به جانب يزد و فتح آن ديار

چون نوروز اودئيل موافق عشر و تسعمائة در روز سه‌شنبه پنجم ماه « 13 » شوال مقرون بالخير و الظفر و الاقبال ، خاقان جنت مكان به سعادت و كامرانى * دريافت ، و « 14 » بهار آن سال در ييلاقات مذكوره « 15 » به عيش و خوشدلى « 16 » به سر برد و مراد بيك بايندر كه در يزد مىبود دانست كه نامراد كه به بغداد رفته كارى نمىتواند ساخت از خوف * خاقان سكندرشان يزد را
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : حسين ميرزا ( 2 ) - ن : « شدنه . . . امير » ندارد ( 3 ) - م : ساوج ( 4 ) - ب ، م : شده ( 5 ) - م : سوز لغ . ن : سوراخ ( 6 ) - م : مير ( 7 ) - م ن . متبدى ( 8 ) - ب ، م : صاحب‌قران ( 9 ) - ن : حيات او به دار فنا داده ( 10 ) - ن : هذا ( 11 ) - ن : طوابع ( 12 ) - م : « خاقان » ندارد . ن : خاقان صاحب‌قران ( 13 ) - م : شهر ( 14 ) - ن : « و » ندارد ( 15 ) - ب ، ن : مذكور ( 16 ) - م : خوشدلى و سرور و نشاط
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 84 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى