برافراخت و چند روز در زاويه منصور بيك جمشكزكى كه بر شارع راه واقعست نزول نموده كوچ بر كوج روانه اردوى سلطان مراد گشت .
سلطان صاحبقران قبل از توجه [ 52 ] به عراق قنبر نام غلامى كه از شاه صفدر سلطان حيدر قدس سره العزيز مانده بود و به طلاقت لسان و فصاحت بيان از اكفا و اقران ممتاز و مستثنى « 1 » بود ، به ايلچىگرى نزد سلطان مراد فرستاد كه به اطاعت و انقياد ويرا دعوت نمايد .
سلطان مراد قبول اين معنى ننمود « 2 » قنبر مراجعت نموده حقيقت واقعى به ذروه عرض اشرف اعلى رسانيد . بنا بر آن « 3 » سلطان صاحبقران عنان عزيمت به صوب ممالك عراق برافراشت منزل به منزل طى نموده در المه بلاغى « 4 » همدان نزول اجلال فرمودند چون سلطان مراد از قرب خاقان ممالك ستان آگاه شد ، با سپاه بسيار افزون از تخمين و شمار متوجه ميدان رزم گشته در برابر آن خسرو گيتى ستان در صباح روز دوشنبه بيست و چهارم شهر ذى حجه سنه مذكوره « 5 » به عزم مقاتله و مقابله صف لشكر خود را بياراست . خاقان سكندر « 6 » شان نيز بر ابلق تيزگام دلدل رفتار سوار شده ، به ترتيب صف اشتغال نمود . در آن روز دوازده هزار سوار و پياده در ظل رايت آن ظل آله بودند آن اعليحضرت خلفا بيك و منصور بيك قبچاقى را چرخچى گردانيد پيرى بيك فاجار را با هزار و پانصد سوار طرح گذاشته باقى امرا را مثل ابدال بيك « 7 » ده ده و حسين بيك لله و محمد بيك استاجلو و بيرام بيك قرامانلو و عبدى بيك شاملو « 8 » و يكان بيك شاملو و ساروعلى مهردار بعضى را به ميمنه و « 9 » بعضى را به ميسره فرستاد و خود به نفس نفيس در قلب لشكر فيروز « 10 » اثر مقام « 11 » گرفت از آن طرف نيز سلطان مراد خود در قلب لشكر قرار گرفته چون از شجاعت خاقان مؤيد « 12 » به غايت خايف بود در پيش لشكر خود عرابها تعبيه كرده به تخته و زنجير مستحكم گردانيد على بيك تركمان را به ميمنه و مراد بيك را به ميسره جاى داد و اسلمش بيك را چرخچى ساخته فوج فوج از دلاوران جوشن - پوش به معركه كارزار درآمدند سپاه طرفين مانند دو درياى اخضر از باد صرصر در تموج افتادند غريو اللّه اللّه غازيان « 13 » ظفر پناه به اوج فلك اثير رسيد . اسلمس بيك با فوجى از شجعان تركمان « 14 » حملههاى متواتره كرده ، چرخچيان قزلباش را از جاى برداشته به قلب
هامش
( 1 ) - ب ، ن : مستغنى
( 2 ) - م : نموده
( 3 ) - م ، ن : بنابرين
( 4 ) - ن : انكه بلاغى .
ب : انله . م : اتله
( 5 ) - م : مذكور
( 6 ) - ب : ندارد
( 7 ) - م : ندارد
( 8 ) - ن : شاملو . . . . . . و ساروعلى
( 9 ) - م : و ميسره
( 10 ) - ن : طفر اثر
( 11 ) - ن : قرار
( 12 ) - ن : ندارد
( 13 ) - م : اللّه از غازيان
( 14 ) - م ، ب ، ن : تير و كمان