گرفته اردوى او را حكم به غارت فرمود و كس به جهت ضبط اموال او به شهر فرستاده او را به قلعه « 1 » اصطحز فرستاد و سلطان مراد در كازرون قشلاق نموده در رمضان مبارك سنه مذكوره متوجه عراق شد و حكومت فارس را به يعقوب خان بيك بايندر برادر ايبه سلطان تفويض نمود . و درين سال در ولايت عراق و كرمان هركس داعيه استقلال نموده لواى « انا و لا غير « 2 » » برافراشتند « 3 » سلطان مراد در اكثر عراق و مراد بيك بايندر در يزد ، در پيش « 4 » محمد كره در ابرقو و باريك بيك « 5 » پرناك در عراق عرب و حسين چلاوى « 6 » در فيروزكوه و سمنان و خوار و ابو الفتح بيك در كرمان و قاضى محمد به اتفاق مولانا مسعود بيدگلى در كاشان .
سلطان مراد بعد از آن كه به « 7 » عراق آمد در زمستان قشلاق در موضع ديلجان نموده كس به اطراف و جوانب الكاى خود فرستاده عساكر خود را جمع كرده ، بقيه السيف آققوينلو در هر جا كه بودند مجتمع « 8 » گشته قريب به پنجهزار پياده از الكاى عراق طلب داشت و با قرب هفتاد هزار جوشن پوش از قريه دليجان « 9 » علم عزيمت به صوب همدان برافراشت . اسلمس - بيك كه از اعاظم امراى او بود و حكومت دار المؤمنين قم به او تعلق مىداشت « 10 » ، به واسطه مخالفت اهالى آنجا شيعه شده يا على « 11 » بر سينهء خود كنده بود ، امتثال « 12 » فرمان سلطان مراد ننموده « 13 » نزد او نرفت . سلطان مراد چون دانست * كه او اطاعت حكم نمىكند ، بالضروره مادر خود را گوهر سلطان خانم كه دختر شروانشاه بود به قم نزد اسلمس بيك فرستاد « 14 » كه او را به هر عنوان كه داند « 15 » نصيحت نموده به همدان آورد . گوهر سلطان خانم به قم آمده با اسلمس بيك ملاقات نمود « 16 » و گفت لشكر قزلباش عازم اين مملكتاند و شنيده باشى كه در شروان با پدرم و ساير پادشاهان عاليجاه چه كردند . اگر اتفاق ننموده در امداد ما اهمال نمايى ، ايشان با سپاه سنگين بدين ولايات آمده سلطان مراد را مغلوب ساخته « 17 » اهل و عيال تركمانان را اسير خواهند « 18 » ساخت . رحم بر فرزندان خود بايد كرد . اسلمس بيك از ابرام و الحاح او شرمنده گشته ، اهالى قم را وداع كرده از آنجا علم عزيمت به صوب همدان
هامش
( 1 ) - م . ن : به قلعه مبارك سنه مذكوره متوجه عراق شد
( 2 ) - م : لامى غير
( 3 ) - ن : برافراشته
( 4 ) - مز : رئيس محمد
( 5 ) - ن : بيگ . . . در كرمان
( 6 ) - ب : حلاوى
( 7 ) - ن : در عراق
( 8 ) - ن : جمع
( 9 ) - م ، ن : ديلجان
( 10 ) - ن : داشت
( 11 ) - م : مهر على
( 12 ) - م : امسال
( 13 ) - ن : نموده
( 14 ) - ن : فرستاده
( 15 ) - ب : دانند
( 16 ) - ن : نموده
( 17 ) - م : نمايد
( 18 ) - ن : خواهد