ساكنان و مؤمنان آن ديار را روحى « 1 » به تن آمده « 2 » از همه محنتها رهايى يافتند . آقا حسين پيشكشهاى وافر و مهمانيهاى متكاثر كرده ، شاه جمجاه به ديدن آقا حسين به زاويه حسينيه آمده ايشان را از آن لباس « 3 » بيرون آورده ، مهمات جزوى و كلى آن مملكت به دستور به دو « 4 » تكليف فرمودند و دارايى و امور سپاهى ملك را به والد ايشان آقا فتح اللّه دادند و ايشان را به خلعتهاى « 5 » فاخر از تاج و كمر و چهارقب كه به ديگرى نمىدادند سرافراز ساخته ، نوازشات بسيار با اهل آن ديار فرمودند و آن سال قشلاق در آن بلده طيبه نموده « 6 » به شكار اوقات گذرانيدند . و هم درين سال ملك « 7 » محمود ديلمى كه از اكابر ديالمه « 8 » بود و سالها وزارت سلاطين تركمان كرده بود ، به وزارت ديوان اعلى مقرر شد « 9 » و شريك مير زكرياى كحجى گشت .
تمهيد سخن در رفتن آن خسرو زمن « 10 » به جانب فارس و فتح آن اقليم به تأيتد ملك قديم
چون آن برگزيده خالق افلاك و انجم در بلده قم به فراغ بال اوقات گذرانيد ، خبر رسيد كه نامراد در شيراز رحل اقامت انداخته و فوجى از بقيه تركمانان بر وى « 11 » جمع آمده . بنا بر آن ، علم عزيمت به صوب فارس در سنه تسع و تسعمائة ، كه نوروز سيچقان ئيل دوشنبه 24 « 12 » شهر رمضان سنه مذكوره بود « 13 » برافراخت . درين اثنا ، خبر طغيان حسين كياى چلاوى به مسامع عز و جلال رسيد . خاقان سكندرشان ، الياس بيك ايغود اغلى را « 14 » با فرقهاى از غازيان به دفع وى روانه فرمود « 15 » . بعد از آن هماى رايت سعادت طراز به تسخير شيراز در « 16 » پرواز آمد . چون نامراد آگاه گشت به جانب بغداد شتافت . خاقان گيتى ستان ، عروس مملكت شيراز را بىكلفت اغيار در آغوش تصرف « 17 » كشيده روز شنبه دوم شهر ربيع الثانى سنه مذكوره در آن خطه طيبه نزول اجلال به سعادت و اقبال فرمودند و خطباى كازرون به علت تسنن به قتل آوردند و ايالت آنجا را به الياس بيك مشهور به كچل بيك ذو القدر شفقت فرمودند و از آن « 18 » تاريخ تا حال آن « 19 » الكا بر آن اويماق مسلم است .
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : روح
( 2 ) - م : آمده و از
( 3 ) - م : « لباس » ندارد
( 4 ) - م : و تكليف
( 5 ) - م : « ى » ندارد
( 6 ) - م : « نموده » ندارد
( 7 ) - ب ، م : « ملك » ندارد
( 8 ) - ن : ديلمه
( 9 ) - ب ، م ، ن : شده
( 10 ) - ب ، م ، ن : زمين
( 11 ) - ن : بر سروى
( 12 ) - ب ، م : بيست و چهارم
( 13 ) - مز ، ب ، ن : « بود » ندارد
( 14 ) - ن : « را » ندارد
( 15 ) - ن : فرمودند و
( 16 ) - ن : « در » ندارد
( 17 ) - م : به تصرف . ن : « تصرف » ندارد
( 18 ) - مز ، ب : « تا » ندارد
( 19 ) - ب : « آن » ندارد