در اخلاق عامه و تشتت منافع است متأسفانه يكى از ظلم منتفع است يكى از عدل يكى نظم ميخواهد يكى بازار آشفته .
ظهور دموكراسى
در مقابل دستور ليكورك در اسپارت كه آشفتهتر از دستور افلاطون بوده و سرمشق مزدكى ، سولون حكيم ( 640 - 558 قم « 1 » ) از هفت دانشمند زمان دستورى براى مردم آتن نگاشت و قوم را در ديدن مصلحت جمهور شركت داد .
پريكلس ( 459 قم ) آن دستور را مجرى كرد ( دمس به يونانى مردم است )
غلام و بنده حقوق آزادگان يافتند ، مردان 20 ساله حق رأى داشتند ، خدمت لشگرى دو سال برقرار شد ، مردم به نسبت پرداخت ماليات به چهار طبقه منقسم شدند ، اخلاق معتبر گشت ، غربا از حقوق بوميان محروم ماندند نهچنان بود كه خواص تحت الشعاع عوام واقع شوند مراتب را محفوظ داشتند .
آتن يا خود يونان شهرى محقر و ولايتى محدود بود ، نه مملكتى بوسعت ممالك امروز ، نه اين جمعيت متشتت ، نه اين سياست پيچيدهء گره در گره ، نه اين تجارت عالمگير ، نه اين اندازه موجبات حسد و رقابت .
براى گنجاندن آن دموكراسى به وضعيت كنونى مجلسين ملى و سنا را برقرار كردند كه از زمان روميان سابقه دارد تا امور با شور كارآگاهان ملت جريان يابد .
تجاوز اهل حل و عقد از حدود اعتدال بلواى كبير فرانسه را پيش آورد و در دورهء هرج و مرج آواز آزادى مساوات و برادرى بلند شد و روى اين سه حرف توخالى حرفهاى تازه غالب غير قابل اجرا و بيرون از حدود اعتدال پيدا شد .
دموكراسى كشيد به سوسياليسم و كمونيسم « 2 » و مذهب رفت روى ماترياليسم ( مادهپرستى ) پيغمبر فرمود : اخوف ما اخاف على امتى ان يكثر لهم المال فتحاسدون و تقاتلون بيمناكترين انديشه كه براى امت خود دارم اين است كه مال ايشان زياد شود حسد ببرند و قتال كنند .
در روايت است كه پيغمبر ص فرمود : هر آينه خواهد آمد براى مردم زمانى كه سالم نمىماند براى ديندارى دين او مگر آنكه فرار كند از كوهى به كوهى يا از سوراخى به سوراخى چون روباه با بچههاش .
حدود دموكراسى مدلول لا يؤمن احدكم حتى يحب لاخيه المؤمن ما يحب لنفسه است يعنى ايمان نياورده است هيچيك از شما مگر اينكه بخواهد از برادر مؤمنش آنچه را كه براى خودش ميخواهد و در حديث است من اصبح لا يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم آنكه صبح برخيزد و در فكر اهتمام در امور مسلمين نباشد مسلم نيست رفتن دنبال حرفه و هنرى كه طرف حاجت است همان اهتمام است .
مقصود و مقصد در حدود معقول و ميسر قابل ستايش است اغراض كورى و كرى آورده است طريق ليكورگ « 3 » دستور افلاطون ، اوتوپى « 4 » موروس « 5 » ، اتلانتيس « 6 » بيكن « 7 » ، آفتاب « 8 » كامپانلا « 9 » ،
هامش
( 1 ) - قبل از مسيح
( 2 ) - كمون هرچيزى است كه جماعتى در آن شركت داشته باشند اصطلاحا اشتراك مردم حوزهاى است در تمشيت امور خودشان طريقهاى كه در بلواى فرانسه كانون ظهور فساد روى كارآمد كمون بلديه را ميگفتند افكار صفحهء 168 و 385
( 3 ) -Lycurgue( 4 ) -Utopie( 5 ) -Morus( 6 ) -Atlantis( 7 ) -Bacon( 8 ) -Cite du soleil( 9 ) -Campanella