تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
اينكه كار در مقابل اجرت باشد يا تسهيم محصول . تمركز يا تفرق سانترالى يا فدرالى ( گروه‌هاى مستقل ) كارل ماكس كتابى بعنوان سرمايه روى آن اصل كه ثروت مولد از بازوى كار است نوشت ( اشتباه دوم ) ميگويند كه بهتر به درد برخورده است . انگلس « 1 » شاگرد او متممى نگاشت و فلفل مرام را افزود فلفل سرخ مزيد كرد « 2 » لنين و تروتسكى از پيروان كارل را از ايتاليا بيرون كردند ( صفحهء 297 ) گيوم دوم ترن مخصوص به اختيار آنها گذارد به روسيه رفتند چون شكست بروس افتاد استفاده نموده عنان دولت را بدست آوردند و به اجراى مرام پرداختند تا لنين حيات داشت درب بر مراوده باز بود پس از او بين تروتسكى و استالين اختلاف افتاد . تروتسكى معتقد بود ترتيبى در كار داده شود آبرومند از هرجا بيايند ببينند اقتباس كنند او را از روسيه عذر خواستند و ترتيبى اختيار كردند كه در پرده نگاهداشته از پشت پرده به ترغيب و تطميع ملل را دعوت ميكنند نفاق و شقاق روزبروز بالا مىگيرد و صحبت از بمب اتمى مىرود و همه مدعيند كه دموكراتيم . خدا سولون حكيم را بيامرزد كه اين تخم لغ را در دهنها شكست ملل طبقاتى بين خود اختيار كرده بودند و شكايت‌هاى امروز را نداشتند و پيروان او را انصاف بدهد كه در حدود اعتدال بمانند . فوريه « 3 » به فالانستر « 4 » معتقد بود ، حوزه‌هاى مركب از 300 الى 400 خانوار كه باشتراك معيشت كنند ( طبخ مشترك ) اتحاد سليقه و پسند ميخواهد و در بشر نيست . بلان معتقد است كه حوزه‌هاى اجتماعى به ارادهء جماعت اداره شود بدون مداخلهء دولت ( عملى نيست ) رأيى هم هست كه حوزه‌هاى اجتماعى را بدوا دولت تشكيل بدهد بتدريج سر خود بگذارد . لاسال تقسيم منافع را دون عدالت ميداند ، سرمايه براى تأسيس مؤسسات از دولت ميخواهد معلوم نيست دولت در اصول سوسياليستى چه مفهوم دارد . در پارلمان كارگران پس از انقلاب 1848 در عمارت لوكزامبورگ در دورهء حكومت موقت برياست بلان قرار شد وزارت پيشرفت ( پروگره ) تشكيل گردد تدارك كار ببيند راه‌آهن و معادن را براى دولت بخرند بيمه را در ادارهء دولتى تمركز بدهند بانك فرانسه را دولتى كنند و با اين سرمايه شركتهاى صنعتى و فلاحتى تشكيل بدهند . نظر همه در رعايت كارگر كارخانه‌ها بود ، شاگردان تعميم دادند و تجاوز كردند .

مجمع بين المللى كارگران

در انترناسيونال 1871 كار به تشتت و افتراق كشيد كابه و ويتلينگ گمان داشتند كه با مؤسسات سوسياليستى افراد زندگى بهشتى خواهند داشت با بف « 5 » و اون « 6 » گفتند كمونيستى زندگى مادى ناهموارى فراهم خواهد آورد ملت در روحيات رو بانحطاط خواهد گذارد ( زندگى تن - پرورى تنها نيست ) . بابف و اون معتقد بودند پايهء زندگى بر فلاحت باشد ( ژان ژاك روسو ) افزار به قدر حاجت مبرم در كار داشت شهرهاى بزرگ را بايد از بين برد كه كانون فساد و امراضند معيشت را بايد ساده كرد تا تعميم ميسر گردد . ( حرفها حسابى است ) بلى ! منشاء دزدى ، حيزى ، هرزه‌گرى و كل مفاسد شهر بزرگ است حالا كه شهر را نميشود كوچك كرد بايد هرزه‌گرد را متفرق كرد و راه فحشا را بست . تظاهرات زندگيست كه رشك مىآورد ديوژن ( ديوجانس ) طفلى را ديد كه از مشت خود
هامش
( 1 ) -Engels( 2 ) - ماكياول كتابى در استبداد نوشت كه فردريك كبير بران رونوشته است ( 3 ) -Fourier( 4 ) -Phalanstere( 5 ) -Babeuf( 6 ) -Owen
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 483 | مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )