تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
افتاد . اسلام تشويق مىكند در حديث است . طلب العلم فريضة على كل مسلم و مسلمة پىجوئى علم واجب است بر هر مسلمانى مرد و زن و باز اطلبوا العلم و لو بالصين بجوئيد علم را اگر چه در چين
سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ
« 1 » بگرديد در زمين و ببينيد چگونه تازه آورد آفرينش را ( راه همهء اكتشافات ) . اصول مذهب كاتوليك كه بنام عيسى ساخته‌اند با پيشرفتى كه در علم مىشد نمىساخت ( تثليث ) اگرچه هاتف گويد :
سه نگردد بريشم ار او را * پرنيان خوانى و حرير و پرند
او كاريستى كه نان و شراب گوشت و خون عيسى است و صرف نان و شراب در اعياد به اين نيت ( منع مانى از شراب گواهى است كه عيسى شراب نميخورده است ) برداشتن استخوان ميت ( مقدسين ) بجاى حرز خريد ثواب و فروش گناه كه آخر به طرح و و اجبار كشيد و سب پرتست لوتر شد و بسيار آداب سخيف ديگر اهل علم و فضل را به فرياد آورد و از قيد رسومات كاتوليكى آزادى خواستند جهال اين آزادى را به مذهب چسباندند كه در ملاهى و مناهى دست باز داشته باشند . صائب تبريزى گويد :
لاف آزادى در اين بستان مزن زيرا كه من * همچو سرو آزادگان را پاى در گل يافتم
در انقلاب فرانسه منكر الوهيت شدند ناپلئون كه پاپ را مقهور كرده بود گفتند اصولا اين اساس را ازميان بردار گفت بهترى ندارم بجاى آن بگذارم اين بشر بدون مذهبى متكى به غيب اداره نمىشود . باز از علل تزلزل كرسى پاپ مداخلهء كلى در اجراء بود و دعوى خلافت و انا و لا غيرى . اينجا هم قرآن رعايت حدود ثلثه را كرده است .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 2 » اطاعت كنيد خدا رسول و فرمانداران خودتان را خدا قانونگذار رسول قاضى صاحب امر مجرى ( افكار 15 و 172 )

حكومت

حكومت همه‌وقت و هرجا به حكم طبيعت بصور مختلف از سه عضو تشكيل مىشده است علماى روحانى كه راه مىنموده‌اند ( قانون ) ، گروهى كه بقانون حكومت مىكردند ( قضات ) و گروهى كه اجرا مىكرده‌اند و نظم را برقرار مىداشته‌اند ( امنيه ) هروقت اين سه عامل بوظيفه عمل كرده‌اند امور قوم به انتظام بوده رو به تعالى نهاده‌اند و الا نظم مختل شده كار به هرج و مرج كشيده است قدرتى از نو روى كار آمده است و انتظام را برقرار كرده است . خوى جهان‌گيرى صاحبان اقتدار و هوس اقتدار يافتن آرزومندان بر كنار سبب تحولات و انقلابات بوده است و هست در هر دوره به وسايلى و تشويقاتى . انقلابات بوده است و هست در هر دوره به وسايلى و تشويقاتى . انقلابات صد نود رشك و رقابت بر سر ثروت و مكنت بوده است ، صاحبان قدرت و عدت به نهيب تيغ خواسته‌اند به مكنت و ثروت برسند ، آرزومندان مستمند به فريب بىنوايان كه هم تدبيرى است قاطع به تحريك حس رقابت و توليد نفاق و عداوت از راه سخنورى و نوحه‌گرى پيشوايان به نوائى ميرسند و كلاه مستمندان پس معركه مىماند .
وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ
« 3 » آرزو ميكنيد آنچه را كه خدا بدان برترى داد بعض شما را بر بعضى ايمان را متزلزل كردند و طبقات را از بين بردن خواستند و ما دوصف برشمرديم و طبقات امرى است طبيعى و ناگزير ، قوم را سرى بايد كه در تمشيت مصالح مشترك و حفظ نظم و امنيت بكوشد جماعت را ميرسد كه رفع نقائص و تعدى را بخواهند و تن به ظلم در ندهند و اين مقصود سابق بتوسط روحانيون انجام مىگرفت حال بتوسط مجلس شوراى ملى و عيب
هامش
( 1 ) - سورة العنكبوت آيهء 19 ( 2 ) - سورة النساء آيهء 59 ( 3 ) - سورة النساء آيهء 32
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 479 | مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )