تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
آخر پادشاه نفت شد ( صفحهء 121 ) حوصله قناعت و مداومت هم از سرمايه‌ها است .

مرامهاى قديم

موسى بيشتر نظر به دنيا داشت ( افكار امم صفحهء 66 ) در مصر زنان بنىاسرائيل را گفت طلا و نقره از زنان قبطى عاريه كنند برداشتند و فرار كردند . بودا صرف بعالم ديگر متوجه بود و از دنيا بيزار ، ظهور بشر و گرفتارى به اين شور و شر را مجازات اعمال اسبق مىدانست بعقيدهء خودمان تخلف آدم از فرمان . بقول حافظ :
من ملك بودم و فردوس برين جايم بود * آدم آورد در اين دير خراب آبادم
گويد بايد روح را به رياضات اخلاقى و كف نفس منزه كرد تا سزاوار عود بعالم نيروانا شويم ( افكار امم صفحهء 12 ) گناه را ده رقم شمرده است : سه‌رقم راجع به بدن : قتل ، دزدى و زنا . چهار رقم راجع به زبان : دروغ ، تهمت ، غيبت و استهزاء . سه رقم راجع به دل : طمع ، خدعه و حسد . عيسى ترويج تورات مىكرد به مهربانى محبت و قناعت نصيحت گويد اگر كسى مدعى قباى تو شد عبات را هم بده ( ندهد مىبرند ) . انديشه مداريد كه چه خوريد چه آشاميد و چه پوشيد مرغان نه ميكارند نه ميدروند نه ذخيره مىكنند پدر آسمان شما آنها را مىپرورد . محمد ( ص ) ميانه را گرفت ( امر بين امرين )
وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ . لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
« 1 » درياب از آنچه خدا به تو داد سراى آخرت را فراموش مكن بهرهء خود را از دنيا و نيكى كن چنان كه خدا با تو نيكى كرد و مجوى فساد را در روى زمين . « 2 »

دستور افلاطون

افلاطون تجديد ثروت خواست و آنكه كارمند دولت نه دارائى داشته باشد نه تشكيل خانواده بدهد براى حفظ نسل در سال جشنها بيارايند مرد و زن از 20 ساله الى 50 ساله هركه بهم بپردازند اطفال را آنچه ضعيف باشد تلف كنند قوى را بپرورانند « 3 » . كى مىداند كه ضعيف قوى نشود و قوى ضعيف ، زراعت منحصرا شغل بندگان باشد ( قبول عبوديت ) تجارت كار غرباء كه بيست سال بيشتر حق زيست در هلاد ندارند . بقول خودش مگر گروهى از ذوات لاهوتى ( ايده ) به زمين بيايند و آن دستور را عملى كنند ذوات ناسوتى آن دستور را نپسنديدند و قبول نيافت . مرام مجنون را هم بقول سعدى ياد كنيم :
مجنون عشق را دگر امروز حالت است * كاسلام دين ليلى و باقى ضلالت است

نداى آزادى

در حكمت روزبروز برخوردى ميشد پاپ جدا ممانعت ميكرد در سنهء 1198 اينوسانت سوم تدريس حكمت را در دار الفنون پاريس منع كرد گاليله كه گفت زمين متحرك است دچار شكنجه شد معروف است كه در حين توبه آهسته مىگفت و به پا اشاره مىكرد كه تو متحركى . كوپرنيك كه آفتاب را بجاى زمين نهاده گفت زمين دور آفتاب مىگردد لرزه بكرسى پاپ
هامش
( 1 ) - سورة القصص آيهء 77 ( 2 ) - قول دنى سورا صفحهء 307 ( 3 ) - مرد و زن از 14 سالگى و گاهى زودتر بالغ مىشوند .