تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
رياست سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى دارند و و الا حضرت شمس پهلوى رياست شير و خورشيد سرخ و در اين دو خدمت نامى نيكو تحصيل نموده مورد توجه ملتند . گاهى شنيده مىشود كه مداخله در امور ادارى مىكنند انشاء اللّه دروغ است .

ترياك خوردن داور

از رجال اين دوره داور به بصيرت در قوانين اروپا منزلتى كسب كرده بود ، اخلاقا هم از سايرين مزيت داشت ، در وزارت عدليه اختياراتى از مجلس گرفت و اصلاحاتى كرد و يكدوره قانون بدفتر آورد ، اواخر هم وزارت ماليه داشت ، به تقرب مفتخر بود ، از او تظاهر بزندقه نديديم و به عفت قائل بود . بعضى مالياتها كه بضرورت شايد هم به اجبار بمجلس ميبرد و ميگذراند دلخورى در جماعتى توليد كرده بود ، تنظيم محاضر كه لازمهء تنسيق عدليه بود علماء را از او رنجانده ميداشت . جاى تأسف است كه جريان عدالت بهتر نشد ، در بهمن 1318 بدون مقدمه شنيده شد كه داور ترياك خورده است و درگذشته . گفتند از ادارهء ترياك نمونهء انواع خواسته با خود به منزل برده سر شب اطفال خود را نوازش بسيار كرده به عيالش گفته كه كار بسيار دارم شما بخوابيد من مشغول كار خواهم شد تا تمام شود ، خلوتى بدست آورده ترياك را بسيار نرم كرده و خورده است . شهرت كرد كه شاه در حد تهديد دو روز قبل پرخاش به او كرده بوده است و باز گفتند كه شاه فرموده بوده است كه من كه به او ايرادى نگرفته بودم . آنچه ظاهر شد جنازهء او را به مسجد ناصرى آورده بودند و اسباب تجليل فراهم ، ناگاه دستورى ميرسد ، مشايعت و تجليل موقوف مىشود ، مشايعين به سرچشمه رسيده بودند سفراء كه براى مشايعت آمده بودند ميروند و سايرين متفرق ميشوند جنازه را بطور تخفيف حركت ميدهند . اين واقعه و واقعهء افسرى كه بمحكوميت خود قطع حاصل كرده در يأس سرهنگ خلعتبرى را كه حاكم قضيه بوده درب دادگاه نظامى هدف تير تقاص نموده تيرى هم به خودش زد كه بى بركت بود بمريضخانه‌اش بردند بهبودى يافت برائت ذمه حاصل كرد و بجرم جسارت تيرباران شد ولى تيرباران كردن مردم را دسته‌دسته بسوءظن و بدون تحقيق عميق تخفيف داد و در شهر چون بمبى اثر نمود .

باز جنگ بين الملل

پس از جنگ بين الملل 1914 ترجيع‌بندى ساخته بودم بند اولش را ياد ميكنم .
باز چه نيرنگ زد حقه‌گر ، روزگار * طرح دگر درفكند نقش دگر زد به كار منظره‌اى هولناك پرده ز رخ بركشيد * معنى آن درد و غم صورت آن اضطرار فتنه جهانگير شد مشرق و مغرب گرفت * بسته ز هر سو نگر بر همه راه فرار برگ نشاط و طرب سوخت از اين تندباد * شاخهء خرم نماند گشت خزان نوبهار ورد زبان همه بمب و تفنگ است و توپ * آتش كين شعله‌ور گاز حسد در بخار گر تو بگوئى كه اين باز چه بيدادى است * طرفه جوابى دهند كز پى آزادى است
پس از جنگ 1914 سه عنوان جديد براى اجراى اغراض قديم روى كار آمد در روسيه بلشويكى در ايتاليا فاشيسم در آلمان نازى و مشغول بازى شدند هرسه مسلك در حدود خود قوت گرفت عباراتنا شتى و حسنك واحد . آلمان كامرون را ميخواهد كه در جنگ پيش از تصرف او درآوردند مردمش در افزايشند ميدان نشو و نما ندارند ، تجهيزات زياد مىكند ، در مقدمه دست به بعضى قطعات اتريش و چك - اسلواكى نهاد ، لهستان را با روسيه تقسيم كرد كه دالان دانزيك را متصرف شود و آن ظلم را