به غير حق بود . « 1 »
رياست وزراى منصور الملك
در جاهليت معمول بود امير و دبير مورد سخط واقع ميشدند ، بعد از مدتى خلعتى از طرف شاه به آنها داده ميشد و حكم آب توبه داشت كه گناه را ميشويد ، در مشروطه قوام السلطنه را ديديم كه از محبس به كرسى نخستوزيرى جلوس كرد ، ساير وزراء و عمال در محاكم عدليه برائت حاصل ميكنند و پاك ميشوند ، نه اتهامات پايه دارد نه تبرئهها مايه .
منصور الملك در وزارت طرق مورد سوء ظن شد ، پروندهاى براى او تنظيم يافت دو ايراد به دو وارد آوردند يكى كه از كامپساكس پانزده هزار ليره گرفته است ، بعقيدهء من اگر راست باشد كم گرفته است چه باحترام امضاى او كامپساكس پانصد هزار ليره نفع برد ، اتهام به شهادت يكنفر بود بدعوى ميانجيگرى ، ديگر آنكه كارخانهء ابريشم ضعف آنچه برآورد شده بود تمام شد گفته شد برآورد اول ناقص بود ميبايست تكميل شود و با تصويب هيئت دولت بوده است كار به تميز كشيد تميز ادلهء اتهام را كافى ندانسته به برائت منصور الملك حكم داد در نتيجهء اين محاكمه رضا - قلى خان هدايت پسر عمو از رياست تميز معاف شد ، منصور مغضوب بود تا آنكه برياست وزراء منصوب شد ، در گلستان خواندهايم كه بآواز خوش كودكان و محبت پادشاهان اعتماد نبايد كرد كه آن به خوابى و اين به خيالى مبدل شود از اين معميات بسيار پيش ميآيد .
متين دفترى كه پس از جم رياست يافت روى سياست خارجه ، ظاهرا روابط با سفارت آلمان به حكم سابقهء انشاء در آن سفارت معاف شد براى رياست عظمى نمانده و در اين دوره حاجت به استيضاح نيست تو برو تو بيا است .
عروسى شمس و اشرف پهلوى
تجدد بر همزن همهء رسوم و آداب است ، عروسى فرمايشى هم يكى از آن جمله است در كابينهء جم معروف شد عكس عدهاى از جوانان را به شاهدختها عرضه دادند تا كه قبول افتد و كه در نظر آيد پسر جم و پسر قوام شيرازى پسند افتادند ، چه حاجت به عكس بود من نميدانم ، جم و قوام هردو در قلهك مىنشينند و عصرها محل گردش آنها و شاهدختها در صحراى دروس بود همديگر را خوب ميشناختند قوام پس از قضيهء اسعد مورد لطف مخصوص واقع شده در مسافرتها ملازم خدمت است بهرحال مجلس عقد بيمزهاى منعقد شد ، با اينكه من متاركه داشتم بموجب دعوت در مجلس حاضر شدم يكطرف تالار شاه ايستاده بودند و قدرى فاصله وزراى سابق و لاحق طرف ديگر ، ملكه و شاهدختها روى كرسى نشسته بودند ساكت و صامت ، دامادها عبوس زيردست عروسها ايستاده در حال خود متفكر مينمودند نه شيرينى نه ميوهاى در بساط بود ، لحظهاى گذشت امام جمعه خوئى و ميرزا سيد محمد بهبهانى وارد شدند نزديك شاه رفتند و ظاهرا تبريك گفتند ، عقد در خارج به عمل آمده بود ، علماء رفتند و حضار متفرق شدند ، صاحب اختيار از جم كه حاضر بود سراغ دلمه گرفت او هم دوپهلوى از كيف درآورد يكى به صاحب اختيار داد يكى به من ، روى - همرفته مجلس خنكى بود و بعد خنكيهاى بيشترى بروز داد بلكه به برودت كشيد پسر قوام از اول ناراضى بود پسر جم را نميدانم ، شنيده بودم كه دامادهاى ناصر الدين شاه ميبايست از پائين پاى عروس در رختخواب بخزند در اينموقع از رسم رختخواب اطلاعى ندارم ليكن در اتوموبيل دامادها ميبايست پهلوى شوفر قرار بگيرند تا پهلوى بود مماشاتى از طرفين ميشد پس از پهلوى كار بتفريق كشيد .
حتى فوزيه هم بطور قهر بقاهره رفت ، به هيچ وسيله مراجعت ايشان تا حال كه 1327 است ميسر نشده است ، اشرف پهلوى احمد شفيق را در مسافرتهاى بمصر پسنديده بشوهرى پذيرفته است وى از محترمين است ، شمس چند سال در اروپا و امريكا بسياحت گذراند ، والاحضرت اشرف
هامش
( 1 ) - قضيهء سعد الدوله را نوشتهام .