تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

كابينهء آقاى مستوفى الممالك 16 خرداد 1305

فروغى وزير جنگ ، تقىزاده خارجه ، وثوق الدوله ماليه ، بدر معارف ، اتابكى پست و تلگراف ، منصور الملك كفيل داخله ، منصور السلطنه كفيل عدليه ، داخله با رئيس الوزراء است ، فوايد عامه با حقير . تقىزاده مستغفى شد و مأمور ادارهء غرفهء ايران در نمايشگاه فيلادلفى و مشاور الممالك بجاى او از مسكو احضار شد . خلاصهء پروگرام فروش خالصه و از نتيجهء آن تأسيس بانك فلاحتى ، تأسيس بانك ملى شعبهء رهنى ، تأسيس كارخانهء ذوب‌آهن ، اجراى نقشهء راه‌آهن ، همه آرزوهاى ديرينه ، توجه مخصوص بتدوين و اجراى قوانين ( مقدمهء نسخ كاپيتولاسيون ) تعميم ثبت اسناد ، تأسيس شوراى دولتى پس از تصويب مجلس « 1 » . تيمور تاش وزير دربار ماست و رافع بين شاه و هيئت و نافذ در هر كار ، طرف اعتماد شاه است و از سياست آگاه ، روزى در هيئت فرمودند قول تيمورتاش قول من است . انتخابات در جريان است ، منتظر الوكاله فرصت مستوفى را تنگ كرده است ، زيد ميرود عمرو مىآيد . عمرو ميرود بكرو دولت نبايد در انتخابات دخالت كند ، در ملاير اتفاق افتاد كه در ازدحام چند زن تلف شدند ، شاه عازم ملاير شد 21 جوزا . هرجا آثار اندك بىنظمى ظاهر شود شاه بشخصه بدان صوب عزيمت مىفرمايند . از خراسان راپرتهائى رسيده بود ، سبب سوء ظن به جان محمد خان « 2 » شد ، شاه عزيمت خراسان فرمود ، ميليسپو از پرداخت مخارج سفر خوددارى مىكند ، مستوفى بتوسط جم يكصد هزار تومان از بانك شاهى قرض كرد شاه تشريف بردند جان محمد خان را مغضوبا بتهران روانه كردند و از كار خارج ، مسافرت از 3 - 24 مرداد طول كشيد . مقارن مسافرت شاه شوسهء مازندران باتمام رسيده بود مقرر شد مستوفى افتتاح كند ، در تنگهء عباس‌آباد صورت گرفت 19 مرداد ، دنبالهء مسافرت بسارى ، اشرف و استراباد كشيد ، در خواجه نفس سابقا مركز شرارت مدرسه داير بود در كمال انتظام 15 مرداد بتهران مراجعت شد 24 شاه تشريف آوردند . در سارى مؤسسهء دفع آفات داير بود سرم مىساختند رعايا از استفاده تحاشى داشتند بين سارى و بندر گز در صحرا لش گاو فراوان ديده شد . در شرفيابى اول پس از آنكه آقاى مستوفى گزارش مسافرت را بيان كردند من گفتم به اين اساس معتقد نبودم اما پس از ديدن صحرا . . . . سخن من تمام نشده فرمودند حالا ايمان آوردى ؟ عرض كردم بلى !

نطق شاه در مجلس ششم 19 تير 1305

با كمال مسرت اولين مجلس زمان سلطنت خود را به توفيق و عنايات سبحانى افتتاح مينمايم . اميدوارى كامل داريم كه سلطنت ما كه ارادهء آزاد ملت محبوب ما بوده تاريخ خوشبختى و سعادت مملكت ما را تجديد و نمايندگان ملت در تأمين سعادت و تهيهء وسيلهء آسايش عموم باجراى نيات خيريهء ما توفيق خواهند يافت . مجلس افتتاح يافته ، بايستى پروگرام دولت بتصويب برسد ، پنجم مهرماه با هشتاد رأى به تصويب رسيد سواى آنچه قبلا گفته شد توسعهء امور تجارت و رفع اشكالات موجوده ( ترانزيت ) تقديم
هامش
( 1 ) - بطوريكه بعدها ديده شد شور با طبع شاه سازگار نمىافتاد . ( 2 ) - از هرگونه تجاوز به جان محمد خان نسبت مىدادند و خالى از صحت نبوده منجمله بعنوان تدارك تحفه براى شاه مردم را سر و كيسه مىكرده است ، صحبتى از كودتا هم ميرفته است . در ميامى كه پيشواز آمده بوده است امر مىشود سردوشى او را بكنند خودش مىكند و دور مىاندازد ، او و رفقايش را عازم تهران مىكنند و خارج از كار مدتى هم توقيف بود جهانبانى بجاى او منصوب مىگردد . طايفهء علاء الدوله غالبا ناراحتند .