تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
لوايح در اصلاح ماليه ، اهتمام در ترقى زراعت خصوص پنبه و ابريشم ، توسعهء قواى امنيه اتخاذ وسايل براى تفتيش سواحل ، در رأس همه حفظ حسن روابط با دول متحابه پس از الغاى عهدنامهء تركمان‌چاى ، كاملة الوداد از بين رفت امتيازى نماند كه كامل يا ناقص باشد . ترميمى هم در كابينه شد ، انصارى خارجه ، وثوق الدوله عدليه ، اسفنديارى ماليه ، علامير ( احتشام السلطنه ) داخله بقيه بجاى خود . ميليسپو اهتمامى در جمع‌آورى بقايا مىكند و مطالبهء قروض به بانك استقراضى اسبق ، سپهسالار ولى خان مبالغ هنگفت از بابت ماليات و قرض به بانك مقروض است مردى كه هرگز نه قائل به دادن ماليات بوده است نه پرداخت قروض سياسى به بانك در اين كشمكش انتحار كرد . در خدمت آقاى مستوفى به سعد آباد ميرفتيم بين زرگنده و تجريش بجنازهء او كه بىخبر حركت داده بودند برخورديم و پياده شديم و تا امامزاده مشايعت كرديم دارائى او را بيست ميليون و پانصد هزار ريال تخمين كردند .

تيرخوردن مدرس

هفتم آبان 1306 در كوچهء سردارى مدرس مورد حمله واقع شده زخمى به دو وارد مىآيد ، در اين حال امام جمعهء خوئى ميرسد ، مردم جمع ميشوند پاسبانان او را به نظميه مىبرند از آنجا بمريضخانهء دولتى ، از خطر جان بدر برد و از ميدان در نرفت . حكاياتى از سوء قصد مدرس نسبت به پهلوى شايع است و رابطه ضايع .

روابط تجارتى

با شوروى روشن نيست ، تجار غوغا دارند ، موعد معامله طبق 1921 سر - رسيده است ، مشاور الممالك مأمور مسكو شد . من نميدانستم مشاور - الممالك زن روسى دارد ، روزى بمناسبتى در هيئت گفتم اشخاصى را كه زن فرنگى اختيار مىكنند بايد چوب زد ، مستوفى در من نگاهى كرد و من سرم را پائين انداختم طورى شده است كه انسان هرچه بگويد به جائى برميخورد .

پيشنهاد راه‌آهن

اول اسفند 1305 من پيشنهاد راه‌آهن را به مجلس بردم ، من الغرائب مصدق - السلطنه مخالف شد كه در عوض قندسازى بايد داير كرد ، راه‌آهن منافع مادى مستقيم ندارد گفتم از راه‌آهن منافع مادى مستقيم منظور نيست منافع غير مستقيم راه‌آهن بسيار است ، نظميه يا نظام هم منافع مادى ندارند ضرورى مصالح مملكتند قند هم بجاى خود تدارك خواهد شد و اثبات شئى نفى ماعدا نميكند .

مكتوبى از يكى از آشنايان

سوم اسفند مكتوبى از يكى از آشنايان رسيد ياد ميكنم : . . .
طاعت از دست نيايد گنهى بايد كرد * در دل دوست بهر شيوه رهى بايد كرد
امروز كه در جرايد فرمايشات عالى را راجع براه‌آهن كه در مجلس فرموديد خواندم بسى خرسند گرديدم براى اينكه خودم را بخاطر . . . آورده باشم قطعه‌اى را كه در اين خصوص گفته‌ام ذيلا بعرض ميرسانم ، محمد على
در فرنگ از بىخرى محتاج راه‌آهنند * ما كه خر داريم كى محتاج راه آهنيم دشمنان راه‌آهن دوستداران خرند * دوستداران خر و با راه‌آهن دشمنيم راه‌آهن ريشهء خر بركند از مملكت * هركه خواهد راه‌آهن ريشه‌اش را بركنيم تا جناب اشتر و عالىمقام خر بود * كى روا باشد كه ما از راه‌آهن دم زنيم
سردار همايون هم شرحى به من نوشت و ياد از رسالهء راه نجات مرحوم صنيع الدوله كرد و مصادفهء پيشنهاد راه‌آهن بتوسط من

كودكستان شاپور

دارائى عزيز خان خواجه بموجب وصيت به اختيار شاه آمد ، علامير ( وزير داخله ) در مصرف آن پيشنهاداتى كرد مطبوع نيفتاد و لو عملى شد ، شاه خانهء عزيز خان را محل كودكستانى قرار دادند ( دار الايتام شاپور ) 21 بهمن 1305 يكصد نفر اطفال يتيم جمع‌آورى شدند ، املاك محل مخارج قرار گرفت .