تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
شاه مايل ترميمى در كابينه است ، مجلس استيضاح مانندى اعلام كرد 25 بهمن ، استيضاح روى ازدحام كارمندان است براى اضافه حقوق ، داور عدليه ، تدين معارف ، فاطمى داخله ، فيروز ماليه وارد كابينه شدند . قصد از اين ترميم خارج شدن وثوق و علامير بود و وارد شدن داور و نصرت الدوله ضمنا بيرون آمدن تدين از مجلس كه مؤتمن الملك بجاى او آمد .

رياست من در تميز

سوم ارديبهشت 1306 مستوفى مرا خواست رفتم ، داور در خدمتشان بود فرمودند داور براى رونق عدليه شخص آبرومندى براى تميز ميخواهد ، بمشير الدوله و مؤتمن الملك كه بيكارند رجوع كرده است نپذيرفته‌اند ، طالب است كه شما قبول كنيد . داور گفت اگر فلانى هم قبول نكند من استعفا ميكنم گفتم خواستن من و فرمايشات آقا دليل موافقت است ، حاجت داور هم معلوم ، در نظر منهم خدمت است بهرعنوان ، تا شاه چه بفرمايند . روز ديگر 4 ارديبهشت سلام است ، در سلام خصوصى شاه فرمودند امروز براى مملكت عدليه مهم‌تر از فوايد عامه است روز پنجم ارديبهشت من به تميز رفتم . حكايت - در رياست تميز من ترخانى داشتم و خدمت شاه ميرسيدم ، روزى صحبت پيش آمد ، قصهء غوغاى لاهوتى در تبريز مطرح شد ، در يكى از شبها كه من در ژاندارمرى بودم اجلال الملك ، لاهوتى و سرتيپ‌زاده نزد من آمدند كه بيا رياست جمهورى را قبول كن ترا روى طبق بسر به عالىقاپو ميبريم گفتم در حال حاليه ايران بجمهورى معتقد نيستم كسى را پيدا كنيد كه معتقد باشد ضحكى شد .

الغاى كاپيتولاسيون

با الغاى عهدنامهء تركمان‌چاى يوغ‌ها از گردن ايران برداشته شد ، منجمله كاپيتولاسيون كه نظارت خارجه است در محاكمه‌هائى كه يكطرف تبعهء خارجه باشد ، ميبايست اعلان شود كه در ضمن عقد سكوت ادامه نيابد و سابقه نشود . دول دو ايراد كردند يكى آنكه قانون مجازات مدون نداريد ديگر آنكه محابس شما وضعيتى موافق با حفظ صحت ندارد . داور قانون مجازات بر طبق اصول مرتب كرد و چاپ شد ضمنا در قصر محبس بنا نهاده شد . كاپيتولاسيون دو ضرر اساسى داشت يكى آنكه مخل استقلال دادخواهى بود ديگر وسيلهء تمسك اهالى در معاملات به تبعهء خارجه يا شركت با اتباع خارجه ، چنان كه در قضيهء درياچهء ارومى ( رضائيه ) و در توقيف املاك شعاع السلطنه بتوسط شوستر ديديم و ضررها را كشيدم .

كنترات ميليسپو

كنترات ميليسپو سر آمده است و شاه مايل به تجديد نيست ، مجلس و عامه خواهانند ، مستوفى مردد ، بحث جارى است ، مستوفى على الظاهر موافق نيست ، مداخلهء تيمور تاش هم نامطبوع است ، فرمايش شاه هم باينكه قول تيمور تاش قول من است مىرساند كه سخنهائى در بين سارى است .

استعفاى مستوفى 12 خرداد 1306

سعى تيمور تاش در تغيير تصميم مستوفى مفيد نيفتاد ، 15 خرداد ديرگاه به منزل من آمد كه مستوفى در استعفا مجد است ، شاه نظرش به تو است ، اظهار عجز كردم اصرار كرد كه طفره مناسب نيست ، من از كماهى جريانات پس از رفتن به تميز آگاه نبودم ، آن شب را مهلت خواستم ، صبح ديگر به سعد آباد رفتم خدمت مستوفى رسيدم و تفصيل را گفتم ، فرمودند محالست قبول كنم از من گذشته است تو باشى بهتر است . در پشت و روى كار غور كردم و با بعض دوستان شور ، غالب را عقيده بمضمون اين شعر بود ، خلاف رأى سلطان رأى جستن . خصوص با مزاج پهلوى كه طبعا ديكتاتور است ، معتمدا به نويدى كه حضرت حسين عليه - التحية و السلام در رؤيا به من داده بودند دنده به قضا دردادم .