بعضى جريانات اين دوره
تاجگذارى 4 ارديبهشت 1305
انتحار سپهسالار 27 تيرماه 1305
تنظيم امر خراسان 3 تيرماه 1305
موسسهء رهنى 10 آبان 1305
تصويب راهآهن 4 اسفند 1305
بانك ملى 14 ارديبهشت 1306
خاتمهء خدمت ميليسپو اول خرداد 1306
افتتاح بىسيم 6 ارديبهشت 1305
افتتاح راه مازندران 19 مرداد 1305
مجروح شدن مدرس 7 آبان 1305
اصلاح عدليه 20 بهمن 1305
الغاى قضاوت قنسولها 19 ارديبهشت 1306
بموجب دستخط محمد شاه ، قلهك محل ييلاق سفارت انگليس مقرر شده بوده است ، سفارت دستخط را بدلخواه تفسير كرده سكونت را مالكيت پنداشته قلهك را خاك انگليس محسوب ميداشتند ، دولت در قلهك تصرفى نداشت ، اهالى قلهك تحت الحمايهء انگليس بودند .
سفارت روس به فتواى كهر كم از كبود نيست زرگنده را خاك روس ميدانست و مركز بستى شده بود و پناهگاه صالح و طالح ، از نتايج الغاى عهدنامهء تركمانچاى اين كيفيت از زرگنده سلب شد در قلهك همچنان باقى بود ، اهالى اين دو قريه كانه رعيت ايران نبودند پس از مذاكرات بسيار انگليس هم قلهك را باز گذارد .
كابينهء من 16 خرداد 1306
داور عدليه ، فيروز ماليه ، تدين معارف ، اسعد جنگ ، مشاور خارجه اديب السلطنه داخله ، صور پست و تلگراف ، هدايت فوايد عامه .
روابط تجارتى با شوروى هنوز حال اعتدال به خود نگرفته ، مشاور در مسكو است ، پاكروان كفالت خارجه دارد ، فروغى مأمور جامعهء ملل است
در هفته سه روز هيئت تشكيل مىشود ، شنبه و چهارشنبه در دربار با حضور شاه دوشنبه در عمارت بادگير از عمارات كنار گلستان .
كلنگ اول راهآهن
پولند امريكائى بدلالت ميليسپو براى تدارك نقشهء خط آهن استخدام شده است ، چند نفر مهندس و كارمند زيردست او كار ميكنند ، به او گفتم مهندسين را به چه اعتبار مىپذيريد ، ديپلم تحصيلات آنقدر مناط نيست ؟
گفت ما به تصديق نامهء مؤسسات كه در آنها كار كردهاند نگاه مىكنيم .
خط سير راهآهن را از بندر گز تا تهران تشخيص دادند و كلنگ اول در تهران بيرون دروازهء محمديه در 23 مهر 1306 بدست شاه زده شد ، در اينموقع من وزارت فوايد را با رياست وزراء داشتم و كلنگ نقرهاى را كه تدارك شده بود در باد و طوفان كه اتفاقا آن روز برخاست بدست شاه دادم و پس از زدن كلنگ شاه دست قدردانى به من دادند .
جشن شايان بود ، وزراء ، سفراء ، اعيان ، اشراف ، تجار و طبقات خلق جمع بودند ، خيمهها بمراتب برپا و لوازم پذيرائى بجا ، بادى سركرد كه اوضاع را سخت برهم زد در همان غوغاى هوا كلنگ اول زده شد .
پيشنهاد قند و چاى
از اوايل سلطنت ناصر الدين شاه يكى از آرزوها ساختن راهآهن بود كه شريان ترقى اقتصاديات است ، هميشه نقشه اين بوده است كه بسرمايهء اجنبى اين كار صورت بگيرد و همواره رقابت سياست مانع بوده تا آنكه مرحوم صنيع الدوله پيشنهاد قند و چاى را بمجلس داد ، روس و انگليس مخالفت كردند و عهدنامهء تركمانچاى را بهانه كه قند متاع خارجى و تحميل عوارض جديد مخالف صد پنج مقيد در عهدنامه ، صنيع الدوله نمك را عنوان كرد و تصويب شد ، سپهسالار مديون بانك رهنى حق داشت مخالفت كند ، تعجب از دموكرات نادان است كه علم و ارنجبرا را برافراشتند سخن دموكراتها اين بود كه ماليات نمكبارى است بر دوش فقرا و حال آنكه تحميلى است به كيسهء اغنيا كه برنج بيشتر ميخورند به رنجبر بيش از سالى ده ريال تحميل نميشود و فى الحال هم نمك را مفت نميخورند .