تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
اميد است كه ملل بدان درجه از اخلاق برسند كه فريب زمامداران را نخورند ، خواهد شد ؟ من نمىدانم ! در خاتمه گوئيم پس از جمع و خرج اگر نظم و حساب در كار باشد مرام كريم خان سالم‌تر است . رهاكردن كه هركس سى خودش بگيرد و سى خودش بخورد دزدى و رشاء را منع بايد كرد حلال و حرام را ترويج .
رحم اللّه معشر الماضين * كه به مردى قدم سپردندى راحت نفس بندگان خدا * راحت نفس خود شمردندى

كابينهء وثوق الدوله شوال 1334

روسيه برهم خورد ، آلمان تسليم شد ، انگليس كوس انا و لا غيرى نواخت ، روزى بملاقات وثوق الدوله رفتم لدى الورود گفتم :
برسر خشم است هنوز آن حريف * يا سخنى ميرود اندر رضا
گفتند بر سر خشم است . از دبير الملك شنيده بودم كه هنوز تبعيد مرا ميخواهند ، وثوق الدوله بر خلاف عين الدوله گفته بوده است يك نكته ايراد بفلانى مسجل كنيد چه مضايقه . در طى صحبت ، وثوق الدوله از اشكالات شرحى گفت گفتم تا ممكن است بايد به ليت و لعل گذراند آنجا كه چاره نماند كناره گرفت ، لعل اللّه يحدث بعد ذلك امرا . هزار تومان خرج سفر معاودت از شيراز تمام شده است ، بوثوق الدوله گفتم بموجب اسناد پنجهزار تومان از دولت مطالبه دارم اگر برسد مصرفش تعقيب مجمع الادوار است گفت محتاج مذاكره است و در هيئت نمىشود اسم شما را برد گفتم سه هزار تومانش تصويب هيئت از سابق دارد گفت بفرستيد . تصويبنامه‌ها را فرستادم ، دوهزار تومان قوام السلطنه كه وزير ماليه است آورد به من داد ، دم و دود راه افتاد و به تكميل سه‌گاه پرداختم .
حضيضى هست باهر اصل و اوجى * چو درياكش بود قمرى و موجى
كم‌كم لحن اخبار عوض شد ، در رويتر خوانده مىشود كه آلمانيها عقب ميروند بنظمى كه محل تعجب است و اين را هم حمل بر تدبير ميكنند . اندك‌اندك مطلب كشف شد گروهى از نظاميان شيوهء روس پيش گرفتند ، در پروس آشوب انداختند ، امپراتور به هلند پناهنده شد و شد آنچه شد . آوازهء انگليس فضا را پر كرد و وثوق الدوله را مستسبع ، قرارداد 1919 امضا ، يعنى قيمومت انگليس بر ايران ، به فارسى : « از بوى هريسه در تنور افتاديم . » كميته‌اى در تهران وجود دارد باسم كميتهء مجازات ، كميتهء كشف شده در كابينهء دوم وثوق الدوله مجازات شدند ، اعضاى كميته : ميرزا ابراهيم خان منشىزاده ، اسد اللّه خان ابو الفتح‌زاده ، محمد نظر خان مشكوة الممالك اين سه نفر شدند كميتهء مركزى و دست گذارده بودند به ترور بازى . بعضى اعضاء ديگر : كريم دواتگر ( قاتل ميرزا اسمعيل خان رئيس غله ) ميرزا على اكبر ارداقى عماد الكتاب خوش‌نويس ، بهادر السلطنهء كرد . كريم بامر كميتهء مركزى بدست رشيد السلطان از رفقاى خودش كشته شد . قتل ديگر قتل متين السلطنه بود مدير عصر جديد ، حسين خان لله از گروندگان ميرزا حسن را كشت ، احسان اللّه خان در اين قتل شريك بوده است ، بهادر السلطنه كشف راز مىكند ، در اين اثنا منتخب الدوله را ترور كردند كه تقاضاى بهادر السلطنه را رد كرده بود ، قصد قتل بهادر را كردند او هم نظميه را از كار آگاه كرد ، اعضاى كميته دستگير شدند سوم شوال 1335 . احمد خان صفا را هم ياران كميته ترور كرده بودند ، صمصام السلطنه ايشانرا آزاد كرده بود ، در كابينهء وثوق - الدوله در ثانى توقيف شدند رشيد السلطان و حسين لله را بدار زدند ، منشىزاده و ابو الفتح‌زاده را در راه سمنان كشتند . نقشهء صباحى است در عنوان آزاديخواهى ، آن قرارداد چون طپانچه . ميرزا رضا صدا كرد يكى در گوش آزاديخواه يكى در گوش مستبد . آنچه را روس و انگليس ميخواستند انگليس تنها گرفت ، لقمه‌اى قابل هضم نبود ، وقتى رويتر امتياز راه‌آهن را از ميرزا حسين خان گرفت در برلن با سيمنس در اجراى آن صحبت
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 309 | مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )