تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
و لازمهء اختلاف استطاعت و لياقت و ما دو صف برشماريم . يك صف دانا ، ساعى ، زيرك ، سخى ، مخترع ، دلاور ، كاردان ، فهيم ، غيور ، قانع ، مهربان و لياقتهاى ديگر . صف ديگر جاهل ، تنبل ، مبذر ، لاابالى ، بىعار ، هرزه‌گر ، بيكاره ، دزد ، چاقوكش بىغيرت ، غدار و فاقد لياقت . بين اين دو صف افتراق كلى است «
عالمى از نو ببايد ساخت و ز نو آدمى
»
كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ . *
بلى بين زرد و سياه و سفيد مىشود ائتلاف ايجاد كرد و از صنف ثانى رعايت اگر قناعت در كار باشد و امروز بهانهء نزاع همين افتراق اخلاق و استطاعات است و تقاضاى فوق لياقت بطورى كه در كو از همه‌جا جمع شده‌اند و در اتحاد مسلك نواگرند . سرود حاضرين در كو در خاتمه نمايش راه مستقيم وقتى گفته‌ام :
با اينهمه اختلاف صورت * از يك گهرند خلق عالم گر زرد و سياه و گر سفيدند * پيوستگى همه مسلم نيكو نگريد يكدگر را * چون جمله برادريد باهم
به انتشار اخلاق مىشود از تحذير كاست آيا محبس‌ها از بين خواهد رفت ؟ يا پليس لازم نخواهد بود ؟ مشكل ديگر آنكه از فكر و عمل يك نفر هزارها منتفع ميشوند خودش چرا نشود و اگر نشود چرا به خود زحمت بدهد . تقسيم كارها كه لازمهء تمدن است چگونه خواهد شد ؛ در جماعت ، عطار و كناس هردو لازم است يكى بپاى خود ميرود يكى را بايد دست گرفت و يد عليا به يد سفلى نماند . آيا همه كارگرها مىتوانند مدير كارخانه باشند اگر بودند كارگر كه خواهد بود . از زينت و زخرف صرفنظر كنيم نصف كارگر بيكار خواهد ماند . البته زير و بالاهاى بىجهت را بايد از بين برد اسراف و تبذير را منع كرد . قبل از همه بايد تجهيزات جنگى را از ميان برد ، محتكر ناحق ادارهء نظام است به قصد نبرد از مايه‌ايكه به مصرف تجهيزات ميرسد چه اندازه بر بهبودى احوال مىشود افزود . اگر حرص جهانگيرى از سر زمامداران ملل بيرون برود مجال براى تجهيزات اخلاقى بدست مىآيد .