تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
امپريال به آدم مىدهند . اين‌همه امپريال از كجا ميآيد و چرا ميدهند و كى اين فكر را در خاطر استاد على تزريق كرده است معلوم نيست . هرچه مىشود در عنوان دموكراسى است ، زرد و كبود و سرخ همه كوس انا و لا غيرى ميكوبند و دم از آزادى مىزنند معلوم نيست آزادى چه رنگ است . با دعوى آزادى بهررنگ كه باشد تجهيز جنگ چه معنى دارد ، مبالغ هنگفت از بيت المال را صرف تجهيز آزادىكشى چرا بايد كرد .
گر مرام تو به استى بىنفاق * اين به استدلال بايد نى چماق
تا امر جماعت بگذرد بايد يكى بسازد يكى بفروشد يكى بخرد . يكى از آشنايان روزى به من گفت اين بساط سربخارى چيست ؟ گفتم اجرت كوه‌كن ، سنگ - تراش ، زرگر ، مسگر ، منبت‌كار ، سازنده ، فروشنده . براى اينكه نقد زايد من از مصارف بدست ايشان بيايد خريدم ، حب زينت مايهء رواج بازار است . بسا كلمات رنگين اثرات سنگين بخشيده .
از خم پندار خود مستى چنانك * كس نديده مست از خم شراب

حرص

حكايت زن كدخدا و نان زندى را در شيراز نوشته‌ام وقتى در روزنامه خواندم كه در آمريكا مالدارى اعلان كرد كه فلان روز فلان ساعت درب خزانه من باز است هركس ميتواند داخل شود و هرچه ميتواند ببرد ، بيست دقيقه مجال دارد ، مردم بخزينه رو آوردند و بهمه‌جهت بيش از چند صد تومان نتوانستند بدر ببرند ، زياد برداشتند جيب‌ها پاره شد ، درهم طپيدند ، زمين خوردند آنچه برداشته بودند از دست دادند . نعمت بقدرى هست كه امر همه بگذرد اگر حرص بگذارد و قناعت به كار آيد .

بازگشت بسوى حق

پس از جنگ 1936 و تحمل مصيبتها باد بزخمها خورده است نداى
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
بلند است زمامداران يكدل و يكزبان توسل بديانت ميجويند در نطق رئيس جمهورى متحابهء امريكا و وزير خارجهء انگليس ميشنويم كه بايد بسوى خدا برگشت مرامها جز فتنه و آشوب نتيجه نداد همه از رنگهائى كه انگيختند و طرحهائى كه ريختند پشيمانند و در جاده سرگردان .
بجد و جهد چو كارى نميرود از پيش * بكردگار رها كرده به مصالح خويش
انشاء اللّه ملل به حد بلوغ رسيده‌اند بلوغى كه سعدى در گلستان گويد : جمعى از حكما سخن در بلوغ ميراندند و علامات ظاهر را برمىشمردند يكى گفت اينها نيست ، بالغ آن است كه دربند رضاى حق بيشتر باشد تا در بند هواى نفس ، اينك گروهى كمر مجاهده در طريق تحصيل رضاى حق بسته در كو نشسته هدايت به راه حق ميكنند .

انجمن كو در سويس

از همهء ممالك اروپا سواى روسيه و باز از آسيا و افريقا و امريكا و استراليا تاكنون 54 نماينده در كو حاضر شده‌اند ، مرامشان برگشت بسوى حق است و تذكيهء اخلاق بر ماترياليسم « 1 » كه لب ليبراليسم ، سوسياليسم و كمونيسم است نفرين ميكنند كه ريشهء آسايش را از بيخ برخواهد كند . مرام اين انجمن سعى در تهذيب اخلاق است و هزارها مردم تعهد پيروى از اين مرام كرده‌اند . در مرام عدل و انصاف بايد توپ و تفنگ در كار نباشد ، سابق جهانگيرى باسلحه مىشد امروز تزريق شكايت در ذهن عامه ميكنند و استفاده از فريب از بينوايان كه مستمندان را برمىانگيزند متمكنين را برمياندازند ، بساط مهيا را به تصرف درميآورند چند روزى از ذخيرهء موجود استفاده مى
هامش
( 1 ) - عقيده به ماديت عالم و تلاش از پى ماديات و غفلت از روحيات .