تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
با سوءظنى كه انگليسها از خيالات شما دارند نمىتوانيم قبول كنيم و همانشب بمنزلى كه پارسال در موقع آمدن بشيراز آنجا منزل كرده بود رفت . در باب مذاكرات كاپيتان ارتانگرين از پراويتس « 1 » سؤال كردم چيزى نميدانست . ناصر ديوان قطعا و سايرين يقينا اقدامى بر ضد دولت انگليس نخواهند كرد . تلگرافچى انگليسى كه يكنفر ارمنى است و مگرديچ نام دارد و در كازرون از شيطانها است كه هميشه حكومت كازرون و ژاندارمها و ناصر ديوان در اين سال اخير تغيير او را خواسته‌اند و من ابدا براپورتهاى او اعتماد ندارم ، معهذا تحقيق مىكنم . امروز هم به پراويتس تأكيد كردم قدغن كند ژاندارمها ابدا از اين اظهارات نكنند و خودم هم بناصر ديوان و خوانين دشتى و دشتستان قبل از زيارت تلگراف اخطار كردم كه در اسكات مردم سعى كنند . چون قنسول انگليس امروز صبح نزد من آمده و همين اظهارات را كرد ، او را مطمئن كردم كه اين مطالب صحت ندارد . برعكس ميان مردم شهر اين زمزمه است كه واسموس خوب است به شهر بيايد و در شهر منزل كند . مبادا او را هم مثل قنسول بوشهر بىخبر ببرند ، ملاحظه بفرمائيد افكار چقدر مشوش است . در هرحال خاطر اولياى دولت آسوده باشد كه در فارس از اين گونه اقدامات كه احتمال داده‌اند نخواهد شد . اما در اينكه تمام مردم اعلى درجه افسردگى را از قضيهء بوشهر و بندرريگ دارند ، هيچ شبهه‌اى نداشته باشيد . اگر افكار اين مردم محل ملاحظه است ، شرط عقل اصلاح اين افكار است . در ضمن اين مذاكرات امروز با قنسول انگليس گفتم كه ابدا احتمال حدوث حادثه و رفتارى نمىدهم ، در بوشهر هم صلاح نيست قشون پياده نمايند زيرا كه ممكن است پياده كردن قشون تازه باندازه‌اى اسباب تحريك بشود كه اختيار از دست اولياى امور برود . مسئلهء سوزاندن اوراق قنسولگرى را نمىفهمم لابد در قنسولگرى چيزى كه موهم اخلال بىطرفى يا روابط دوستى با ايران باشد نخواهد بود . اما در باب اتحاد ، من با آن خيالات مكرر در تبريز و شيراز بحضرات « انگليسها » گفته‌ام كه ايرانى و طرفدار مصالح ملت هستم ، آلمان و انگليس و روس را نمىشناسم و اگر روزى بنا باشد مجبور شوم بر خلاف مليت خود رفتار كنم كناره خواهم جست . در اين صورت چطور ممكن است من بدون تعليمات در كارى اقدام كنم كه ضررش از شمال تا جنوب ايران را خواهد گرفت . در نظر من اقدامات خود انگليس در اين‌موقع كه آتش دنيا را گرفته و احكام حجج اسلام همه‌جا منتشر است ، زودتر مردم جاهل ايران را تهييج خواهد نمود . در چنين‌موقع كه بعضى اوراق به زبان اردو و غيره را مخل بى - طرفى بدانند و فرياد كنند تعجب نيست . بنده از مردم وطنخواه گرمسير خيلى ممنونم كه در اين موقع بداد و فرياد قناعت كرده‌اند ، خود انگليس از هركس از حال مردم گرمسير بهتر آگاه است و مىداند كه آنها در دفاع وطن خود از دولت خارج واهمه ندارند پس در اين صورت نبايد كارى كرد كه به رگ تعصب اين طوايف بربخورد . اما در باب اسلحه كه به بوشهر و محمره وارد شده است ، بنده همينقدر ميدانم كه پارسال ژاندارمها مقدارى اسلحه به شيراز آورده‌اند البته اولياى دولت بهتر ميدانند و اگر تحقيقاتى هست بايد از گمرك كرد ، از خيالات سوئديها هم بنده هيچ اطلاعى ندارم . در مسألهء قدغن به تلگرافخانه اختيار با اولياى دولت است اما من اينطور جلوگيرىها را بد ميدانم بالاخره مردم از اظهار باقدام دست خواهند زد و از تظلم به تمرد خواهند پرداخت معهذا عرضى نمىكنم . ارائهء احكام جهاد بتوسط واسموس در كازرون باز از سياست‌هاى تلگرافچى آنجاست زيرا كه اين احكام عالمگير است و الان دو سه ماه است كه نقل سر هر بازار است . عمده اينست كه از مردم تحريك فكرى نشود ، حرف در دهان زياده زده مىشود جلوگيرى از تلگرافات چه مصرف خواهد داشت ، قاصد و مكتوب را چه خواهيم كرد ؟ بعقيدهء بنده جلو حرف را نبايد گرفت كه اقلا مردم به حرف خالى خوش بشوند و بغض نكنند . سيد حسن حبل المتين هم مثل سايرين يكنفر از افراد است و در نظر
هامش
( 1 ) -Pravitz