احضار سوئدىها از فارس تقاضائى بشود . تلگراف ديگر خبر ميدهد كه نقشهء واسموس اين بوده است كه بقنسولگرى حمله نموده قنسول را دستگير نمايد ، ماژور اكونور باندازهاى مخاطره را حتمى ميداند كه اجازه خواسته است تمام نوشتجات مرموزه و محرمانهء خود را آتش زند و ميگويد كه هيچ اشتباهى در رفتار سوئديها نيست و محقق است كه با واسموس همراه و مساعد هستند و نيز فرمانفرماى فارس هم با آلمانها متحد مىباشد لهذا اعتبار اطمينانات دولت ايران محل ترديد و هرگاه امر قطعى در اين مقدمات صادر نشود ايران مجبور خواهد شد كه با روس و انگليس داخل جنگ شود و تلگرافات ديگرى است كه مدلل ميدارد كه در ورود مقدارى اسلحه و مهمات كه در ژانويهء گذشته به بوشهر و محمره رسيده آلمانها شركت و دخالت داشته و اين اسلحه ظاهرا براى ايران وارد شده قسمتى را براى سوئدىها بشيراز حمل كرده و قسمت ديگر هنوز در محمره است و سوئديها شما را فريب داده اسباب خرابى ايران خواهند شد مگر خودتان بخواهيد ما را بازيچه قرار داده اسباب خرابى ايران را تهيه كنيد .
3 - تلگرافات 12 مارس قنسول شيراز است كه خبر ميدهد واسموس وارد كازرون شده مشغول تحريك مردم است . اگر از طرف دولت اقدام نشود اقدامات محلى من بيفايده است بايستى حكم بايالت فارس بشود كه از هيجان جلوگيرى كنند و نيز بتلگرافخانهها قدغن شود تلگرافات جعلى را قبول ننمايند ، تلگراف ديگر قنسول شيراز حاكى است كه اهالى كازرون در تحت رياست شيخ همدانى ملاى ژاندارمرى بخانهء مجتهدين رفته و كاغذهائى در اعلان جهاد ارائه داده ميرزا حسن برادر حبل المتين هم از بوشهر به كازرون آمده مجالس مخفى مىكند ، علماى برازجان تلگرافهاى مفصلى بعلماى كازرون نمودهاند كه به آنها ملحق شوند . خوب است دولت ايران حكم كند كه تلگرافخانه اين گونه تلگرافات را قبول ننمايد و به حاكم و علما دستور داده شود از اين حركت جلوگيرى نمايند .
4 - در ضمن تلگرافى از بصره خبر ميدهند واسموس علماء و اهالى بهبهان را بجهاد دعوت ميكرده و اين مسئله كه از روى كاغذ آلمانها بدست آوردهايم معلوم شده است . اينست خلاصهء اظهار و اطلاعات كه توسط سفارت انگليس رسيده است .
اولا نسبتهائى كه به صاحب منصب سوئدى مىدهند در اينجا با كفيل ادارهء ژاندارمرى مذاكره شد او اظهار بىاطلاعى و تقريبا انكار مىكند لازم است جنابعالى تحقيقات لازمه نموده صحت و سقم اين نسبتها را معلوم و در صورت صحت جدا جلوگيرى فرمائيد .
ثانيا آن قسمتى كه راجع به خود واسموس اظهار ميدارند آيا صحيح است يا خير .
منتظر اطلاعات حضرت مستطاب عالى هستم و در هرصورت بايد ساعى بود كه مبادا در شيراز تحريكاتى كه منجر باغتشاش و هيجان اهالى بر ضد بيطرفى شود بظهور برسد و با هر قوه و قدرتى كه داريد از اغتشاش جلوگيرى فرمائيد بطوريكه اين سوء تفاهم از قنسول انگليس خارج و نيز طورى بشود كه سوء ظن آنها از صاحبمنصب سوئدى بر طرف شود . معاون الدوله
پاسخ تلگراف
نمره 316 ، مورخهء 5 جمادى الاول 1333 ، اينكه در اشياء واسموس نوشتجاتى بشش زبان اردو و غيره يافتهاند بنده اطلاعى ندارم اما آنچه در خصوص ورود واسموس نوشتهاند پس از آنكه واسموس وارد برازجان شد و يكنفر كاپيتان انگليسى بتعاقب او از بندر ريگ به برازجان آمده بود ، ژاندارمها واسموس را در تحت حفظ خودشان برحسب تكليف بشيراز آوردند طبيعتا ورود او بژاندارمرى شد . نظر بحفظ نزاكت يكنفر صاحبمنصب نظميه را فرستادم باحوالپرسى ، با درشكه كرايه رفته بود ، واسموس درخواست ملاقات كرده بود ، منهم وقت دادم ، با همان درشكهء كرايه نزد من آمد و شرح مسافرت خود را گفت و گمان ميكرد كه من ميتوانم اشياء او را از انگليسها بخواهم . گفتم اين مذاكره بايد در تهران بشود و رفت . پريروز هم آمد كه نتيجه را بفهمد گفتم هنوز اطلاعى ندارم ضمنا اطلاع داد كه يك مقدار از اسباب او رسيده ، روز ورود خواسته بود دو روز در منزل ژاندارمها بماند مخصوصا به او گفته بودند