فارس و نقاط شمالى ايران شاهد صدق به اين مطلب است . اينكه آلمانيها در خيال فريب دادن عشاير ايران هستند مطلبى است كه تاكنون برهان قوى بر صحتش بدست نيامده و بر فرض صحت مشترك الورود بوده بلكه شما اين طريقهء غير مرضيه را به آنها آموختيد و كمال اسف را دارم كه بدون مراعات نزاكت مستخدمين ژاندارمرى را متهم به بعضى حركات كرده و حال آنكه به خوبى مستحضر هستيد كه تاكنون حركتى كه منافى بيطرفى باشد از آنها بروز ننموده . اما اينكه دولت خود را فرماندهء بزرگ مسلمانان ياد نمودهاند خيرخواهانه اعلام مينمايد كه شايستهء دانش و بينش شما نبوده و اين عبارت احساسات دينى مسلمانان را جريحهدار مينمايد .
. . . ملت ايران را عقيده اين است كه صدمات وارده از شمال بتصديق دولت انگليس بوده ، هتك احترام ارض اقدس خراسان و سكوت دولت متبوعهء شما اين عقيده را تأكيد نمود . به خوبى ميدانيد كه ملت ايران بعد از متابعت ديانت ، دوستدار دولت و استقلال خود بوده و كمال احتراز را از مخالفت با دولت خود دارد ولى در عين حال همين كه از ناحيهء مقدسهء شريعت حكمى و امرى صادر گرديد مال و جان در راه انفاذش صرف مىكند ، بواسطهء خلف قول و هجوم به بصره بود كه علماى عراق با شما مخالف شدند .
اينجانب بملاحظهء وقت تاكنون توانستهام جلوگيرى از هيجان مخالفتآميز نمايم ولى با كمال اسف بشما اطلاع مىدهم كه عمليات اخير شما در خليج فارس و ناصرى و محمره و بردن قنسول آلمان كه به كلى مخالف بىطرفى ايران بود ، بيشتر افكار را بهيجان آورده است . بر شما است كه ترك مهاجمه بكنيد و به ارجاع قنسول آلمان روابط را محفوظ بداريد . اگر عمليات جنگجويانهء شما دوام پيدا كرد جلوگيرى از ملت ممتنع گردد ، ملامت و مسئوليت راجع بشما است كه از خط بيطرفى تخطى نموديد و اينجانب را هيچ ملامت و مسئوليتى نيست لقد اعذر من انذر خادم الشريعه . محمد حسين برازجانى . »
نهايت همراهى را من با قوام الملك كردم « 1 » ، او هم خدماتى كرد ، از آلودگى بيرون آمد ، بر ايلات خمسه مسلط شد ، برحسب خوى موروث نمىدانم چه بسردار اسعد نوشته است كه به من مينويسند ، « 12 رمضان 33 قربانت گردم پس از تقديم ارادت صميمانه چندى قبل عريضهاى عرض كردم اينك هم عرض ميكنم ، از اول ورود خودتان بفارس الطاف مخصوص كه دربارهء جناب مستطاب آقاى قوام الملك مبذول فرمودند در انتظام فارس با يكنوع اتحاد و اتفاق كه بىنهايت اسباب اميدوارى بنده بلكه هر وطن - دوستى و ايرانخواهى را از اقدامات شايستهء تمجيد خودتان فراهم داشتيد سزاوار اين بود آن رويهء پسنديده را استدامه داده وسيله بدست اشخاص مغرض ندهند . مدتى است مىشنوم كدورتى فيما بين حضرت عالى و قوام الملك حاصل شده و نمىدانم چه شده است كه ايشان را گلهمند فرمودهايد لازم شد در اين موقع خواهش نمايم هر كدورت و دلتنگى هم در ميان بوده است مرتفع نمائيد . . . على قلى »
موقعى كه من بشيراز رسيدم قوام الملك هشتاد هزار تومان قرض داشت و از شهر قدم بيرون نمىتوانست گذاشت روزى كه من از شيراز حركت كردم مبلغى اندوخته و بر ابواب جمعى خود مسلط بود . بلى من خودم در فكر خودم در فكر استفادهء مادى نبودم حتى دارائى موروث از دستم رفت اما در حدى مانع استفادهء امثال قوام الملكها هم نبودم تا مصلحت از دست نرود و اختيار اهون الضررين محفوظ مانده باشد . نظر مرا در كار آقايان نداشتند ، من براى جيب كار نميكردم و آقايان همه توجهشان بجيب بود و منافعشان جيب .
از سردار اسعد كه مسلك مرا ميداند و از اخلاق رفقا بىاطلاع نيست ، توقع اين سفارش را نداشتم .
منحصر بقوام الملك نيست ، صولت الدوله هم كه براى او از دولت شمشير خواستم دمى علم كرده است و شمشير را به روى خودم ميكشد و شرح كشاف بميرزا ابراهيم مينويسد كه فلانى انگلوفيل است و و و .
هامش
( 1 ) - از فاخر السلطنه سوار خواستم به شهر آمدند ، سر كوه را بحيدر على خان نواب سپردم و حكومت نيريز را به منصور السلطنهء عرب دادم به انا و لا غيرى قوام الملك برخورد .